Tuesday, October 20, 2009



محیط آشیقی پنج استان جنوبي آزربايجان ايران (قزوين، تهران، مرکزي، قم و همدان)

محیط آشیقی قم- ساوه- همدان/ اسدالله امیری

به نقل از: مجله بایرام- زنجان- شماره ۱۹- تیرماه ۸۸

http://tilimxan.blogfa.com/post-111.aspx

محيط آشيقي قم - ساوه-همدان

اساتيد و محققين فرهنگ ترکي، محيط آشيقي موجود در ايران را از نظر جغرافيايي و شيوه هاي اجرا به مناطق مختلفي تقسيم نموده اند. از جمله دکتر علي قافقازيالي در کتاب "ايران تورکلري آشيق محيطلري" محيط آشيقي ايران را به نواحي زير تقسيم مي کند:[1]

1) محيط آشيقي تبريز- قاراداغ
2) محيط آشيقي اورميه
3) محيط آشيقي سولدوز- قاراپاپاق
4) محيط آشيقي زنجان
5) محيط آشيقي قم- ساوه
6) محيط آشيقي خراسان-ترکمن صحرا
7) محيط آشيقي قشقايي(جنوب و مركز ايران)

در اين مقاله سعي شده است به محيط فرهنگي پنج استان جنوبي آذربايجان ايران (قزوين، تهران، مرکزي، قم و همدان) پرداخته شود.

اين محيط مشتمل بر مناطق ترک نشين استان تهران (ترکان بومي و غير مهاجر شهرهاي ساوجبلاغ، نظرآباد، اشتهارد، شهريار و مناطق ترک نشين شهرستانهاي گرمسار، فيروزکوه، ورامين و ... ) [2]، و همچنين استانهاي اکثراٌ ترک نشين قم (قم، جعفرآباد، خلجستان و.. )، مرکزي (اراک، فراهان، شازند، کميجان، خنداب، آشتيان، تفرش، خمين، محلات، ساوه، زرنديه و ...) [3]، قزوين (قزوين، آبيک، تاكستان، بوئين زهرا، خرقان و ...) و همدان (همدان، اسدآباد، بهار، ملاير، رزن، کبوترآهنگ و ) مي¬باشد.

امروزه مي توان گفت مرکزيت محيط آشيقي مذکور در شهر قم قرار دارد به طوريکه هم اکنون در شهر قم چهار استريو به توليد و توزيع محصولات فرهنگي به زبان ترکي مشغولند [4].

حتي استريويي با نيم قرن سابقه در شهر قم عليرغم اينكه مسوليتش با شخصي غير ترك زبان بوده و از ابتدا كار خود را با موسيقي فارسي شروع نموده است به دليل استقبال مردم از موسيقي تركي به سمت توليدات فرهنگي تركي گرايش پيدا نموده و كمك شاياني نيز به اعتلاي فرهنگ تركي در منطقه نموده است. علاوه بر شهر قم شهرهاي کرج، ساوه و همدان نيز به عنوان مراکز آشيقي اين منطقه مطرح مي باشند. به گفته آقاي نصرت الله زرگر، فعال فرهنگي منطقه شهريار و کرج، هاواهاي اين منطقه شبيه به هاواهاي ساوه مي باشد. از طرفي مناطقي مانند بيجار و قروه در استان کردستان تحت تاثير موسيقي ترکي استان همدان بوده و همچنين اين محيط مي تواند نقش حلقه اتصال موسيقي مناطق ترک نشين مركزي و جنوبي کشور از قبيل فريدن، چادگان، شهرکرد، سامان، قشقائيه، طوايف ترک استان کرمان با موسيقي استانهاي شمالي آذربايجان ايفا نمايد. از شعراي بسيار تاثيرگذار اين محيط حکيم تيليم¬خان ساوه اي مي باشد. در كنار حكيم تيليم خان شعرايي مانند شاه اسماعيل خطايي، خسته قاسيم، مأذون قشقايي، مهجور خندابي نيز بر اين محيط تأثير نهاده اند. در مراسم ساليانه اي که در بزرگداشت حکيم تيليم خان در روستاي مرغئي ساوه (زادگاه تيليم خان) برگزار مي گردد استاداني از تقريبا تمامي مناطق ترک نشين ايران شرکت مي نمايند. بزرگاني همچون: دكتر جواد هيئت، پروفسور محمدتقي زهتابي، دكتر محمدعلي فرزانه، دكتر علي كمالي، دكتر گونئيلي، سيدحيدر بيات، حسن دميرچي، غلامرضا بهاري، اسدالله مرداني و افرادي از ترکمن صحرا و ساير مناطق ايران تابحال در اين مراسم شركت کرده‌اند.

همچنين منطقه اي کوهستاني به نام قاراقان (خرقان) که بین استانهاي مرکزي، قزوين و همدان تقسيم شده است در اين محيط واقع است. شخصيتهاي فرهنگي ما از قبيل غيبعلي آوجي، دکتر علي کمالي، شاعر اکبرخان رزّاقي، آشيق مسيح الله رضايي، آشيق کاظم مشهدي و ... از اين منطقه برخواسته اند. منطقه قاراقان از نظر آب و هوايي و قدمت تاريخي و مناطق باستاني حائز اهميت است. برج هاي دوقلو در نزديکي آبگرم، علي بولاغي، کوه اينجي قارا در نزديکي ازبيزان- چيليسبان و آسقين و ... ميتوانند باعث ايجاد جاذبه هاي توريستي منطقه قاراقان گردند. پيشنهاد بنده اين است که مجموعه¬اي جهت برگزاري مراسم‌های فرهنگي و آشيقي در سطح كشوري و منطقه اي در آنجا ايجاد گردد. البتّه اين طرح از طرح هاي اجرا نشده مرحوم دكتر علي کمالي در روستاي بند امير قاراقان ساوه نيز بوده است.

در شهرهاي مهاجرپذير مانند قم و کرج ارتباط ترکهاي مهاجر نواحي شمالي آذربايجان (استانهاي آذربايجان شرقي و غربي و اردبيل و زنجان و ...) با ترکان بومي باعث تقويت اين هنر در اين شهرها شده است.مثلا موسيقي متن آلبوم «کؤرپو» که با صداي شاعر ساوه اي(براتعلي فتح الهي) در استريو نواي دلشده کرج دکلمه شده، توسط آشيق بيژن اسلامي خلخالي نواخته شده است.

همچنين اشعار شاعر اهل بويين زهراي قزوين، آقاي درويش بهروان اينانلي، در کرج علاوه بر آشيقهاي بومي اطراف کرج مانند آشيق مسيح الله رضايي، توسط آشيق بيژن اسلامي و ديگران نيز خوانده مي شود. از نقطه نظر تنوع لهجه هاي ترکي آذري نيز، اين محيط رنگارنگي زيبايي را دارا مي باشد: لهجه ترکهاي شاه سون، ترکهاي غير شاه سون در کنار لهجه باستاني ترکي خلجي در ناحيه خلجستان (مابين قم و تفرش) و همچنين لهجه خاص شهرهاي خنداب و شهرستان بهار و نیز روستاهاي اطراف خمين و محلات (شهرها و روستاهاي قورچي باشي، چنار و ...) تنوع لهجه(ترکي) خاصي به اين محيط داده است.

اشعار و داستانهايي که توسط آشيقهای این محیط خوانده مي شود عبارتند از: داستان کوراوغلو، شاه اسماعيل، اصلي و کرم، سيدي و پري، اسعد نظام، تيليم خان و مهري، خسته قاسم، مأذون قشقايي، مهجور خندابي، آشيق رضعلي، تورکمان محمود، آشيق رضا بهاري و ... . در خصوص حكيم تيليم خان علاوه بر اينكه اشعار پر محتواي ايشان زينت بخش مراسم آشيقي بوده، داستان عاشقانه مهري و تيليم خان نيز توسط آشيقها نقل مي گردد. معمولاً آشيقي كه از تيليم خان بيشتر بداند، همان قدر استادتر است.

مانند همه جاي آذربايجان، در اين محيط نيز هنر آشيقي نسل به نسل از گذشتگان دور به اين دوره رسيده است. ضمن اداي احترام به آشيقهاي از دنيا رفته( اسماعيل شاهمرادي، محمد حسن هنرمند و ...) قابل ذکر است که امروزه آشيقهاي باتجربه نظير: استاد مسيح الله رضايي، استاد گونش(علي رمضاني)، استاد حيدر محمودي، غياث جباري، بالاخان دانش بيات، حسين علي حسيني، تقي محيط، رمضان باقي، محمدعلي صحرايي در کنار آشيقهاي جوانتري چون: نادر رنجبر، مهدي صدري، علي ولدخاني، کاظم مشهدي، محمد خانکي، اکبر غلامي،حسن دژم و ... نقش به سزايي در شکوفايي اين هنر اصيل در محيط مورد بحث دارند. طبق نوشته¬هاي دكتر قافقازيالي در كتاب ايران توركلري آشيق محيطلري در اين محيط تعداد چهل آشيق به هنر آشيقي مشغول ميباشند كه با افزودن اسامي جوانهاني كه در سالهاي اخير به اين حرفه روي آورده اند تعداد آنها به بيش از پنجاه نفر خواهد رسيد. از اشخاصي كه اقدام به معرفي هنر آشيقي و آشيقها در اين محيط نمودهاند مي توان به مرحوم دكتر علي كمالي، مهران بهاري، سيدحيدر بيات، دكتر علي قافقازيالي، جواد دربندي، آشيق گونش(علي رمضاني) و ديگران اشاره نمود. مقالاتي در معرفي شعرا و آشيقهاي منطقه نيز ازاين قلم در وبسايتهاي آلمايولو و حكيم تيليم خان منتشر شده است.[5]

کاربرد کلمه اوزان در مرغئي:

آقاي مهرعلي احمدي(در سال 87 پنجاه ساله) از اهالي مرغئي ساکن تهران از قول مادر بزرگ مرحومه اش خانم گول صنم که طبع شعري نيز داشته است نقل مي کند که ايشان در جريان يک موضوع خانوادگي که يکي از پسرانش با دختري ازدواج مي کند، مرحومه گول صنم باجي اعتراض خود را به اين ازدواج با سرودن في البداهه اين دوبيتي ابراز مي دارد:

ائمميزه اوزان گلير
پرگاروموز پوزان گلير

ياخچوموزو يامانوموز
آسگونلو دفترينده يازان گلير.[6]

آقاي احمدي با نقل موضوع فوق اوزان را "آشوق" معني نمود.[7]

آشيقها معمولا پيام آورزندگي مي باشند. هر جا آشيق مي نوازد آنجا پر است از عشق و عرفان و زندگي. آشيقها تمام تجربيات تلخ و شيرين يک ملت را از گذشته هاي دور به نسل جديد منتقل مي کنند. گاهي حتي تک مصرعي که از زبان آشيق خارج مي شود يک دنيا تجربه و حکمت در آن نهفته است: ائله گئد گلگينن يول اينجيمه سين.

با آرزوي رسيدن كليه اوزانهاي ما به آنچه كه مستحقش هستند.
--------------------------------------------------------------------------------

[1] - ايران تورکلري آشيق محيطلري- دوکتور علي قافقازيالي-2006- ارزوروم- تورکيه- اثر افست يايين ائوي
[2] - در استان تهران علاوه بر مناطق غربي مانند شهريار و ساوجبلاغ و ... در مناطق شرقي مانند فيروزکوه نيز روستاهاي ترک زباني مانند گدوک، توروت، سرانزا و ... وجود دارد. در بخش طالقان نيز روستهايي مانند ميناوند ترک زبانند.
[3] - در استان مرکزي علاوه بر شهرهايي مانند ساوه، شهرستان زرنديه، شازند، کميجان و ... در شهرستانهاي جنوبي استان مانند خمين و محلات نيز روستاهاي بيشمار ترک زبان يافت مي شوند. مانند روستاي بزيجان محلات، دهستان حمزه لو و بخش قورچي باشي خمين.
[4] - مقاله مسأله آذربايجان به صورت راست و حسيني- سيد حيدر بيات- وبسايت آلما يولو: www.hbayat.com
[5] - www.hbayat.com و www.tilimxan.blogfa.com
[6] - آسگون(آسقين) نام طايفه اي در مرغئي مي باشد.
[7] - نوروز 1387- نقل از آقاي مهرعلي احمدي-مرغئي-ساوه

Friday, September 25, 2009

دعاي باران در ملارد آزربايجان- استان تهران

http://malardiha.blogfa.com/cat-141.aspx

در زماني که نيامدن باران مردم را نگران مي…ساخت، اشعاري ساده و بي بيرايه به زبان فارسي يا ترکي توسط زنان ملارد زمزمه مي…شد که عموماً با انجام کارهاي روزانه همچون پختن نان، شير دوشي گوسفندان، نظافت خانه، پختن نان و آماده نمودن غذاي اهل منزل همراه بود. اين اشعار اکنون از خاطره…ها رفته و به فراموشي سپرده شده است.

از جمله سروده هايي که همراه با انجام کارهاي روزانه بمانند دعا خوانده مي شده:

تانـري بيـزه لطف ايله
ياغيشده يوخ، وار ايله
قوجـه
لره عمـور ور
جوان
لري شاد ايله
بيز بنده…يوخ، گنهکار
اوشاقلارا رحم ايله

[ترجمه: خدايا به ما لطف کن؛ باران نيست، هوا را باراني کن؛ به پيران عمر طولاني بده؛ جوانان را شاد کن؛ ما بندگان گنهکاري هستيم؛ اما تو به کودکان ما رحم کن].

و يا اين ترانه ساده که کودکان در بازی هاي کودکانه خود مي خوانده اند:

خدا خداجون بارون کن
بـارون بي 
پـايـون کن
آب، رو زميـن روون کن
درختـــارو جـوون کن
بهار اومده شنگه نيست
قزياغي و پونه نيست

زنان و کودکان روستايي ملارد، با خواندن ترانه‌
هايي از اين قبيل، جاري شدن باران را انتظار مي
کشيدند و خداوند به پاکي قلب آنان
، باراني زلال از الطاف الهي خود را به آنان هديه مي
داد.

مراسم چمچه خاتون در ملارد آزربايجان-استان تهران


هنگامي که مدتي باران نمي
باريد و احتمال خطر کم آبي مزارع و باغات را تهديد مي
کرد، شماري از خانواده…ها جمع شده، بچه…هاي خود را براي برگزاري مراسم چمچه خاتون آماده مي…کردند. ابزار مورد نياز براي اين مراسم عبارت بود از:



١. يک قاشق بزرگ چوبي که به آن «چمچه» گفته مي…شد.

٢. دوختن و فراهم نمودن عروسکي پارچه…اي.



پس از اين که عروسک آماده مي…شد، قسمت پهن چمچه را در لباس عروسک قرار داده، آن را به شيوه…اي خاص مي…دوختند تا چمچه از عروسک جدا نشود و سپس دسته…ي چمچه را در اختيار کودکان قرار مي…دادند تا مراسم را اجرا نمايند.



نکته قابل توجه در چهره سازي اين عروسک اين بود که زناني که چهره…ي عروسک را سوزن دوزي مي…کردند، تلاش عمده…ي خود را در زشت و عبوس نشان دادن عروسک به کار مي…بردند و اين شايد نشان و نمادي از چهره…ي خشن و عبوس خشکسالي بوده باشد.



وقتي چمچه خاتون در دست کودکان قرار مي…گرفت، آنان به صورت گروهي در کوچه پس کوچه…هاي ملارد و کردآباد راه افتاده، با هاي و هوي کودکانه خود، جلوي هر خانه…اي که مي…رسيدند اين ترانه ترکي را مي
خواندند:



چمچه خاتون نه ايستير

اللـه
دن ياغيش ايستير

اَلـي قاليـب خميـــرده

بيرجه قاشق سو ايستير



ترجمه: «چمچه خاتون چي مي
خواد؛ از خدا باران مي
خواد؛ دستش مونده تو خمير؛ به اندازه يک قاشق آب مي
خواد».



هنگامي که بچه
ها جلوي خانه
اي مي
رسيدند و اين ترانه ترکي را مي
خواندند، اهالي خانه در را باز کرده و با کاسه يا پارچ و يا هر وسيله ديگري روي عروسک و بچه
ها آب مي
پاشيدند. شليک خنده بچه
ها و کساني که آنان را مي
ديدند بلند مي
شد و بچه
ها با لباس
هاي خيس راه افتاده خود را به جلوي خانه ديگري مي
رساندند و دوباره همان ترانه را با صداي بلند مي
خواندند و اهل خانه آب بر آنان مي
پاشيدند و بدين ترتيب اين ترانه را جلوي درب بيشتر منازل مي
خواندند و رسم رايج نيز آب پاشيدن بر روي عروسک و بچه
ها بود.

Monday, September 21, 2009



تفرقه افكني بين دو شهرستان آزربايجاني ملارد و شهريار

شهر ملارد در استان تهران يا استان البرز؟

کرج در آينده اي نزديک تبديل به استان خواهد شد و شايد هم استاني به نام البرز


http://malardiha.blogfa.com

moin.mehrabi@yahoo.com

در سال 1385 رشيد جلالي جعفري نماينده کرج در دوره هفتم خبر از اين داد که استان شدن کرج قطعي است و سپس همين نماينده در حاشيه جلسه علني مجلس در روز 5 شنبه 7 ارديبهشت 1385 به بيان اين مطلب پرداخت كه بحث مستقل شدن كرج از استان تهران از مدتها پيش مطرح بوده و احتمالاً تبديل شدن كرج به استان، در قالب لايحه به مجلس تقديم خواهد شد.

http://www.karajiha.ir/forums/viewtopic.php?t=1305

دو سال و نيم پس از آن، فاطمه آجرلو نماينده دوره هشتم کرج در مجلس، در تاريخ 13 مهر 1387 در سخنراني خود در مسجد صاحب الزمان شهرک اهري فرديس خبر داد که:

طرح تاسیس استانی جدید در غرب تهران اخیراً به صحن مجلس آورده شده است. بر این اساس طرح و نقشه این استان که شهرستان
های غرب استان تهران را شامل می شود در دست بررسی قرار گرفته است.

آجرلو گفت: در صورت تاسیس این استان، شهرستان
های ساوجبلاغ، نظرآباد، شهریار، رباط کریم و کرج در جغرافیای سیاسی و اجتماعی آن قرار خواهند گرفت.

http://www.jkaraj.net/Pages/shownews.asp?Num=1203&Page=Political

و بالاخره اين که روزنامه دنياي اقتصاد در تاريخ 21 مهر 1387 به نقل سايت تحليلي خبري عصر ايران خبر داد:

«به گزارش خبرنگار عصرایران نقشه استان البرز توسط وزارت کشور و سازمان جغرافیایی آماده شده و بعد از تکمیل نهایی به هیئت دولت ارجاع داده خواهد شد.

بر اساس اطلاعات رسیده به عصرایران تا کنون شهر های کرج، گرم دره، فردیس، مشکین دشت، ماهدشت و اشتهارد نامشان در استان البرز قطعی شده است.

استان البرز در قالب طرح جامع استان شدن غرب استان تهران مطرح شده و گفته می
شود وزارت کشور در حال نهایی کردن این طرح است».

- - - - - - - - - -

حال بايد ديد، جايگاه ملارد در کدام استان خواهد بود؟ آيا تبديل شدن کرج به استان و قرار گرفتن ملارد در اين استان براي شهري چون ملارد مزيت خواهد بود، يا همانند قرار گرفتن ملارد در زير پوشش شهريار که در طي دو دهه، نوعي عقب ماندگي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي را براي اين شهر در پي داشته، ارمغان ديگري نخواهد داشت.

آنچه مسلم است اين که، شهر ملارد بايد ابتدا و پيش از هر چيز، تبديل به شهرستان شده و از استيلاي اداري شهريار رهايي يابد تا بتواند بالندگي و شکوفايي خود را به دست آورد؛ چيزي که همواره از اين شهر دريغ شده و به همين دليل نيز همواره پر و بال آن را قيچي کرده
اند.

به نظر مي
رسد، هنگامي که ملارد تبديل به شهرستان شود، ديگر چندان فرقي نخواهد داشت که در استان تهران قرار گيرد يا استان البرز. زيرا فاصله تا استان شدن اين شهرستان و اين که بخواهند به همين گناه بر سرش بکوبند خيلي زياد است.



کودکان ملاردی در صورت تکلم به ترکی توسط مدیر و ناظم تنبیه می‌شدند

http://siyamek.blogspot.com/

ساکنان ملارد قدیم بیشتر به ترکی حرف می‌زدند. از این‌رو هنگامی که نخستین مدرسه ابتدایی ملارد افتتاح گردید چنان‌که کودکی با همکلاسیهای خود به ترکی حرف می‌زد توسط آموزگار یا ناظم مدرسه تنبیه می‌شد. اکنون نیز اهالی ملارد به دو زبان فارسی و ترکی صحبت می‌کنند...

اولين دبستان ملارد موسوم به «دبستان شماره 56 ملارد»
چون از سال1317 براي مخارج دبستان ابتدايي ملارد بودجه‌اي تخصيص يافته بود؛ کلاس اول نظام جديد براي نخستين‌بار در مهرماه سال1317 در خانه حاج غلامرضا افشار داير گرديد.

Tuesday, August 11, 2009

عئلمه‌ددین کرجده کونسئرت وئره‌جه‌ک

http://www.siyamek.blogspot.com/

خبرلره گؤره(+،+) عئلمه‌ددین ایبراهیموو(علم‌الدین ابراهیموف/Elməddin İbrahimov) آیین 8 و 9و گئجه ساعات 9دا کرج‌ده کونسئرت وئره‌جه‌ک.



موسیقی اولدوزوموز عئلمه‌ددین ایبراهیموو 11 یاشیندادیر. 2009 موغام یاریشماسیندا بیرینجی اولان عئلمه‌ددین ایندییه کیمی نئچه اوروپا اؤلکه‌سینده کونسئرت وئریب. عئلمه‌ددین کرجدن سونرا تبریز و اورمیه‌ده ده کونسئرت وئره‌جه‌ک.

قیسمه‌ت اولسا جومعه گئجه‌سی اورادایام.

یئر: کرج، قزوین خییاوانی(شهید بهشتی)، سیپاه(آجرلو) مئیدانی و طالقانی دؤدیولونون آراسی، "شهیدان نژادفلاح" سالونو
بیلی قییمه‌تی: 15000، 25000 و 30000 تومه‌ن
ّبیلیت آلماق اوچون "ققنوس" موسیقی مرکزی ایله باغلانتی قورون.
تئلئفونلار: 22728007-22738007

اجراي اشعار حكيم تيليم خان در چهاردهمين جشنواره بين المللي آييني- سنتي تهران

http://tilimxan.blogfa.com/post-90.aspx

بسمه تعالي

در جشنواره بين المللي آييني سنتي در مجموعه تئاتر شهر پارك دانشجوي تهران، توسط نمايندگان موسيقي از استانهاي همدان- مركزي- قم و تهران(شهريار)شعري از حكيم تيليم خان ساوه اي با اجراي آشيق ها: حسين علي حسيني و نصرت الله زرگر با همراهي بالابان: محمد جعفري در تاريخ ۱۱/۵ /۱۳۸۸ در ساعت ۹ شب اجرا گرديد. در اين برنامه شعر زيباي مباحثه مؤو و قويون(درخت مو و ميش) به زبان تركي به همراه توضيح فارسي آن و همچنين آهنگ محلي " جانيم اينچه بئل ياواش گل" نيز توسط گروه مذكور اجرا گرديد و مورد استقبال حاضرين واقع شد. در اين مراسم جمعي از محققين فرهنگ استانهاي ياد شده نيز حضور داشتند.







ايلگيلي لينك لر:

http://siyamek.blogspot.com/2009/08/mov-ile-qoyunun-deyismesi-sehnelendi.html

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=796681

http://www.iranseda.ir/old/showfullitem/?r=157699

استان جديد آزربايجاني: البرز

با تقسيم استان تهران به دو استان تهران و البرز، اراضي آزربايجان و يا منطقه ترك نشين شمال غرب كشور بين ١٣-سيزده استان جدا از هم وابسته به مركز، تجزيه مي شود. با تشكيل استان جديد البرز كه داراي اكثريت مطلق جعميتي ترك خواهد بود، تركان در استان تهران تبديل به اكثريت نسبي خواهند شد.

احمدي نژاد در نشست خبري اعلام کرد:
استان البرز به مرکزيت کرج تشکيل مي‌شود

جام جم آنلاين: رييس جمهور با اعلام اينکه در دومين دور سفر استاني هيات دولت به استان تهران 320 مصوبه براي عمران و آباداني هر چه بيشتر استان تهران به تصويب هيات دولت رسيد، خبر داد که در جلسه هيات دولت تصويب شد که استان البرز به مرکزيت کرج تشکيل شود.

به گزارش ايرنا، دکتر محمود احمدي‌نژاد عصر شنبه در نشست خبري با خبرنگاران اظهار داشت: در طولاني‌ترين نشست هيات دولت که بيش از 7 ساعت به طول انجاميد دولت 320 بند مصوبه را براي عمران و آباداني استان تهران به تصويب رساند.

وي همچنين اظهار داشت: دولت 156 ميليارد تومان براي اشتغالزايي و طرح‌هاي خوداشتغالي در استان تهران تصويب کرد و همچنين مصوب شد براي ساخت شهرک‌هاي پيشرفته و نوين تا محدوده 120 کيلومتر که قبلا وجود داشت برداشته شد.

همچنين در جلسه هيات دولت تصويب شد که استان البرز به مرکزيت کرج تشکيل شود و قرار است دولت اين لايحه را به مجلس شوراي اسلامي تقديم کند.

دو شهرستان آزربايجاني جديد

با ابلاغ وزير كشور؛ قدس و ملارد شهرستان شدند

جام جم آنلاين: صادق محصولي در نامه‌اي به استاندارتهران مصوبه دولت مبني بر ارتقا دو شهر قدس و ملارد به شهرستان را ابلاغ كرد.
به گزارش فارس، صادق محصولي وزير كشور در نامه‌اي به استاندار تهران با اشاره به مصوبه مورخ21 ارديبهشت ماه 88 هيأت محترم وزيران مبني بر ايجاد شهرستان‌هاي جديد قدس و ملارد را ابلاغ كرد .

وي در اين ابلاغيه از استاندار تهران خواسته است كه با توجه به قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات كشوري و آئين نامه اجرايي آن اقدام لازم در اين خصوص معمول را دارند .

هيئت وزيران در جلسه مورخ 21 ارديبهشت ماه خود بنا به پيشنهاد وزارت كشور با ايجاد شهرستان قدس به مركزيت شهر قدس كه با ساختار تقسيماتي بخش مركزي شامل دهستان‌هاي هفت جوي و دانش با درجه تراكمي زياد در مجاورت جاده تهران – كرج ، راه آهن تهران – تبريز قرار گرفته است را بررسي و مورد موافقت قرار داد.

همچنين بر اساس اين مصوبه شهرستان ملارد به مركزيت شهر ملارد از تركيب بخش هاي مركزي و صفادشت در تابعيت استان تهران تشكيل خواهد شد.

Wednesday, July 08, 2009



انتقال دو فعال بازداشتی آذربایجانی در اسلامشهر به بند ۲۰۹ زندان اوین

بهنام شیخی و محمود اجاقلو از فعالین مدنی آذربایجانی در اسلامشهر که روز سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۱٣٨٨توسط مامورین اداره اطلاعات تهران بازداشت شده بودند به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال یافته اند.

بهنام شیخی و محمود اجاقلو از فعالین مدنی آذربایجانی در اسلامشهر که روز سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۱٣٨٨توسط مامورین اداره اطلاعات تهران بازداشت شده بودند به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال یافته اند.



به گفته منابع نزدیک به خانواده شیخی، پس از پیگیریهای مکرر برای اطلاع از وضعیت بهنام شیخی، معاونت دادسرای امنیت تهران قاضی فلاح در گفتگو با برادر این فعال آذربایجانی خبر از انتقال وی به بند ۲۰۹ زندان اوین جهت انجام تحقیقات بیشتر داده است.

علاوه از این ماموران اداره اطلاعات روز شنبه ۲۳ خرداد ۸۸ با مراجعه به منزل شیخی ضمن تفتیش منزل و مغازه، پولهای موجود در گاو صندوق مغازه را که روی بعضی از آنها شعارهای در رابطه با حقوق زبانی آذربایجانیها نوشته شده بود و همچنین کتابها و وسایل شخصی وی را با خود برده اند.

بهنام شیخی پیش از این نیز در ۲۳ آبان ۸۷ و در جریان مراسم بزرگداشت سردار ملی ستارخان در شهر ری بازداشت و پس از یک روز به قید ضمانت از زندان آزاد شده بود.

گفتنی است این فعالین آذربایجانی از حق ملاقات با خانواده و وکیل محروم بوده و علیرغم پیگیریهای مکرر خانواده، مسئولین قضایی از دادن اجازه ملاقات به آنها خودداری می نماید.

شایان ذکر است که تحصیل به زبان مادری و اجرای اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی ایران یکی از خواسته های آذربایجانیهاست اما طرح این خواسته باعث دستگیری بسیاری از فعالین مدنی در سالهای اخیر شده است.



بازداشت دو تن از فعالین مدنی آذربایجانی در اسلامشهر

جمعه, 06/12/2009 - 08:00 — Anonymous

بهنام شیخی و محمود اجاقلی دو تن از فعالین مدنی آذربایجانی در اسلامشهر روز سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۱٣٨٨توسط مامورین اداره اطلاعات تهران بازداشت و به بازداشتگاه دفتر پیگیری وازارت اطلاعات منتقل شدند.



بازداشت این افراد در رابطه با دیوار نویسی و نوشتن شعاری با مضمون "خواسته آذربایجانیها: اجرای اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی" در سطح محلات اسلامشهر در قالب تبلیغات انتخاباتی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی صورت می پذیرد.

نزدیکان خانواده شیخی می گویند بهنام شیخی طی تماسی تلفنی با خانواده در روز پنجشنبه ۲۱ خرداد از خانواده خواسته است تا در صورت مراجعه مامورین مهر و کلیشه دیوار نویسی با مضمون درخواست اجرای اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی و همچنین لب تاپ وی را به مامورین تحویل دهند.

به گفته همین منابع مامورین اداره اطلاعات تهران روز سه شنبه طی تماس تلفنی با بهنام شیخی از وی خواسته بودند تا خود را به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در خیابان ولیعصر تهران معرفی نماید اما وی ضمن رد احضار تلفنی، درخواست ارسال احضاریه کتبی با مهر و امضا قاضی را نموده بود.

ساعتی چند پس از این بحث تلفنی، مامورین با مراجعه به مغازه بهنام شیخی وی را دستگیر کردند.در این حین حیدر شیخی برادر وی از مامورین می خواهد تا حکم جلب خود را نشان دهند که مامورین اقدام به ضرب و شتم وی می نمایند.

همچنین مامورین امنیتی محمود اجاقلو یکی دیگر از فعالین مدنی آذربایجانی را به اتهام فیلمبرداری از صحنه بازداشت بهنام شیخی و ضرب و شتم برادرش بازداشت کردند.

چندی پیش نیز بهنام شیخی در جریان مراسم بزرگداشت ستارخان در شهر ری در ۲۳ آبان ۸۷ بازداشت و پس از یک روز بازداشت به قید ضمانت از زندان آزاد شده بود.

شایان ذکر است که تحصیل به زبان مادری و اجرای اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی ایران یکی از خواسته های آذربایجانیهاست اما طرح این خواسته باعث دستگیری بسیاری از فعالین مدنی در سالهای اخیر شده است.


Two Azerbaijani Activists Arrested in Eslamshahr

12 June 2009

Azerbaijani activists Behnam Sheykhi and Mahmud Ojaghli were detained on June 9, 2009 by Tehran Ministry of Intelligence (Ettelaat) officers in Eslamshahr and then transferred to an Ettelaat detention facility.


Behnam Sheykhi was arrested for spraypainting slogans that read "Azerbaijanis Demand the Application of Articles 15 and 19,” on the walls of various buildings, including those of the Musavi campaign headquarters in Eslamshahr. The slogan refers to the articles in the Iranian Constitution that guarantee equal rights and liguisitic freedom, which Musavi has thus far promised to implement.



According to Sheykhi’s family, after learning of his activity, Ettelaat officers of Tehran called Sheykhi on June 9 and summoned him to the Ettelaat office in Vali-Asr Street. Sheykhi, however, refused and demanded a written summons signed and stamped by a judge. After the phone call, the intelligence officers then went to Sheykhi's shop to arrest him. When his brother Heyder Sheykhi demanded they show him a warrant, he and Behnam were severly beaten. Behnam Beykhi was then taken into Ettelaat custody.



In the hayday, Mahmud Ojaghli, an Azerbaijani rights activist, videotaped the assault. He too was beaten and arrested.



Sheykhi's family members reported that Sheykhi called them on June 11 and claimed that Ettelaat officers wanted to confiscate his laptop and the stencil that Sheykhi was using to paint the slogans. He told them to hand the items over should intelligence officers come to his home.



Behnam Sheykhi was arrested once before on November 13, 2008 during a Sattar Khan Remembrance Day ceremony and released on bail the next day.



İn recent years, Azerbaijani activists have become more outspoken in demanding the implementation of articles 15 and 19 of the Iranian Constitution and many have been arrested for this cause.


Detention of Protesters Against Khatami Continue in Iranian Azerbaijan

12 June 2009

Tens of Azerbaijani activists are still in custody after more than two weeks of detention by Iranian intelligence officials.

Activists were arrested after publicly protesting a video that emerged on the internet showing former President Mohammad Khatami insulting ethnic Azerbaijanis. In the backlash, hundreds of Azerbaijani student activists poured into the streets to demand a formal apology from Khatami.

Scores more were arrested on May 22 and 25 during speeches by Presidential hopeful Mir-Hossein Musavi in Bagh Shomal Stadium in Tabriz. Iranian security officers attacked and injured many protesters who were chanting Azerbaijani language rights slogans and also criticizing Khatami.

University professor Alireza Farshi, Ferdin Muradpur, Mortaza Muradpur, Hakam Muradpur, Ali Eslami, Asghar Chamani, Mohsen Golestan, Sejjad Gharabaghli, Tabriz University student Arash Asheghi, Armin Shakeran Vahi, Ali Sadeghi, Ali İraj, and Rasul and Naser Badali are among those who remain imprisoned.

In a statement made by Ali Sima Didar, the spouse of detained activist Ali Reza Farshi, it was announced that little information is known about Farshi’s health. She has received only one phone call from him after 18 days in prison. Farshi’s lawyer Abbas Jamali reports that that Judge Hashemzade, who is responsible for Farshi’s file, will not allow him to contact Farshi.

Another Azerbaijani activist, Fardin Muradpur who was among those wounded and arrested in Tabriz, is reportedly in grave health.

Recently, Amnesty International published an article about the human rights situation in Iran in the run-up to the presidential election. The article stated that more than 15 activists were wounded and arrested in Tabriz while many others were captured in Urmia and Meshkinshahr.

Amnesty International's Report:
http://www.amnesty. org/en/library/ asset/MDE13/ 053/2009/ en/4e086bc7- ca74-4200- ac60-fd6cd1f0b08 1/mde130532009en .html


For more information contact:


Fakhteh Zamani - President, Association for Defense of Azerbaijani Political Prisoners in Iran - ADAPP
+;1-604-677-2524
info.adapp@gmail. com
www.adapp.info
www.savalansesi. com

Tuesday, June 02, 2009



آذربايجانين اونودولموش و غريب بؤلگه لري)همدان، قزوين، زنجان و مركزي اوستانلار(

ساوالان هالماتانلي

بيلديگينيز کيمي 85 ايل بوندان اؤنجه فارس حاکيمييتي ايراندا ايش اوستونه گلير و ايران مملکتينده ياشييان غئير فارس اينسانلار اؤزلليکله تورکلر، فاشيستي سيياست لره معروض قاليرلار . فاشيستي سيياست لر اساسيندا آذربايجان ايالتي تجزييه اولور و اوندان نئچه بؤلگه آيريلير. آذربايجانين تجزييه سي ياواش ياواش و چئشيتلي شکيل لرده قاباغا گئدير و بو گونه قدر آذربايجان نئچه اوستانا تجزييه اولونوب کي عيبارتدير: باتي آذربايجان، دوغو آذربايجان، اردبيل، زنجان ، همدان، قزوين و مرکزي اوستانلار. آذربايجانين بير پارا شهرلريده او بيري اوستانلارا وئريليب کي اؤرنک اولاراق آستاراني آد آپارماق اولار.گونئي آذربايجان ميللي حرکتي قئيد اولونموش بؤلگه لرين بير سيراسيندا فاشيستي سيياست لره قارشي موباريزه يه باشلاييب و بو گونه قدر اؤنملي و گؤزه گلين نتيجه لره چاتيب آما ايستر- ايسته مز بير سيرا بؤلگه لرده اونودولوب . اونودولموش بؤلگه لرده (همدان،زنجان و قزوين و مركزي اوستانلار) آشاغيدا قئيد اولونان يوللار اؤنر وئريلير.

1- هر ايل همدان ، زنجان ، قزوين و مركزي بؤلگه لرينه اؤزل بير هفته ايختيصاص وئرينسين کي همدان هفته سي،زنجان هفته سي ، قزوين هفته سي و مركزي اوستان هفته سي آدلانسين. بو اؤزل هفته لرده سيته لر ، وئبلاقلار، كلوب لار و باشقا اينتئرنئت ساحه لري قئيد اولونان بؤلگه لري مئحورييتده قويسونلار و چاليشسينلار تا بو اونودولموش بؤلگه لرين تاريخ ، فرهنگ ، اقتصاد و... مسئله لرينه اؤنم وئريب و اونلاري آرتيخراق تانيدديرسينلار.

2 - قئيد اولونموش بؤلگه لرين هر بيرينه اؤزل بير سيمگه تعريف اولونسون.بيلگي سايار ايشينده چاليشانلار، قئيد اولونموش بؤلگه لره و آذربايجانين باشقا بؤلگه لرين هر بيرينه اؤزل بير سيمگه طرراحليق ائله سينلر. بو سيمگه اولا بيلر كي هر بؤلگه نين بير گؤرملي يئري يا آدليم شخصييتلريندن بيري يا نئچه سي يا بونلارين تركيبي اولسون. بو سيمگه آذربايجان بؤلگه لرينه اؤزل بير كيمليك و اؤزلوك ياردا بيلر.

3 - همدان،زنجان ، قزوين و مركزي بؤلگه لريني آرتيخراق تانيدديرماق اوچون اؤيرنجي درگيلرينده اؤزل سايلار چيخماليدير. آذربايجانين چئشيتلي بؤلگه لرينده چيخان اؤيرنجي درگي لري بو قونويا اؤنم وئرملي ديرلر نيسه بيلي يوردلاردا اولان اؤيرنجي لره اويانيش وئرمك بيزيم بيرينجي ايشيمزدير.اگر بير جامعه نين اؤيرنجي لري بير قونودا اويانسا ، بالا بالا جامعه ده ياشييان باشقا اينسانلاردا اوياناجاق و بو مسئله نين اؤنمي ني دوشونجكلر.

4- همدان ، زنجان ، قزوين و مركزي اوستان لاريندا اولان بيلي يوردلارلا گوجلو ايلگي قورولماليدير. بيلديگينيز كيمي قئيد اولونموش بؤلگه لرده تكجه زنجاندا بير پارا گؤزه گلين اؤيرنجي حركاتي گؤرونور. ميللي حركتده اولان اؤيرنجي لر تحصيل لرينه داوام وئرمك اوچون ائلييه بيلرلر قئيد اولونان بؤلگه لرين بيلي يوردلاريني اولوييتده قويالار. مثلا ليسانس ، يوكسك ليسانس و... مقطع لرين ايدامه وئرمك اوچون قئيد اولونان بؤلگه لره گئده لر.يا اوردا اولان اؤيرنجي لرله ايلگي قوروب و اوردا بير پارا فرهنگي ايشلر يولا سالالار. مثلا كولترل سرگيسي يا آذربايجان كانسرتي قورماق و بو كيمي ايشلر.

5- همدان،زنجان ، قزوين و مركزي بؤلگلرينده ايشلري ياخجي قاباغا آپارماق اوچون ايش تيملري تشکيل تاپماليدير.

6- قئيد اولونموش بؤلگه لره اينتئرنئت ساحه سينده اؤزل وئبلاقلار و وئب سايتلار يولا دوشملي دير.

7- آذربايجان ميلتين تشويق ائده ک تا بايرام اَييام لاريندا قئيد اولونموش بؤلگه لره سفر ائده لر.بو آماجا يئتيرمک اوچون ايسفند آييندا رئکلاملار اولماليدير.

8- قئيد اولونموش بؤلگه لرده چئشيتلي اَيياملاردا اؤزلليکله بايرام اَيياملاريندا کيتابلار، درگيلر و... تؤهفه اوچون ياييلماليدير. يوخاريدا دئييلن ايشلر تكجه بير پارا اؤنرلردير كي يازانين ذئهنينه يئتيريب . باشقا اؤنرلر بونلاردان داها گؤزل و فايدالي اولا بيلر. موباريزني قاباغا آپارماق اوچون لازيمدير آذربايجانين تبريز و اورمو كيمي بؤلگه لرينده حاكيمييتين فيشارين آزالداق و آسيميله اولان بؤلگه لرده مثلا قزوين ده فرهنگي موباريزه ني گوجلو شكيلده باشليياق.

بو مقاله نين گلجك ده داوامي اولاجاق!!!



فعالین هویت طلب ترك فضای میتینگ «موسوی» در اسلامشهر آزربايجان را تغییر دادند

میللی حرکت سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸:
تـئهران اوشاقلاری- آفتاب اسلامشهر: تعدادی از فعالین هویت طلب با شرکت در میتینگ انتخاباتی میرحسین موسوی در شهر تورک نشین اسلامشهر، جو این تجمع را تغییر دادند.

عصر روز یکشنبه 10 خردادماه جاری، دهها فعال هویت طلب با حضور در محل سخنرانی میرحسین موسوی در حسینیۀ حضرت ابوالفضل این شهر و قرار گرفتن در صفوف جلو و بدست گرفتن پلاکاردهایی با مضمون شعارهای ملی از جمله «تورک دیلی رسمی اولسون» ، «تورک دیلینده مدرسه/ اولمادلیدیر هرکسه» ، «آذربایجان اویاقدی/ اؤز دیلینه دایاقدی» و ... نظر حاضرین و بخصوص میرحسین را به خود جلب نمودند.

میرحسین که تا دقایقی به فارسی سخنرانی میکرد با دیدن این پلاکاردها و خیره شدن بر آنها، خود را ملزم به سخنرانی به زبان تورکی دانسته و نیمۀ دوم سخنرانی خود را به تورکی ادامه داد. در این موقع حاضرین که حدود 90 درصد را تورکها تشکیل میدادند و غالباً از جوانان بودند با کف زدن و سوت و هورا میرحسین را بخاطر بیانات تورکی تشویق کردند و شعارهایی تورکی سردادند.

Friday, May 29, 2009

مراسم سخنرانی محمد خاتمی در مسجد یزدیهای تهران با اعتراض تورکهای آذربایجان روبرو شد


میللی حرکت جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸:

پنج شنبه شب 7/3/88 مراسم سخنرانی سید محمد خاتمی رییس جمهوری سابق و یکی از حامیان اصلی میر حسین موسوی در مسجد جامع یزدی ها واقع در بلوار مرزداران صحنه اعتراض ترک زبانان تهران بود. این مراسم پس از برپایی نماز و سخنرانی برخی از مسئولین اسبق استان یزد در حمایت از میرحسین موسوی با حضور بیش از 3000 نفر برگزار گردید.

با شروع سخنرانی سید محمد خاتمی تعدادی از ترک زبانان حاضر در اعتراض به اهانت ایشان به مردم آذربایجان پلاکاردهایی با مضامین «خاتمی، خجالت خجالت»، «هارای هارای من تورکم»، «مرگ بر آپارتاید»، «گفتگوی تمدنها؟!!» و ... به نمایش گذاردند.

اعتراض مدنی آذربایجانی ها باعث مکث چند لحظه ای خاتمی شد.


برخی از حضار و انتظامات مراسم اقدام به ضرب و شتم معترضین نمودند که با آرامش پلاکاردها را بالای سر خود گرفته بودند.

پس از دقایقی درگیری و کشمکش با خروج آذربایجانی ها با شعار "هارای هارای من تورکم" از مسجد، سخنرانی سید محمد خاتمی به صورت نیمه تمام به پایان رسید.

گفتنی است که در روزهای اخیر و با پخش فیلم اهانت آمیز خاتمی به تركها و آذربایجانی ها، دانشگاه های تهران شاهد برپایی تجمعات بوده و در مراسم سخنرانی میرحسین موسوی در شهرهای تبریز و ارومیه نیز اعتراضاتی به این مورد انجام گرفته بود که به دستگیری بیش از 20 نفر انجامید.


به فیلم این حادثه توجه فرمایید:


http://www.4shared.com/file/108422313/397dfd6b/MVI_3605.html

Tuesday, May 26, 2009

مجمع آذری های مرکز نشین- یاشار ولی زاده اسکوئی

۵ خرداد ۱۳۸۸ | دیدگاه ها (0) | بازتاب ها (0) | چاپ اين مطلب
آزاد تبریز- متاسفانه در جوامعی که خلأ احزاب وجود دارد، در آستانه انتخابات انجمن، مجمع و گروهها همچون قارچهایی با باران بهاری سر بر افراشته و در عمر کوتاهشان وارد جریانات سیاسی می‌ شوند و معمولاً تا دورهٔ بعدی انتخابات خبری از این مجامع به گوش نمی‌‌رسد. مجمع آذری زبانهای ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست.

افراد معلوم الحوال این مجمع همه به نوعی ورشکسته های سیاسی انتخابات سال ۸۴ ریاست جمهوری می‌‌باشند که به دلیل حمایتشان از آقای هاشمی‌ رفسنجانی‌ و عدم موففقیت ایشان از گردونه پستهای دولتی (وزارت، معاون وزیر، رئیس سازمان و …) کنار گذشته شدند.

طی‌ دو دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری سالهای ۷۶ و ۸۰ این مجمع از آقای خاتمی حمایت کرد. اکنون جای سوال این است که دستاوردهای این حمایت برای ملت آذربایجان چه بوده است؟

نخبگان اقوام مختلف در بیانیه های خود دلایل انتخاب و حمایت خود از کاندیدای مورد نظرشان را اعلام می‌‌دارند ولی‌ متاسفانه این مجمع دلایل حمایت خود از آقای مهندس میرحسین موسوی را اعلام نکرده است. آیا ترک بودن ایشان دلیل این انتخاب بوده است؟ آیا مجمع از آقای مهندس موسوی مطالباتی داشتند و ایشان قول بر آورده کردن این خواستها را داده ا‌ند؟

به نظر نگارنده این مجمع به جز اندک آذری نشینهای مرکز، در آذربایجان محبوبیتی ندارد و تنها هدف اعضای آن احراز پستهای دولتی (وزارت، معاون وزیر، رئیس سازمان و …) در صورت پیروزی مهندس میر حسین موسوی می‌‌باشد. اکنون این مجمع سعی‌ در سؤ استفاده از احساسات مردم آذربایجان را دارد و بعد از رد صلاحیت آقای اعلمی این وظیفهٔ روشنفکران آذربایجان است که با حضور فعال خود در صحنه راه سؤ استفاده های احتمالی را مسدود نمایند.

یاشار ولی زاده اسکوئی فعال دانشجوئی آذربایجان

Oyrenci

Sunday, May 10, 2009



درخشش آهنگ "سنگک-مرغئی" از شهريار آزربايجان (استان تهران)
در جشنواره تولیدان سیمای مراکز استانها در استان قزوین آزربايجان


http://qaraguney.blogfa.com/post-5.aspx


نصرت الله زرگر- شهريار-استان تهران-آزربايجان


بسمه تعالی

آهنگ محلی ترکی "سنگک-مرغئی" در شانزدهمین جشنواره موسیقی محلی تولیدات مراکز استانها در قزوین درخشیده و از معصومی فر رئیس صدا و سیمای استان قزوین لوح تقدیر دریافت کرد.

این آهنگ را آشیق نصرت الله زرگر از فعالین فرهنگی منطقه شهریار استان تهران در جشنواره مذکور اجرا نمودند.


لازم به ذکر است که آشیق گونش (علی رمضانی) نیز شعر زیر از اشعار حکیم تیلیم خان را در چهارمین گردهمایی حکیم تیلیم خان با آهنگ مذکور(مرغئی هاواسی) در تاریخ ۲۹/۴/۱۳۸۷ در روستای مرغئی ساوه اجرا نمودند:

سرحد ده حکومت ائدن
عقلی کم لر والی اولماز
داش دگسه قیزیل چاناغا
درجه سی عالی اولماز

نيصفه جامينان مست اوْلان
هرزه دامنه دست اوْلان
عاغلي کم­اينن دوست اوْلان
خجالت­دن خالي اوْلماز

هر بهارين قيشي واردير
هر ناخوشون هوشو واردير
بال ائده­نين نيشي واردير
هر مگسين بالي اوْلماز

سؤزونده کاميل اوْلمايان
چيگنه شماييل سالمايان
علي وصفيني بيلمه­ين
درويشين جلالي اوْلماز

تيليم, نامرد هم نشينين
پايه­سي اوْلماز ايشينين
عاغلي کم اوْلان کيشي­نين
هئچ مجليسه یولي اولماز

(حکیم تیلیم خان دیوانی - ۱ ص ۱۸۳)

Tuesday, March 10, 2009

وقوع زدو خورد میان جوانان نازی آباد با بسیج

میللی حرکت یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۷: سایت ايران خبر: جمعه شب ( شانزدهم اسفند ) درنازي آباد خيابان تولايي تعداد 40 خودرو توسط جوانان به شدت تخريب شد و تعدادي جوان , خيابان منتهي به پارك17 شهريور و بازار دوم نازي آباد را مسدود كردند, اين جوانان چندين بسيجي كه ميخواستند جلوي انها را بگيرند مورد ضرب و شتم قرار دادند.
علي رغم اينكه اداره آگاهي منطقه ي نازي آباد و قسمت ارشاد در همان كوچه و در100 متري اين حادثه بود اما نيروي انتظامي وارد صحنه درگيري نشد .

نام تورکی یکی از شهرهای تابعه تهران تغییر یافت

میللی حرکت سه شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۷: هیات وزیران با ایجاد 4 تغییر در تقسیمات کشورى استانهای کهگیلویه و بویراحمد، تهران و خوزستان موافقت کرد.

به گزارش واحد مرکزی خبر ، با تصویب وزیران عضو کمیسیون سیاسى و دفاعى و بنا به پیشنهاد وزارت کشور، روستاى چیتاب مرکز بخش کبگیان از توابع شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویر احمد به شهر تبدیل و به عنوان شهر چیتاب شناخته می ‌شود.

روستاى پاتاوه مرکز بخش پاتاوه از توابع شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد نیز به شهر تبدیل و از این پس به عنوان شهر پاتاوه شناخته می‌شود.

هیئت وزیران همچنین با تغییر نام روستای" قارپوزآباد" از توابع دهستان احمدآباد بخش مرکزى شهرستان نظرآباد در استان تهران به روستاى "صالحیه" موافقت کرد.

نام بخش شادروان از توابع شهرستان شوشتر در استان خوزستان به بخش شعیبیه تغییر یافت.

Sunday, March 08, 2009

حمله نیروهای انتظامی نسیمشهر به ویدئوکلوپها و جمع آوری محصولات فرهنگی ترکی!

تئهران اوشاقلاری : بنا بر اخبار واصله، صبح دیروز، پلیس اماکن عمومی شهرستان رباط کریم در یک اقدام ضربتی، اقدام به جمع آوری محصولات فرهنگی ترکی از جمله CDهای «آشیق محمد» از ویدئوکلوپهای شهر ترک نشین «نسیمشهر» نموده است! این اقدام فاشیستی به بهانۀ CDهای آشیق محمد که حاوی ماهنی ها و فولکلور ترکی آزربایجانی بوده صورت گرفته و در خصوص علت آن، هنوز توضیحی داده نشده است. خبرهای تکمیلی متعاقباً منتشر خواهدشد.

Sunday, March 01, 2009

هویت سازی برای شهری بی هویت- تهران

هویت سازی برای شهری بی هویت- تهران

علیرضا توحیدزاده، کارشناس ارشد علوم اجتماعی

آراگون(يکشنبه) ۱۱ اسفند ۱٣٨۷ - ۱ مارس ۲۰۰۹



چکیده

هویت در جهان مدرن توسط نمادهای مشخصی بیان می شود. این مسئله در سطوح متفاوتی توسط نمادهای مشخصی ابراز می گردد. موسیقی ملی، لباسهای ملی و ... نمونه هایی از این سمبلها هستند. نمونه هایی که حامل فرهنگ ملی آن کشورند شرایط و ویژگیهای خاصی دارند. جوامعی که تاریخ و فرهنگ منحصر به فردی دارند با گزینش بناهای خارق العاده همچون دیوار چین برای چینیان، اهرام برای مصریها و ... نمادهایی از عظمت و افتخار ملی را مطرح می کنند. شهرها و جوامعی که فاقد بنیادهای مستحکم هویتی و تاریخی می باشند نیز نیازمند آفریدن چنین نمادهایی اند. اصولا سمبلهای هویتی چه اهمیتی برای سیاستمداران دارند که حتی بعضا میلیاردها دلار هزینه می کنند تا یک پروژه فاقد توجیه اقتصادی را به اجرا بگذارند؟



آثار عظیم معماری نقش مهم در احساس غرور و هویت دهی به ساکنان یک شهر و یک ملت بازی می کنند و هنگامی که در تلویزیونها خبری در مورد شهر یا کشوری پخش می شود معمولا نمادهای عظیم معماری آن شهر مانند پاریس (برج ایفل)، لندن (کاخ باکینگهام و بیگ بن)، مسکو (کاخ کرملین و میدان سرخ)، واشینگتن (کاخ سفید)، نیویورک (مجسمه آزادی) و استانبول (مسجد ایاصوفیا و سلطان احمد) را نمایش می دهند و مطمئنا مردمان این شهرها و کشورها نیز از داشتن چنین آثار معماری عظیم احساس غرور و هویت می نمایند.

افتتاح برج میلاد با سر و صدا و تبلیغات گسترده شبکه های تلویزیونی فاشیسم اسلامی در اکتبر 2008 انجام شد و رسانه های جمعی فاشیسم به ویژه روزنامه های تهران اکثرا در مقاله هایی جداگانه به اهمیت احداث و افتتاح این چنین پروژه هایی برای شکل دادن به نمادهای هویتی برای این شهر بی هویت متشکل از مهاجران تحت فشار تحقیر فارسی اشاره کرده اند.

روستای تهران حدود دویست سال پیش توسط آقامحمدخان قاجار به عنوان پایتخت ممالک محروسه قاجار انتخاب شد که یکی از آخرین و ضعیف ترین امپراطوریهای ترک منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی بود و در اوایل قرن بیستم در کشاکش رقابتهای قدرتهای استعماری اروپایی روسیه و انگلیس فرو پاشید و با توجه به تحولات فرهنگی و فکری متأثر از اروپا در نیمه دوم قرن 19 و اوایل قرن بیستم توسط شبه روشنفکران ترک آذربایجانی مفهوم ملت ایران (فارس) جایگزین مفهوم سنتی ممالک محروسه قاجار شد. چون دولت قاجار به لحاظ اقتصادی فاقد منابع اقتصادی قابل توجه بود و امکان بسیج منابع مالی از ایالتها را نداشت (زیرا سیستمی غیرمتمرکز بود) و به همین جهت نتوانست در طول 130 سال حکومت قاجارها در تهران اثر معماری مهمی احداث کند که بتواند این روستا را به شهری با نمادهای هویتی معماری قابل توجه تبدیل کند (در حالی که امپراطوریهای ترک سلجوقی، آق قویونلو و قاراقویونلو، صفوی و ... آثار عظیم معماری در اردبیل، تبریز، اصفهان و ... احداث نموده اند که اکنون نیز علیرغم زلزله های بزرگ بعضی از آنها باقی مانده اند).

در طول قرن نوزدهم تهران همچنان شکل روستایی خود را حفظ کرده بود و تا پایان حکومت قاجارها در سال 1924 میلادی علیرغم احداث چند خیابان و بازار و مسجد کوچک در مقایسه با آثار معماری عظیمی مانند بازار تبریز و خانه های تجار ثروتمند تبریز که مهمترین شهر تجاری ممالک محروسه قاجار مرتبط با اروپا بود اثر معماری قابل ارائه ای نداشت و همچنان تبریز بزرگترین و ثروتمندترین شهر ممالک محروسه قاجار بود و علیرغم زلزله خیز بودن تبریز همچنان آثار تاریخی بزرگی همانند ارک، گؤی مسجید، مجموعه صاحب الامر، مسجد جامع و بازار بزرگ سرپوشیده را در خود حفظ کرده بود.

به دنبال انقلاب مشروطه و با روی کار آمدن شونيسم فارسی در قالب سلسله حکومتی پهلوی، بخش عمده ای از آثار تاریخی آذربایجان جنوبی با عنوان خیابان کشی و توسعه شهرها، تخریب گردید تا نمادهای فرهنگی و هویتی ملت آذربایجان تضعیف و نهایتا نابود گردد و این روند همچنان در فاشیسم اسلامی نیز تحت عنوان احداث مصلی و غیره با تخریب ارک تبریز ادامه دارد.

شونيسم فارس برای هویت دادن به این شهر بی هویت (تهران) همزمان با تخریب نمادهای هویتی ملت ترک آذربایجان جنوبی، به احداث آثار معماری نمادین در این شهر پرداخته است. در دوره پهلوی سالهای اواسط دهه 1960 برج فعلی معروف به آزادی (در آن زمان شهیاد) به عنوان نمادی از هویت برای این شهر بی هویت ساخته شد تا افرادی که تحت تأثیر سیاستهای کثیف اقتصادی شونيسم فارس برای یافتن کار از آذربایجان جنوبی به تهران مهاجرت می کنند تحت تأثیر عظمت پوشالی این شهر قرار گرفته و در آن آسیمیله فرهنگی و سیاسی شوند.

فاشیسم اسلامی نیز در حالی که برای احداث جاده ترانزیتی بین المللی تبریز-بازرگان و پل میانگذر دریاچه ارومیه بیش از چهل سال است که این دست و آن دست می کند، برای احداث بناها و نمادهای هویتی برای تهران می کوشد. زیرا توسعه زیرساختهای اقتصادی در آذربایجان جنوبی مانع مهاجرت ترکهای آذربایجان به تهران و سایر شهرهای فارسی زبان می شود و آسیمیلاسیون آنها را متوقف می کند. به همین جهت شونيسم فارس اجرای پروژه های زیربنایی در آذربایجان جنوبی را به طور مداوم به تأخیر می اندازد یا اساسا از اجرای آنها جلوگیری می کند. زیرا بدون وجود زیرساختها سرمایه گذاری در صنایع، خدمات و بخش کشاورزی توسط بخش دولتی یا خصوصی ممکن نیست و به همین جهت حتی شونيسم فارس از سرمایه گذاری بخش خصوصی آذربایجان جنوبی در آن ممانعت به عمل می آورد.

احداث برج میلاد در تهران تلاشی برای هویت بخشی به این شهر بی هویت است. زیرا زمانی که روستای تهران به عنوان پایتخت انتخاب شد، تنها قشر قابل ذکر در این روستا لاتها و فرهنگ و سبک محاوره آنها بود که این روستا در آن زمان مالک آن فرهنگ بود. به تدریج با ورود مهاجران این فرهنگ و سبک محاوره لمپنی به مهاجران نیز القا و آموزش داده شده است. اکنون شیوه رانندگی و سبک حرف زدن و رفتارهای لمپن وار و به ویژه دریدگی و هرزگی در سبک حرف زدن به مشخصه بارز این روستا؟! یا شهر؟! تبدیل شده است.

به هر حال این شهر بی هویت (که البته آن هم برای فارسها هویتی است!) قرار است دارای نمادهای هویتی گردد چون از گذشته چیزی جز فرهنگ لاتی و لمپنی ندارد. تلاش فاشیستهای فارس آن است که با ساختن نمادهایی مانند برج آزادی و برج میلاد به این شهر هویتی ببخشند. اما در نقطه مقابل آثار تاریخی و نمادهای هویتی و معماری آذربایجان جنوبی زیر کثیف ترین سیاستها به سوی نابودی و تخریب سوق داده می شوند. برای مثال رئیس میراث فرهنگی رژیم در آذربایجان شرقی اعلام کرده است که فقط در شهر تبریز بیش از پانصد باب خانه تاریخی دارای ارزش فرهنگی و تاریخی و معماری وجود دارد که ما با بودجه فعلی هرسال فقط سه باب از این خانه ها را می توانیم از صاحبانشان بخریم. یعنی خرید تمام این پانصد باب خانه با روند فعلی صدوهفتاد سال زمان خواهد برد که تا آن زمان این خانه ها که نیاز به تعمیر و بازسازی و حفاظت دارند تخریب شده و از بین خواهند رفت و هدف کثیف شونيسم فارس نیز متأسفانه همین است.

بازسازی و حفاظت از آثار تاریخی و ایجاد زیرساختهای توریستی مانند هتلها، جاده ها و فرودگاهها می تواند در خدمت توسعه توریسم و توسعه اقتصادی آذربایجان جنوبی باشدکه البتهشونيسم فارس مانع آن می شود و صرفا تشکیل دولت-ملت مستقل ترکی آذربایجان جنوبی خواهد توانست آثار و نمادهای هویتی و تاریخی و فرهنگی آن را حفظ نماید و نهایتا از آنها در راستای خدمت به منافع ملی آذربایجان جنوبی استفاده نماید.

پروژه دولت-ملت سازی جعلی فارسی (ایرانی) در حقیقت دو بعد سلبی و ایجابی را همزمان پیش می برد. از طرفی نمادهای ملی ملت آذربایجان و سایر ملل ساکن در این جغرافیا یا از بین برده می شوند و یا با تحریف مبانی و مبادی در راستای هویت سازی جعلی فارسی تفسیر می شوند. به عنوان مثال در بسیاری از تبلیغات در سراسر دنیا فرش آذربایجانی که نشأت گرفته از هنر، فرهنگ و هویت آذربایجانی است به عنوان فرش پارسی (Persian Carpet) شناسانده می شود. بسیاری از آثار تاریخی آذربایجان نیز چنین وضعیتی را تجربه می کنند و به عنوان آثار ایرانی-فارسی مطرح می شوند. از طرفی دیگر در بعد ایجابی با جعل تاریخ توسط نمادسازی و سمبل آفرینی درصدد تغییر و تحریف واقعیتهای اجتماعی و آفرینش نمادهای هویتی برای قوم فارس بر می آید تا تاریخ و هویت خویش را که هزاران سال زیر هژمونی گفتمانهای هویتی ترکی و عربی قرار داشته است را به عنوان هویتی مستقل در طول تاریخ و اکنون نشان دهد. کل این پروژه جعل و تخریب تاریخ در راستای پیشبرد پروژه دروغین هویت سازی برای فرد فارس است.

Saturday, February 28, 2009




جغرافياي انساني خلق ترك در ايران


مئهران باهارلي

اودگون، بوز آيي، سيغير ايلي
Odgün, Boz Ayı, Sığır İli
چهارشنبه، ١٨ فوريه- ٢٠٠٩


سؤزوموز


ايران موطن بيش از ٣٥ ميليون تن ترك زبان مي باشد. روند خودآگاهي ملي و سير ملت شوندگي اين توده عظيم مخصوصا در دو دهه اخير آن چنان سريع بوده است كه امروز به راحتي مي توان به جاي صحبت از "گروههاي گوناگون ترك زبان"، از وجود و قوام "ملت ترك" ساكن در ايران سخن راند.




سه زيرگروه جغرافيائي خلق ترك در ايران:



خلق ترك ساكن در ايران، از سه زيرگروه جغرافيائي مشخص تشكيل يافته است. از اين سه زيرگروه جغرافيائي، ساكنين زيرگروه شمال غرب باشندگان در وطن، و زيرگروههاي جنوب-مركز و شمال شرق ايران در شمار دياسپوراي ملت ترك محسوب مي شوند:

يك- زيرگروه جغرافيائي شمال غرب: بدنه اصلي ملت ترك در ايران در ناحيه شمال غرب كشور ساكن است. اين منطقه كه در ادبيات سياسي "آزربايجان جنوبي" ناميده مي شود مركز ثقل تركزبانان ساكن در ايران مي باشد. آزربايجان جنوبي كمابيش معادل "مملكت آزربايجان" در نظام سنتي و بومي "ممالك محروسه" دولتهاي توركي سلجوقي تا قاجاري است. "مملكت آزربايجان" و يا "آزربايجان جنوبي" اقلا شامل همه "آزربايجان ائتنيك" است. برخي آنرا معادل "آزربايجان تاريخي" و يا "آزربايجان سياسي" كه هر دو بزرگتر از "آزربايجان ائتنيك" مي باشند دانسته اند. زيرگروه جغرافيائي شمال غرب و يا "آزربايجان ائتنيك" شامل بخشهاي پيوسته ترك نشين شمال غرب كشور پيش از سالهاي ١٩٠٦-١٩٠٥ يعني سال شكست جنبش مشروطه و آغاز حاكميت عملي قوميتگرائي فارسي بر بروكراسي، دولت و جامعه ايران است. آزربايجان ائتنيك نواحي ترك نشين استانهاي دوازده گانه امروزي آزربايجان شرقي (همه)، آزربايجان غربي (اكثر)، اردبيل (همه)، زنجان (همه)، همدان (اكثر)، قزوين (همه)، مركزي (اكثر)، گيلان (بخشي)، كردستان (بخشي)، تهران (بخشي)، قم (بخشي) و كرمانشاهان (بخشي) در سالهاي ١٩٠٥-١٩٠٦ را در بر مي گيرد و متروپل تهران را نيز شامل مي شود. اكثريت مطلق تركان متعلق به اين زيرگروه جغرافيائي ملت ترك به لهجه آزربايجاني و اندكي نيز به لهجه سنقري زبان تركي متكلم اند.

دو- زيرگروه جغرافيائي شمال شرق: اين زيرگروه جغرافيائي، تركان پراكنده در استانهاي امروزي خراسان شمالي، خراسان رضوي، گلستان، مازندران، سمنان و خراسان جنوبي را شامل مي شود. تركان متعلق به اين زيرگروه جغرافيائي به دو گروه لهجه خراساني و آزربايجاني زبان تركي متكلم اند. "افشاريورد" و يا ناحيه پيوسته ترك نشين در شمال شرق ايران در محدوده اين زيرگروه جغرافيائي قرار دارد.

سه- زيرگروه جغرافيائي جنوب-مركز ايران: اين زيرگروه جغرافيائي همه تركان ايران به جز دو زيرگروه جغرافيائي شمال غرب و شمال شرق ايران را شامل مي گردد. اكثريت مطلق تركان متعلق به اين زيرگروه جغرافيائي به گروه لهجه هاي آزربايجاني و اندكي (ابولوردي) به لهجه خراساني زبان تركي متكلم است. "قاشقاي يورد" و يا ناحيه پيوسته ترك نشين در جنوب ايران در محدوده اين زيرگروه جغرافيائي قرار دارد.

تركهاي ساكن در شمال غرب كشور و يا آزربايجان جنوبي كه شامل كلان شهر تهران نيز مي باشد، ٨٠،٣% از كل خلق ترك ساكن در ايران (اقلا ٢٩،٠% از كل جمعيت ايران)؛ تركهاي ساكن در جنوب ايران ١١،٦% از كل خلق ترك ساكن در ايران (اقلا ٤،٢% از كل جمعيت ايران)؛ و تركهاي ساكن در شمال شرق كشور ٨،١% از كل خلق ترك ساكن در ايران (اقلا ٢،٩% از كل جمعيت ايران) را تشكيل مي دهند. با اين حساب شمار تركهاي ايران، اقلا ٣٦،١% از كل جمعيت ايران و يا بيش از يك سوم آن است.



سه زيرگروه لهجه اي خلق ترك در ايران:



در ايران به شش زبان از زبانهاي عضو خانواده زبانهاي توركي (Turkic) سخن گفته مي شود. اين زبانها عبارتند از تركي (Turkish)، تركمني، خلجي، قزاقي، ازبكي و اويغوري. در اينجا به دو نكته مي بايست توجه كرد. نخست آنكه "توركي"Turkic نام خانواده زباني و "تركي"Turkish نام يكي از زبانهاي داخل در اين خانواده زباني است. براي نشان دادن فرق بين اين دو مفهوم متفاوت در زبان فارسي، نام خانواده زباني به شكل "توركي" و نام زبان مشخص به شكل "تركي" نوشته مي شود. قبلا هر دوي اين مفاهيم با نام يكسان "تركي" ناميده مي شدند (مانند "لاتيني" كه هم نام يك خانواده زباني و هم نام يكي از زبانهاي داخل در آن خانواده زباني است). بنابر اين مقصد از توركي ازبكي و تركي آزربايجاني، به ترتيب زبان ازبكي متعلق به خانواده زبانهاي توركي و لهجه آزربايجاني زبان تركي مي باشد. دوم آنكه مراد از زبان "تركي" در اينجا شاخه شرقي توركي اوغوز غربي است. شاخه غربي توركي اوغوز غربي، كه آن هم زبان تركي ناميده مي شود لهجه هاي عثماني-تركيه اي اند و در ايران رايج نيستند (شاخه شرقي توركي اوغوز، زبان تركمني و لهجه هاي وابسته است).

زبان تركي، كه زبان اول ايران به لحاظ شمار متكلمين آن است، در اين كشور داراي سه گروه لهجه هاي "آزربايجاني"، "خراساني" و "سنقري مي باشد. اين وضعيت مشابه وضعيت زبان كردي در ايران است كه در اين كشور داراي سه گروه لهجه هاي كرمانجي، سوراني و جنوبي (كلهري، كرمانشاهي و...) مي باشد با اين تفاوت كه فرق بين لهجه هاي آزربايجاني، سنقري و خراساني زبان تركي بسيار كمتر از فرق بين لهجه هاي كرمانجي، سوراني و جنوبي زبان كردي است (بسياري از زبانشناسان كرمانجي و سوراني و جنوبي كه بينشان تفاهم متقابل وجود ندارد را به عنوان زبانهائي عليحده و جداگانه مي پذيرند).

گروههاي لهجه اي زبان تركي در ايران عبارتند از:

يك-گروه لهجه هاي آزربايجاني زبان تركي: اين گروه، پرمتكلمترين لهجه زبان تركي بوده و زبان اكثريت مطلق خلق ترك در ايران است. اين گروه لهجه ها، زبان دو زيرگروه جغرافيائي "شمال غرب" (آزربايجان جنوبي) و "مركز- جنوب ايران" است و به اين اعتبار، لهجه اي سراسري مي باشد. لهجه هاي گوناگون تركان ساكن در جنوب و مركز ايران به جز ابيوردي، فارغ از منشاء ايلي و يا تباري متكلمينشان، همه جزء گروه لهجه هاي آزربايجاني زبان تركي شمرده مي شوند. لهجه هاي آزربايجاني زبان تركي، همچنين زبان همه تركان منسوب به شاخه شرقي اوغوز غربي ساكن در قفقاز (آزربايجان، ارمنستان، گرجستان، داغستان)، آسياي صغير (شرق و جنوب شرقي تركيه) و خاورميانه (عراق، سوريه، اردن، لبنان و اسرائيل) بوده و به اين اعتبار زباني منطقه اي است.

ب-گروه لهجه سنقري" زبان تركي: اين گروه كه كم متكلمترين لهجه زبان تركي است در واقع لهجه اي ويژه از گروه لهجه هاي آزربايجاني زبان تركي مي باشد. اين لهجه صرفا در يك منطقه مشخص آزربايجان يعني در بخشهاي آزربايجاني استان كرمانشاهان (عمدتا شهرستان سنقر) در شمال غرب كشور بكار ميرود. اين گروه لهجه اي منحصرا در آزربايجان جنوبي و ايران رايج است.

ج-گروه لهجه هاي خراساني" زبان تركي: اين گروه در شمال شرق ايران در بخشهاي ترك نشين استانهاي امروزي خراسان شمالي، گلستان، مازندران، خراسان رضوي، خراسان جنوبي و بخشهائي از استان سمنان و منطقه ملي موسوم به "افشار يورد" و يا "سلجوق" كه در داخل آن قرار دارد رايج مي باشد. علاوه بر آن، گروههايي چند از خلق ترك كه به لهجه خراساني زبان تركي و يا لهجه هاي نزديك به آن متكلمند در خارج شمال شرق ايران در ديگر نقاط كشور نيز يافت ميشوند. به عنوان نمونه لهجه تركان ابيوردي ساكن در استان فارس، يكي از لهجه هاي زبان تركي است كه علي رغم سكونت متكلمين آن در جنوب ايران، در ميان گروه لهجه هاي خراساني زبان تركي و يا لهجه هاي مابين خراساني و آزربايجاني جاي داده ميشود. اين گروه لهجه اي منحصرا در ايران رايج است (در برخي منابع، از وجود گويشوران به تركي خراساني در مناطق جنوبي جمهوري تركمنستان ذكر شده است).



متكلمين به لهجه هاي آزربايجاني زبان تركي در خارج آزربايجان



در ايران متكلمين به لهجه هاي آزربايجاني زبان تركي در خارج آزربايجان را ميتوان به سه بخش تقسيم كرد:

١-گروههاي تاريخي پيش-آزربايجاني: اينها گروههاي تاريخي و بومي ترك هر منطقه اند كه از ديرباز، به ويژه در دوره امپراتوريهاي توركي غزنوي-سلجوقي-خوارزمشاهي-موغولي در اين نقاط سكونت نموده اند و به يكي از لهجه هاي پيش-آزربايجاني سخن ميگويند.

٢-گروههاي تاريخي آزربايجاني: گروههاي تاريخي و بومي ترك هر منطقه اند كه در دوره امپراتوريهاي تركي قاراقويونلو-آغ قويونلو-صفوي-افشاري در اين نقاط سكني گزيده و به يكي از لهجه هاي آزربايجاني سخن ميگويند. خاستگاه تباري و مسقط الراس همه گروههاي تاريخي آزربايجاني؛ تركيه (آزربايجان تركيه، همچنين مركز و غرب آن)، جمهوري آزربايجان، عراق-سوريه و آزربايجان جنوبي است.

٣-گروههاي مهاجر آزربايجاني: گروههاي مهاجر متكلم به لهجه هاي آزربايجاني اند كه در قرون نوزده و بيست و در دو دوره قاجار و پهلوي از آزربايجان جنوبي به اين نقاط مهاجرت نموده اند.

اغلب تركان خراسان و بخشهائي از تركان ايران مركزي (استان اصفهان، ....) از گروههاي تاريخي پيش آزربايجاني اند. در مورد بقيه تركان ساكن در جنوب و مركز ايران، هرچند بدنه اصلي اين دسته را گروههاي تاريخي آزربايجاني تشكيل مي دهند، اما آنها به لحاظ تباري و لهجه اي، در اصل تركيب سه گروه مذكورند، يعني اساس آنها را گروههاي تاريخي آزربايجاني كه با گروههاي تاريخي پيش-آزربايجاني و گروههاي مهاجر آزربايجاني آميخته شده اند تشكيل مي دهد.



سه حوزه عشايري خلق ترك:



عشاير ترك ساكن در ايران را مي¬توان در سه حوزه تقسيم بندي كرد. اين تقسيم بندي در انطباق با زيرگروههاي جغرافيائي خلق ترك ساكن در اين كشور مي باشد. گروههاي داخل در اين حوزه ها، تنها شامل آن بخش از خلق ترك است كه هنوز هويت ايلي خود را حفظ نموده اند. قابل ذكر است كه امروز صرفا بخش كوچك و تقليل يابنده اي از گروههائي كه هويت ايلي خود را همچنان حفظ نموده اند داراي حيات كوچرو مي باشند:

يك-حوزه عشايري شمال غرب و يا آزربايجان جنوبي: اين حوزه كه منطبق بر آزربايجان ائتنيك است شامل استانهاي آزربايجان غربي، آزربايجان شرقي، اردبيل، گيلان، همدان، تهران، قم، قزوين، زنجان، مركزي، كردستان و كرمانشاه مي¬باشد.

تعدادي از هويتهاي عشايري ترك اين حوزه عبارتند از: شاهسئوه¬ن (شاهسون)، قاجار، قاراپاپاق (قره پاپاق)، قاراداغلو (قره داغ)، قاراگؤزلو (قره گوزلو)، قاراقويونلو (قره قوينلو)، خدابنده¬لو (خارابانتو-خيرماندالي)، ياريم تاقلي (يارم طاقلو)، ....

تعدادي از ايلات ترك هنوز كوچنده در اين حوزه را ايلات شاهسون، قره داغ (ايل ارسباران)، قره پاپاق، شاهسون بغدادي، مغان و يارم طاقلو و .... تشكيل مي¬دهند.

دو-حوزه عشايري جنوب و جنوب غرب: اين حوزه شامل مناطق ملي فارسستان، عربستان، لرستان، لارستان و بلوچستان (شامل استانهاي چهار محال و بختياري، فارس، اصفهان، كهگيلويه و بويراحمد، بوشهر، يزد، خوزستان، كرمان، سيستان و بلوچستان و هرمزگان) مي باشد.

تعدادي از هويتهاي عشايري ترك اين حوزه عبارتند از: قشقائي، خمسه (ايناللو، بهارلو، نفر، ...)، افشار، بوچاقچي، آغاجري، قاجار، كنگرلو، چهرازي، لره¬كي، بهارلو، سيرجان، قرائي، گوندوزلو، رائيني، ....

تعدادي از ايلات كوچنده ترك اين حوزه جغرافيايي را ايلات قشقايي، خمسه، فارسيمدان، كشكولي، دره شوري، افشار، قرايي، بچاقچي و ... تشكيل مي¬دهند. اين حوزه، اكثريت عشاير كوچنده ترك كشور را در خود جاي داده است.

سه-حوزه عشايري شمال شرق: اين حوزه شامل استانهاي خراسان شمالي، خراسان جنوبي، خراسان رضوي، مازندران، گلستان و سمنان مي باشد.

تعدادي از هويتهاي عشايري ترك اين حوزه عبارتند از: گرايلو، قرائي، آينالو، مهينه¬اي، تميرلو، ناردين، گوداري، گوارسي، آلي ايلي، قاراقويونلو، بيات، قاراچورلو، ايمورلو، بوكانلو، جويانلو، بورانلو، قليجانلو، ...

جامعه تحليل رونده عشاير كوچنده ترك:

تا يك قرن پيش در ايران، تغيير و تحولات سياسي كلان كشور توسط دولتهاي تركي عمدتا آزربايجاني كه خانواده حاكمشان داراي منشاء ايلي بود مانند سلجوقي، ايلدنيزلي، قاراقويونلو، آغ قويونلو، صفوي، آفشار و قاجار رقم زده مي شد. در كل ايران نيز در قرن نوزده بيش از ٣٠ درصد از كل جمعيت كشور را عشاير كوچنده تشكيل مي¬داد. اما طي سده اخير به موازات تغييرات سياسي و اجتماعي در كشور، در نسبت سه الگوي زيستي عشايري، شهري و روستائي نيز دگرگوني حاصل شد. نتيجتا جامعه عشايري بتدريج جايگاه و سيطره نظامي، سياسي و اقتصادي خود در كشور را از دست داد، به صورت جامعه اي پيراموني و اقماري در آمد و به سرعت رو به اضمحلال رفت. بگونه¬اي كه بر اساس نتايج آمارگيري سال ١٣٦٦ توسط مركز آمار ايران، اكنون عشاير كوچنده با ٢٠٠،٠٠٠ خانوار عشايري كوچنده، و جمعيتي حدود ١،٣٠٠،٠٠٠ نفر صرفا ٢ درصد كل جمعيت كشور را به خود اختصاص مي¬دهند.

در همخواني با سير نزولي جمعيت عشاير كوچنده در كل ايران، وزنه جمعيتي عشاير كوچنده در ميان تركان نيز كاهش يافته است. در واقع در ميان ملل عمده ساكن در ايران، ملت ترك پس از فارسها داراي كمترين درصد عشاير كوچنده است. در حال حاضر ملل داراي بيشترين درصد منسوبيت ايلي و عشايري ايران به ترتيب نزولي عبارتند از ١-بلوچ، ٢-تركمن، ٣-عرب، ٤-كرد ٥-لر، ٦-ترك، ٧-فارس. درصد متوسط عشاير كوچنده ترك نسبت به كل جمعيت تركان منطقه در مقياس كل ايران حداكثر ٢-٣؛ در مقياس آزربايجان جنوبي اندكي كمتر از متوسط ٢-٣ درصد و در مقياس جنوب- مركز ايران اندكي بيشتر از آن است.



هفت زيرگروه اعتقادي ملت ترك:



ملت ترك ساكن در ايران را به لحاظ اعتقادي مي توان به شكل "ناباوران" (افراد غيرديني، ضدديني، ....) و "دين باوران" تصنيف نمود. به دليل تضييقات دولتي و نبود آزاديهاي اعتقادي-ديني-مذهبي در ايران تعيين دقيق تعداد "ناباوران" ترك غيرممكن است.

"دين باوران ترك" در ايران را مي توان به دستجات زير تقسيم كرد. از اين گروهها، دو مذهب جعفري و علوي قزلباشي از مصاديق "اسلام توركي" بوده و در ميان ملل غيرتورك ديده نمي شوند:

يك-جعفري: مذهب جعفري، قرائت تركي شيعه دوازده امامي متشرعه از اسلام اورتودوكس است. سه فرق اصلي اين مذهب با قرائت فارسي شيعه دوازده امامي متشرعه و يا مذهب امامي عبارت است از عدم اعتقاد مذهب جعفري به عصمت امامان شيعي، قائل نبودن به امتيازات صنف روحاني و در راس آنها ولايت فقيه و باور به لزوم جدائي دين از امور دولتي. تخمين زده مي شود كه اكثريت مطلق تركان ايران بر اين مذهب بوده باشند. جعفريان ترك در معرض تضييقات سيستماتيك جمهوري اسلامي قرار دارند.

دو-علوي: اين گروه بازماندگان تركان قزلباش در تاريخ است. "قزلباشي-بكتاشي" قرائت تركي شيعه دوازده امامي متصوفه از اسلام هترودوكس است (در مقابل قرائت ايراني-كردي شيعه دوازده امامي متصوفه كه "اهل حق" نام دارد). فرق عمده مذهب علوي با شيعه دوازده امامي متشرعه، عدم اعتقاد علويان به شريعت اسلامي است. تخمين زده مي شود كه بين ١٠ تا ٢٠ در صد تركان ساكن در ايران بر اين مذهب بوده باشند. علويان ترك كه در ايران با نامهاي گوناگون (قيرخلار، قاراقويونلو، آبدال بيگ، صوفولار، شاملو، علي اللهي، سير طاليبي، يئدديلر، قارداش، شاغي، آتش بيگ، ...) شناخته مي شوند در سراسر آزربايجان و بخشهائي از خراسان پراكنده اند. اكثريت مطلق تركان آزربايجاني به شمول همه طوائف تاريخي ترك مانند شاهسئوه¬ن، افشار، بيات، قاراقويونلو، بهارلو، قشقائي و .... ابتدائا بر اين مذهب بوده اند. علويان ترك در معرض تضييقات سيستماتيك جمهوري اسلامي قرار دارند.

سه-سني: تركان سني عمدتا در استان آزربايجان غربي (در اورميه، سلماس، خوي، ... و اطراف آنها) و قسما در استان اردبيل و گيلان ساكن اند. رايج ترين نام آنها در استان آزربايجان غربي "كوره سونني" است. تعداد تركان سني بين ١ تا ٣ درصد كل تركان ساكن در ايران است. اين دسته اكثرا شافعي و برخي حنفي، هر دو از مذاهب اسلام اورتودوكس اند. در خارج ايران ٣٠ در صد تركان جمهوري آزربايجان و اكثريت مطلق تركان آزربايجاني تركيه سني مذهب اند. سنيان ترك در معرض تضييقات سيستماتيك جمهوري اسلامي قرار دارند.

چهار-جريانات پراكنده باطني، تصوفي، وحدت وجودي: اين گروهها گذار از شيعه متصوفه از اسلام هترودوكس به شيعه متشرعه از اسلام اورتودوكس (و يا عكس آن) را نشان مي دهند. ذهبيه، وحدت وجوديها، شيخيه، خاكساريه، نعمت اللهيه، مولويه، ...... را مي توان در اين دسته جاي داد. تعداد دقيق پيروان اين فرق و طريقتها كه اكثرا در شهرهاي بزرگ طرفداراني دارند معلوم نيست. همه اين دسته جات در معرض تضييقات سيستماتيك جمهوري اسلامي قرار دارند.

پنج-بهائي: دين بهائي انشعابي از شيعه دوازده امامي متشرعه است. تعداد دقيق تركان بهائي در آزربايجان و ديگر نقاط ايران دانسته نيست. اما شمار آنان پس از تاسيس جمهوري اسلامي و آغاز تضييقات سيستماتيك و قتل و كشتارهاي خياباني بهائيان توسط عوامل دولتي و بنيادگرايان امامي و فرار و مهاجرت گروهي بهائيان به خارج كشور به شدت كاهش يافته است.

شش-امامي: مذهب امامي قرائت فارسي شيعه امامي متشرعه از اسلام اورتودوكس است. فرق عمده مذهب فارسي امامي با مذهب تركي جعفري، اعتقاد گروه نخست به عصمت امامان، امتيازات صنف روحاني از جمله ولايت فقيه و در هم آميزي امور ديني و امور دولتي است. مذهب امامي در ميان تركان پديده اي نوظهور است. رواج اين مذهب در ميان تركان ساكن در ايران، تناسب مستقيم با آسيميلاسيون و فارسسازي آنها دارد. نخستين اماميان از تركان آزربايجان به تعداد انگشت شمار در عصر صفوي – علي رغم آنكه نه طريقت صفويه و نه بنيانگذاران دولت صفويه شيعه امامي نبوده اند- پديدار شده اند. سپس در دوره قاجار - تاسيس شده توسط ايل تركي آزربايجاني قاجار كه خود بر مذهب تركي قزلباشي بود- گروهي بومي معتقد به اين مذهب در ميان تركان پديد آمد كه در آغاز از روحانيون امامي و خانواده هاي آنها تشكيل مي شده اند. در عصر دو دولت فارس پهلوي و جمهوري اسلامي مذهب فارسي امامي به سرعت در ميان صنف بازاري و برخي طبقات محروم شهري ترك گسترش يافت. پس از تاسيس جمهوري اسلامي، رايج ساختن اجباري مذهب امامي و تبديل جبري مذهب تركان جعفري، علوي، وحدت وجودي، بهائي و .... به اين مذهب فارسي، از سياستهاي راهبردي دولت جمهوري اسلامي براي آسيميلاسيون تركان ساكن در ايران و ساختن "ملت ايران" (فارسي زبان، امامي مذهب) بوده است. از اينرو مذهب فارسي امامي در ميان تركان را مي توان به عنوان مذهبي استعماري و هكذا نمايندگان ولايت فقيه و حوزه هاي علميه امامي را به عنوان عمال و پايگاههاي استعمار فارسي در آزربايجان توصيف نمود.

هفت-مسيحي: در ايران ترك مسيحي وجود ندارد. اما بخشي از دياسپوراي تركان آزربايجاني ساكن در عراق (موسوم به توركمان) بر دين مسيحي اند. اين گروه كه سابقا تعداد آنها سي هزار تن بود و در شهر كركوك اقامت داشتند با نام "قالا گاوورو" شناخته مي شدند.



زيرگروههاي كشوري ملت ترك



همانگونه كه ذكر شد، مراد از "خلق ترك" در اين نوشته، تركزبانان متكلم به "شاخه شرقي توركي اوغوز غربي" است. ("شاخه غربي توركي اوغوز غربي" كه توده تركزبان مركز و غرب تركيه، بالكان، قبرس و .... را شامل مي شود نيز "تركي" نام دارد). مرزهاي سياسي بين المللي توده متكلم به "شاخه شرقي توركي اوغوز غربي" را بين چند كشور همسايه تقسيم كرده است، يعني وضعيتي مشابه توده كردزبان كه بين چندين كشور خاورميانه تقسيم شده است. محل اسكان اين توده تركزبان، نخست بين دو دولت عثماني و صفوي-افشار-قاجاري تقسيم گرديده، سپس با ورود روسيه به صحنه بخشي از آن در قفقاز به قلمرو دولت تزاري ضميمه شده است. با فروپاشي عثماني، قسمتهائي از آن در كشورهاي تركيه، عراق، سوريه، اردن، لبنان و بعدها اسرائيل و پس از تجزيه اتحاد جماهير شوروي بخشهائي از آن در كشورهاي آزربايجان، ارمنستان، گرجستان و روسيه (داغستان) قرار گرفته است. بسياري از اين گروهها در كشورهاي مذكور و حتي در يك كشور خاص با نامهاي گوناگون (ترك، آزربايجانلي، آزري، توركمان، قشقائي، افشار، كوره سونني، ....) خوانده مي شوند، وضعيتي مشابه آسوريان كه به دليل تفرق و اشتقاق ملي علاوه بر آسوري به نامهاي گوناگوني چون آشوري، كلداني، يعقوبي، سرياني و .... ناميده مي گردند.

به همه حال تركان متعلق به شاخه شرقي توركي اوغوز غربي و يا "ملت ما" همه داراي هويت ملي واحدي بوده و عضو يك ملت اند. پاره هاي اين ملت امروزه در كشورهاي زير ساكن است (گروههاي مستقر در جنوب و شمال شرق ايران، آخيسقا-مئسخئت، افغانستان و كشورهاي عربي در شمار دياسپوراي تركان اند):

يك-ايران: اين زيرگروه همه تركزبانان ساكن در ايران كه به يكي از لهجه هاي آزربايجاني، سنقري و خراساني صحبت مي كنند را شامل مي شود.

دو-قفقاز: اين زيرگروه همه تركزبانان ساكن در قفقاز كه در دوره حكومت شوروي اصطلاحا و در راستاي سياستهاي استعماري روسيه به نادرستي "آزربايجانلي" خوانده مي شدند را شامل مي گردد و مشتمل است بر تركان آزربايجان، گرجستان، ارمنستان (قبل از ديپورت شدن) و داغستان روسيه. اكثريت دين باوران اين گروه جعفري و بخشي سني مذهب است.

سه-آخيسقا-مئسخئت: موطن اين زيرگروه كه اصلا آميخته اي از تركان آزربايجاني قفقاز و تركان آزربايجاني تركيه است كشور گرجستان مي باشد. اكثريت دين باوران اين گروه سني و بخش كوچكي علوي مذهب است.

چهار-شرق تركيه: اين زيرگروه عمدتا تركزبانان ساكن در ناحيه موسوم به آزربايجان تركيه مركب از استانهاي ايغدير، قارس، آرداهان، ارزروم، گوموشخانا، بايبورت و ارزينجان را شامل است. اكثريت دين باوران اين گروه سني، بخشي علوي و گروهي كوچك نيز جعفري مذهب است.

پنج-عراق-سوريه-اردن-لبنان-اسرائيل: اين زيرگروه همه تركزبانان كشورهاي عراق، سوريه، اردن، لبنان و اسرائيل را شامل مي گردد. اكثر اين گروهها به ويژه در عراق با نام "توركمان" شناخته مي شوند. به تقريب نيمي از دين باوران اين گروه سني و نيمي علوي مذهب است.

شش-افغانستان: در اين كشور گروه بسيار كوچكي از تركان آزربايجاني بنام افشار در هرات و كابل و احتمالا قندهار ساكن اند. افشارها بخشي از توده بسيار بزرگتر قزلباشها در اين كشور مي باشند. به جز افشارها، همه قزلباشهاي ساكن در افغانستان تغيير زبان داده و تاجيك زبان شده اند.



پان ايرانيسم و پان توركيسم



-هنگامي كه از ملت ترك ساكن در ايران سخن گفته مي شود منظور صرفا كساني هستند كه زبان مادري و ملي تاريخيشان يكي از سه لهجه "آزربايجاني" (شامل قشقائي، ايناللو و .....)، "سنقري" و "خراساني" زبان تركي، و نه مثلا يكي از زبانهاي تركمني، ازبكي و قزاقي است. در ايران "ملت ترك" غير از "ملت تركمن" و "قزاق" است. حتي خلق "ترك" و خلق "خلج" كه در بخشهاي جنوب شرقي آزربايجان جنوبي ساكن است، دو گروه ملي توركي خويشاوند اما جداگانه اند.

-هنگامي كه از ملت ترك سخن گفته مي شود منظور صرفا متكلمين به شاخه شرقي توركي اوغوز غربي است. امروزه در جهان دو ملت با نام ملي "ترك" وجود دارد: يكي شاخه شرقي توركي اوغوز غربي به وجهي كه در بند يكم ذكر شد و ديگري شاخه غربي توركي اوغوز غربي كه شامل تركان تركيه مركزي و غربي، بالكان و قبرس است (توركي اوغوز شرقي، زبان تركمني است). اين دو گروه علي رغم آنكه به دو لهجه يك زبان واحد سخن مي گويند، نام ملي هر دويشان "ترك" است و به لحاظ زباني و فرهنگي و تباري نزديكترين ملل به يكديگرند، به دلائل بسيار تاريخي، زبان شناسي، جامعه شناسي و سياسي دو ملت و دو هويت ملي خويشاوند اما جداگانه اند، مانند "عرب" كه نام ملي چند ملت متفاوت اما خويشاوند در خاورميانه و شمال آفريقا مي باشد.
-تقسيم شدگي لهجه اي و جغرافيائي و چندپارگي خلق ترك توسط مرزهاي بين المللي و سيستمهاي اعتقادي واقعيتي تاريخي است. اين تقسيم شدگي و چندپارگي به دليل نبود دولت واحد فراگير در تاريخ اخير كه چتر حاكميت خود را بر همه اين زيرگروهها بگستراند و نيز فقدان ذهنيتي در ميان نخبگان و روشنفكران گروههاي مذكور كه وحدت ملي آنها را درك و تقويت نمايد تشديد شده است.

-با اينهمه، همه تركزبانان منسوب به شاخه شرقي توركي اوغوز غربي ساكن در ايران و منطقه فارغ از لهجه، طائفه، اعتقاد، استان و يا كشور محل سكونت و .... اعضاء و افراد يك گروه ملي بنام "ملت ترك" اند. همانگونه كه همه ارمنيان ايران، منطقه و حتي جهان و يا كردهاي ايران و منطقه منسوب به يك ملت با نامهاي به ترتيب ارمني و كرداند.

-دسته بندي و تجزيه هويتي، ملي، زباني، فرهنگي و سياسي تركزبانان منسوب به شاخه شرقي توركي اوغوز غربي تحت نامهاي "ملت آزربايجان"، "تركان ايراني"، "ايرانيان آزري زبان"، "قوم قشقائي"، "طائفه افشار"، "فرقه اهل حق" و .... سياستي استعماري و در دشمني آشكار با ملت ترك و هويت و منافع ملي آن است.

-مراكز استعماري غربي، روسي و فارسي تلاش بسيار گسترده اي را انجام داده و مي دهند تا زيرگروههاي لهجه اي، جغرافيائي، اعتقادي، طائفه اي و استاني ملت ترك ساكن در ايران و يا زيرگروههاي كشوري خلق ترك را به اقوام و گروههاي ملي جدا و متفاوت تجزيه و بدل سازند.

-پان ايرانيسم كه بر مبناي انكار هويت ملي ملل ساكن در ايران بنياد گذارده شده، يكي از انديشه هائي است كه ملت بودن تركان شاخه شرقي توركي اوغوز غربي را انكار مي كند و از اين رو نيز انديشه اي ضدملي و ضدتركي است.

-پان ايرانيسم كه انديشه اي زائيده استعمار فارسستان بوده و ايدئولوژي رسمي دولت ايران است علاوه بر دولت ايران و پان ايرانيستهاي آشكار، از سوي برخي از آزربايجانيان مدافع پان ايرانيسم نقابدار چپگرا (سيروس مددي) و راستگرا (مرتضي نگاهي) نيز در لفافه گفتمانهاي ديگر تبليغ و مدافعه مي شود.

-تلقي و تقديم تركزبانان منسوب به شاخه شرقي توركي اوغوز غربي ساكن در ايران به عنوان اقوام و گروههاي ملي متفاوت و جدا يكي از اصلي ترين و دقيقترين معيارها براي شناخت پان ايرانيستهاي نقابدار و مدافعين سياستهاي استعماري فارسي و روسي در ميان تركان و آزربايجانيان است. هر انديشه، گروه، شخصيت و ... كه معتقد به جدائي ملي و ائتنيكي زيرگروههاي تركزبانان ساكن در ايران و منطقه- به وجهي كه گذشت- باشد، يا پان ايرانيستي آگاه است و يا متاثري ناآگاه از پان ايرانيسم.

-اگر امروز در داخل و خارج ايران كسي يافت نمي شود كه ادعا كند كردهاي ساكن در غرب ايران و شمال شرق ايران (خراسان) و حتي كردهاي ساكن در ايران و تركيه و عراق و سوريه و قفقاز هر كدام براي خود اقوام و ملل جداگانه اي اند، اين در سايه تلاش گسترده نخبگان و مجاهدات روشنفكران كرد براي خودشناسي، تثبيت هويت مشترك و واحد كردي و شناساندن موفقيت آميز اين خود و هويت به توده كرد و جهانيان است.

-امروز اگر دول استعماري، دولت ايران، ناسيوناليسم فارسي و پان ايرانيستهاي آزربايجاني آشكار و نهان همچو سيروس مددي و مرتضي نگاهي مي توانند ادعا كنند كه تركان استانهاي آزربايجان شرقي و غربي اقوامي جدا از تركان استانهاي همدان و مركزي، و اين دو نيز جدا از تركان ساكن در جنوب ايران و عراق و قفقاز و سوريه و تركيه و .... كه خود آنها هم هر كدام اقوام جداگانه اي اند مي باشند، اين صرفا در اثر غفلت نخبگان و روشنفكران ترك در امر خودشناسي، تثبيت هويت مشترك و واحد تركي و ناكامي در شناساندن اين خود و هويت به توده ترك و جهانيان است.

-انديشه اي كه در ميان برخي از كمونيستهاي آزربايجاني روسگرا و روسزده مانند سيروس مددي طرفداراني داشته و صرفا بخشي از ترك زبانان ساكن شمال غرب ايران را "ملت آزربايجان-آزربايجانلي" مي نامد، در اساس انديشه اي استعماري ساخته روسيه و رايج شده توسط چپ فارس و عمال ترك آنها در ايران است. اين انديشه استعماري، ارتجاعي و فاشيستي، عليرغم آنكه طرفداران آن خود را مترقي و دمكراتيك مي خوانند، در همسوئي تمام با انديشه ارتجاعي، فاشيستي و استعماري ديگر يعني پان ايرانيسم قرار دارد.

-يكي ديگر از انديشه هائي كه ملت بودن تركان ساكن در ايران را انكار مي كند، پان توركيسم است. اين انديشه كه سي و اندي ملت و گروه ملي تورك معاصر را ملت واحدي گمان مي كند، در تحليل نهائي انديشه اي ضدملي و ضدتركي است زيرا بسان پان ايرانيسم ملت عليحده بودن تركان منسوب به شاخه شرقي توركي اوغوز غربي را نفي مي نمايد.

-پان توركيسم و پان ايرانيسم در انكار استقلال ملي و وحدت ملي تركان منسوب به شاخه شرقي توركي اوغوز غربي و يا ملت ترك وحدت نظر دارند.

گرچه يه هو!!!!

Friday, January 30, 2009

در پایتخت ایران اکثریت جمعیت با تورکهای آذربایجانی است

خبرنگار برنامه معروف آینا در تهران:

در پایتخت ایران اکثریت جمعیت با تورکهای آذربایجانی است


http://t-u.blogfa.com/

تئهران اوشاقلاری- میللی حرکت: شب گذشته در ساعت 22، شبکه معروف سامان یولو تی وی در قسمت دیگری از سلسله برنامه های دور دنیای خود موسوم به آینا، به معرفی شهر تهران پرداخت. خبرنگار این برنامه در خلال معرفی شهر تهران، اظهار داشت که اکثریت جمعیت شهر تهران با تورکهای آذربایجانی است و شما در هر جای تهران که قدم بزنید خواهید توانست با مردم تورک آذربایجان روبرو شوید.



سومئر تئهرانلی یکشنبه ششم بهمن 1387

Monday, December 29, 2008

تئهران




تئهران شه هه ري قاجار دوورونده ن ايران اولكه سينين باش كندي اولوب ائله او دئوراندان بريدير كي بوتون حيله كارلار ساختاكارلار ايرتيجالار اورادا يئرله شيب اولونماز ظولمله ري ميللتله ره روا قيليرلار.او دوركي ايران ميللتله ري ايچينده اوزونه اوزه ل نيفرت قازانيبدير.ريجا ائديره م بو شعري اوخوياندان سونرا منده ن اينجيمه يين.

تئهران

تئهران،نئچه مين ايرتيجاعين يئري،يوردو،مسله كي
ظولمله ر باش وئريب اوردا،نئچه قانلار آخيب حاقسيز
كيمدي سنده ن راضي اولان،ائي قوجا مغرور،ائي تؤلكي
سن كؤنؤللر مؤلكؤني ويران ائله دين،سايسيز
تئهران،هامي دؤوراندا خيانت آدينا سون قويدون
جللادلار بوينوني الينله بؤيؤدؤب باشلار قيردين
كور قوزقون تك ايگلي لئشله ر،لئشيني يئييبن سويدون
غملي كؤنؤللر كؤلگنده وار ايميش،گؤنه شي ديددين
تئهران،تكجه خييانت درسيني اؤيره ت ائولادينا
آماندي،گؤتؤرمه صداقتله بير آدديم،آماندي
قير ويجداندا كي ريشته يي اولفتي بومبولا پاتدات
ياندير اينسان اوره يين،منكي زه هه ر دادديم آماندي
تئهران،اؤزؤنه تايدي هاوان،اؤزؤنه تايدي سويون
نه كثيف آسيمانين وار،نه كيفير تارلالارين وار
نه اكيبله ر پهله ويله ر نه سپيب له ر كي توخومون
هامي ب‍يژدي ،هامي يرتيجيدير،هئچ صاف دامارين وار؟
تئهران،هر كيمسه الينده ن گلسه بير ايش اه يريليقه
اوزونو دوز توتوبان آچاجاقدير يول سنه ساري
بيل كي آهلار ييرتاجاق خير خيراني،اينتيقام ايله
نيشانين دؤز توتاجاق اوخلارينين بيل سنه ساري
تئهران،اوزاقدان اوزونو گؤرجك حاليم پوزولور
جييه ريم آلوولانير،ديليم باغلانير،لال كيمي يم
سنده كي سسله ر شئيطان سه سيدي،گؤزله ريم سؤزؤلؤر
چاره سيز بير آدام تك،سينه سي بير خارال كيمي يم
تئهران،سني ويران اول،كي ايراني ويران ائله دين
ييخدين نئچه آباد كؤنؤللر،سن خرابلار اهلي سن
كينه سنده ن،شر سنده ن بيل دؤنياني ويران ائله دين
سن ريا كارين اهلي سن،سن حيله كارلار اهلي سن
تئهران،ياناسان،مين بيرآلوولار ايچينده نئرون تك
دوشه سن درده كي اولمويا چاره ن،هئي چئوريله سن
چكيله ديشله رين،كافتار كيمي،قالاسان قوزقون تك
ائششه ك كيمي يؤك چاتيلا،آپاريب هئي بيزله نه سن
تئهران،تاريخي پوزدون كي ديليني دؤز ساخليياسان
پايمال ائتدين،قانوني گؤروم كي ديلده ن دؤشه سن
ايرتيجالار سالدي سنده يووا گؤروم ديغليياسان
سئوينديك ده دئيير،بير گؤن اولا، سن هيردان دؤشه سن 9/4/1381
اؤزگؤر سئوينديك

Thursday, December 04, 2008

تهران: استانبول آذربایجان

تهران خط مقدم مبارزه با آپارتاید- بولود گونئیلی

آراگون(يکشنبه) ٣ آذر ۱٣٨۷ - ۲٣ نوامبر ۲۰۰٨

‏ www.oyrenci.com

حرکت ملی آذربایجان در مرحله کنونی و در خلال این سالها به خوبی نشان داده که یک حرکت هویت­خواه و کاملا مدنی بوده وبه دنبال سعادت ملی ملت آذربایجان می­باشد. دلسوزان و فعالین حرکت ملی مدام به مدنی بودن این حرکت تاکید داشته و با درایت و هوشمندی و آینده­نگری، مانع افتادن آن در فاز خشونت، ترور و . . . گشته­اند. از سویی قیام سرنوشت­ساز خرداد 85، در کنار پیامهای رنگارنگی که به دنیا و خصوصا آپارتاید فرستاد، یک نقطه مهم و اساسی را آشکار ساخت و آن اینکه امروز حرکت ملی آذربایجان، هژمونی خود را با موفقیت تمام به اکثر نقاط آذربایجان گسترده است. این­چنین است که آپارتاید با روش­ها و اقدامات مختلف، سعی در فشار آوردن و ایزوله نمودن حرکت ملی را داشته و رویای انحراف آن را در سر می­پروراند.

القاء تجزیه­طلبی و وابستگی به روسها و امروز به اسرائیل و امریکا، از دوران پهلوی تا جمهوری اسلامی حربه­ای برای مدیران بومی به کار می­رود تا مهره­هایی بی­هویت و نوکر صفت صد در صد در خدمت سیستم نژادپرستی پارس، به کار گمارده شوند. در راستای سیاست به اصطلاح مهار قومی! آپارتاید، پیکره غرب آذربایجان توسط تروریست­های بازی خورده نا امن می­گردد، به امید روزی که جهت فشار آوردن و زمین­گیر کردن حرکت ملی و مدنی آذربایجان به کار آید و با مشغول کردن آن در غرب، توان اتخاذ تصمیمات کلان را از او سلب نماید. دستگیری فله­ایی هویت­طلبان و ایجاد جو پلیسی و روانی، سرمایه­گذاری در راستای رادیکالیزه کردن حرکت مدنی و ملی آذربایجان و از سویی، رونق دادن انواع فسادهای اجتماعی و مواد مخدر توسط عناصر جیره­خوار، چاپ انواع هفته­نامه­ها، مجلات و کتب در جهت مخدوش کردن دیدگاههای جوانان تازه به عرصه رسیده، و از همه مهمتر روی کار آمدن عناصر نظامی در سطوح عالی مدیریتی استانهای آذربایجان و سخن راندن از ویژه بودن شرایط امنیتی منطقه بر روی میز کار آپارتاید این دست و آن دست می­گردد، تا شاید فرصتی همچو قتل­عام­های سالهای 1325 و یا اعدام­های فله­ای دهه شصت را فراهم آورند و به خیال خام خویش مسئله را حل کنند، غافل از اینکه حرکت ملی آذربایجان با کوله باری از یک قرن تجربه، پخته­تر از این حرفهاست که چنین فرصتی را برای نژادپرستان مهیا سازد.

به­طور خلاصه آپارتاید امروز پروژه­هایی مانند:

- محدود کردن فعالیت­مدنی تا حد صفر

- ایجاد اختلاف بین فعالین حرکت ملی، توسط عناصر نفوذی

- ایجاد رعب و وحشت و راه­اندازی جنگ روانی علیه حرکت

- پرورش دادن عناصر نفوذی در راستای هدایت حرکت به دلخواه آپارتاید و به دست گیری سکان حرکت ملی

را در دست اجرا دارد. با این وصف سوال بنیادی این است که آیا قرار گرفتن حرکت ملی آذربایجان در وضعیت دفاعی تام و بسنده کردن به موقعیت­های احتمالی ضد حمله، منافع ملی آذربایجان را تامین خواهد کرد؟ از دید نگارنده، حرکت ملی برای برون رفت از چنین وضعیتی، باید با دست گذاشتن بر نقاط ضعف آپارتاید، توپ بازی را تا منطقه جریمه حریف پیش برده، و با درایت و هوشمندی در همان محوطه هیجده قدم حریف، حفظ توپ کند. گردش مداوم توپ در منطقه جریمه حریف، طبیعی است که او را گیج و زمین­گیر کرده و قدرت اتخاذ تصمیم قاطع و طرح­ریزی حملات منظم را از او بگیرد. حرکت ملی آذربایجان نباید از موضع ضعف حق و حقوق ملت آذربایجان را از آپارتاید و نژادپرستان بطلبد، بلکه باید با به فعل درآوردن پتانسیل­های بالقوه خود، حریف را وادار به کرنش در مقابل خواسته­های به حق ملت آذربایجان نماید. اما چگونه؟!

آپارتاید در طی سالین گذشته با انواع ترفندها، اقتصاد آذربایجان را روز به روز ضعیف­تر و ضعیف­تر کرد و با اخلال در زمینه سرمایه­گذاری در آذربایجان و ایجاد بحران بیکاری و فرار سرمایه­ها از یکسو و با سرمایه­گذاری­های کلان در شهرهای فارس­نشین، سیاست مهاجرت دادن جوانان جویای کار به دیگر شهرها و آسیمیله کردن آنان را در پیش گرفت که بحث در مورد آن از حوصله این نوشته خارج است. اما در نتیجه همین سیاست­ها، امروز کمتر شهری را در کشور می­توان یافت که ترکها به صورت اجتماعی در آن سکنا نگزیده باشند. از طرفی تهران به­عنوان مرکز سیاسی کشور، که بیش از 70 درصد ساکنانش را آذربایجانی­ها تشکیل داده­اند نه تنها همان نقطه ضعف یا چشم اسفندیار آپارتاید است، بلکه در واقع دروازه اصلی حرکت ملی آذربایجان برای گسترش هژمونی­اش به سراسر کشور شمرده می­شود. حرکت ملی با حضوری پر رنگ در صحنه سیاسی این ابر شهر آذربایجانی­نشین، سایه خود را بر سراسر کشور خواهد افکند و این به نوبه خود، پویایی و اثر گذاری بیشتر حرکت ملی در معادلات سیاسی کشور را در پی خواهد داشت.

نگارنده به خوبی آگاه است که حداقل، نطفه فعالیت­های دانشجویی حرکت ملی آذربایجان در مرحله کنونی­اش در سال 1369 در تهران و در مراسم­های شب شعر در دانشگاه شاهد این شهر بسته شد، لذا منکر فعالیتهای ارزشمند یاران حرکت ملی در خلال سالهای گذشته در تهران –که به حق بعضی از دوستان از آن بعنوان استانبول آذربایجان یاد می­کنند- نیست. با وجود این، تاکید نگارنده بر این ­است که سرعت گسترش حرکت ملی آذربایجان در شهر و استان تهران، با آهنگ کنونی – با توجه به ظرفیتها و پتانسیل­ها و امکانات قوی این شهر – جوابگوی نیازهای حرکت ملی نمی­باشد. لذا جا دارد فعالین حرکت ملی نگاه ویژه­ای بر این شهر داشته باشند. چرا که گرمتر شدن تنور هویت­طلبی در این شهر اتوماتیک­وار بر ترکهای سراسر کشور، خصوصا بر شهرهای ترک­نشین اطراف مانند قم، قزوین، کرج، همدان، اراک، ساوه و همچنین بر ترکهای سمنان و استانهای شمالی تاثیر به سزایی داشته، و آنان را برای پیوستن به صفوف حرکت ملی تشویق خواهد کرد.

باید توجه داشت که گسترش هژمونی حرکت ملی به شهرهای دیگر و سراسر کشور، فرصت تثبت قاطعانه هژمونی این حرکت در آذربایجان را فراهم و تسهیل خواهد کرد. فعالین حرکت ملی نباید با کارهای تکراری و موازی که سود احتمالی­اشان کفاف هزینه سنگین­اش را نمی­کند، مشغول و فرسوده شوند. حرکت ملی آذربایجان برای رسیدن به اهداف راهبردی خود، باید جایگاه و ارزش و منزلت خود را با نمایش قدرت به رخ آپارتاید و جهانیان می­کشید، که طی قیام سرنوشت­ساز خرداد 85 در بیش از 25 شهر آذربایجان، به خوبی از عهده این مهم برآمد . ساده انگاری است اگر کسانی فکر می­کنند برای نشان دادن حیات حرکت ملی، در مناسبتهای مختلف باید تظاهران خیابانی راه انداخت. در شرایط فعلی! ما نباید ناخواسته در مسیر اهداف شوم آپارتاید حرکت کرده و بهانه به دست دشمن دهیم. شرایط ویژه امنیتی که آقایان موذیانه در اندرون سخن از آن می­رانند، به هیچوجه، چه از نظر سیاسی و چه از نظر اقتصادی مطلوب حرکت ملی نیست و این ترفند دشمن باید با تدبیر بهنگام فعالین حرکت ملی، خنثی شود. از طرفی در شرایط فعلی، اگر کسانی نیازی به تظاهرات و تجمعات خیابانی می­بینند، با توجه به مطالب ذکر شده، تهران بهترین مکان به نظر می­رسد. چرا که گذشته از مطالب ذکر شده, در این شهر با وجود دفاتر اقتصادی-سیاسی، روزنامه­ها و خبرگزاری­های بین­المللی و سفارتخانه­های کشورهای خارجی، هم امکان بایکوت خبری حوادث مهم، کم می­نماید و هم اینکه هزینه برخورد احتمالی برای آپارتاید بیشتر از هر نقطه دیگر خواهد بود.

نتیجه: با حضور قدرتمندانه در فضای سیاسی تهران، حرکت ملی آذربایجان از موضع قدرت وارد معادلات سیاسی کشور خواهد شد و به نظر می­رسد حرکت ملی برای به ساحل امن رساندن کشتی خود در میان امواج پر تلاطم، ناگزیر از آن می­باشد. حرکت ملی به درستی نگاهی به خارج نداشته و ندارد و تمام تکیه و امیدش به ملت شریف و آزاده آذربایجان بوده و هست. چرا که نمی­خواهد کارتی باشد در دستان بازیگران عرصه سیاست جهانی. و البته روشن است که این به معنی بی­تفاوتی به شرایط و موقعیت­های به وجود آمده احتمالی ناشی از تحولات منطقه­ای و بین­المللی نیست. با این تفاسیر اعتقاد نگارنده بر این است که معادلات حرکت ملی آذربایجان، جواب خود را در تهران خواهد یافت و با داشتن تهران، گشودن گرههای عدیده ملت رنجدیده آذربایجان بسی سهل­تر خواهد بود. به بیان دیگر تهران برگ برنده­ای است در دست ملت آذربایجان. آیا حرکت ملی آذربایجان در راه رسیدن به اهداف والای خود، از این کارت مهم و حیاتی استفاده­ای خواهد کرد؟!

3/9/1387

بولود گونئیلی

Sunday, November 23, 2008

نگاهی مردمشناسانه به زورآبادی های کرج،

نگاهی مردمشناسانه به زورآبادی های کرج، گفتگوي شکوفه آذر با سپيده پارسا، مردمشناس، سينا
- دختران جوان در زورآباد کرج به شدت، پایبند ارزش های اجتماعی هستند

تهران_خبرگزاری سینا _ شکوفه آذر

سال ها است که زورآباد کرج در میان مردم این شهرستان، به محله ای بد نام که در آن فقط قاچاقچی ها، معتادان و فقرا زندگی می کنند، شناخته شده است. مردم کرج معتقدند که زورآبادی ها، خلاف کار و چاقو کش هستند و ارزش های اجتماعی رایج را نادیده می گیرند. اما تحقیقات اخیر یک مردمشناس جوان، خط بطلانی بر همه این باورها کشیده است. این مردمشناس جوان در تحقیق خود که محور آن دختران جوان بوده است، با پرسش هایی مشخص به سراغ آن جا رفته است. او می خواست بداند که دختران جوان در محله زورآباد، چگونه هویت جمعی خود را تعریف می کنند؟ آیا آنها به محله خود که در کرج، محله بدنامی است، علاقمند هستند و یا درصدد هستند تا با کوچک ترین امکان، از این محله بدنام گریز بزنند؟ آیا در زورآباد کرج زنان و دختران جوان خود را به هنجارها و ارزش های اجتماع خود پای بند می بینند؟

سپیده پارسا پژوه، فوق لیسانس مردمشناسی از دانشگاه تهران، در پایان نامه خود که اخیرا قرار است به وسیله انتشارات قصه با عنوان«ما، آنها/ اتنوگرافی یک تردید» منتشر شود، با دو سال تحقیق و زندگی در میان زورآبادی ها، تلاش کرده است به این پرسش ها پاسخ دهد.


سینا: موضوع دقیق تحقیق شما چیست؟

- من با طرح چند پرسش به سزاغ این موضوع رفتم. من می خواستم بدانم که دختران جوانی که ساکن زورآباد کرج هستند چه تعریفی از هویت اجتماعی خود دارند. یعنی آنها چگونه فاصله ای که بین خود و آن دیگرانی که در پایین تپه زورآباد زندگی می کنند را توجیه می کنند؟ آیا آنها محل زندگی خود را که در بین هه اهالی کرج بدنام است، دوست دارند و نسبت به آن تعلق خاطر دارند؟ این دختران جوان چه تصویری از دختران کرج، نحوه پوشش و نوع زندگی و روابط اجتماعی آنان، دارند؟ من با رویکرد اتنوگرافیک یعنی مردمشناسانه وارد این موضوع شدم. در این رویکرد، روش مطالعه من، مطالعه میدانی عمیق و مشاهده مشارکتی بوده است. از نزدیک با آنها زندگی و رفت و آمد کردم و پس از دو سال تحقیق متوجه شدم که برداشت ها و ذهنیت اولیه من در مورد دختران این حاشیه شهر، کاملا اشتباه بوده است.


سینا: از آغاز با رویکرد یا نظریه علمی خاصی به سراغ موضوع رفته بودید؟

- بله. دیدگاه من در حوزه نظریه های انسان شناسی روان شناختی می گنجد یا همان نظریه هایی که مکتب «فرهنگ و شخصیت» از آن بیرون آمده است. نظریه ای که من در این تحقیق در آن مانور دادم، نظریه «هویت اجتماعی» متعلق به تجسل یا کسانی مانند سستینگر یا اریکسون و مارشیا است. این افراد کشانی هستند که به طور عمده در مورد هویت جمعی و اجتماعی، نظریه پردازی کرده اند.


سینا: ذهنیت اولیه شما نسبت به هویت اجتماعی این دختران چه بود که پس از بررسی، خلاف آن ثابت شد؟

- حاشیه نشینی، فرهنگ و هویت مخصوص به خود را دارد. ساکنان حاشیه شهرها، اغلب در رفت و آمد هستند و احساس ثبات و تعلق خاطر به محله خود ندارند یا کم دارند. ساکنان حاشیه شهرها، اغلب منتظر کوچکترین امکان برای گریز از محله خود هستند. این افراد دیگران را که خارج از حاشیه شهر زندگی می کنند، در موقعیتی برتر و بهتر قلمداد می کنند و خود را فراموش شده، ارزیابی می کند. روی هم رفته، اساس و بنیان زندگی در حاشیه شهر ها بسیار سست است. من با همین دیدگاه کلی که در مورد اغلب حاشیه نشین ها، صادق است به سراغ زورآباد کرج رفتم اما پس از مشاهده و تحقیق، نتایجی معکوس گرفتم. من متوجه شدم که زورآباد کرج، برخلاف ظاهر آن که دارای خانه های توسری خورده و به ریخته، کوچه های ناموزون و آشفته، تراکم تخلافات و فقر زیاد، دارای یک زندگی کامل و باثبات است. درست برخلاف سایر آلونک نشین ها و برخلاف انتظار اولیه من. من متوجه شدم که ثبات ناشی از عوامل انسجام زای درونی است. این محله از نظر جغرافیایی، از دیگر بخش های منطقه مجزا است. زورآباد روی یک تپه بزرگ قرار دارد و کرج در دامنه این تپه. زورآبادی هایی هستند که در طول سال، به ندرت پایشان را از محله خود بیرون می گذارند. به این ترتیب همه نیازهای خود را در درون محله، برطرف می کنند. در حقیقت زورآبادی ها خودکفا هستند و بجز مردان برای کار یا قاچاقچی ها از محله بیرون نمی روند. انواع و اقسام مغازه ها به صورت خود جوش در این محله ها وجود دارد. به همین دلیل زنان و دختران همه مایحتاج خود را در محله برآورده می کنند و در نتیجه به ندرت به بیرون محله می روند. این محله 120 هزار نفر جمعیت و 165 هکتار وسعت دارد. از عوامل انسجام زای دیگر در زورآباد، تعداد زیادی مسجد به نسبت وسعت آن است. در این محله 20 مسجد به مرور زمان ساخته شده و مردم که اعتقاد بسیار زیادی به مذهب دارند در مناسبت های مختلف به آنجا رجوع می کنند. مذهب در خانواده های اصیل چنان قوی است که اجازه هیچ خطا و گناهی را به آنان نمی دهد. از سوی دیگر اقوام مختلفی که از قدیم به این محله آمده اند، انسجام قومی و خویشاوندی خود را به شکلی محکم، حفظ کرده اند.

تبليغات خبرنامه گويا
advertisement@gooya.com



سینا: در این صورت، موقعیت دختران نوجوان و جوان زورآباد هم باید در وضعیت طبیعی سنتی، زندگی کنند و درگیر ناهنجاری های خاص نباشند.

- دقیقا همین طور است. این حاشیه از همین نظر با هیچ یک از حاشیه های دیگر شهرها، قابل مقایسه نیست. دختران نوجوان و جوان دارای همان سطح هویت و روابطی هستند که دختران در روستاها. رابطه این دختران با جنس مخالف، اعم از پدر، برادر یا پسری که به او علاقمند هستند، شبیه همان رابطه دختران روستایی است. خانواده ها به دختران خود اجازه آرایش کردن نمی دهند. دختران رابطه ای بافاصله نسبت به جنس مخالف دارند و مقید به ارزش ها و هنجارهای سفت و سخت محله هستند. دختران تا دبیرستان در زورآباد تحصیل م یکنند و مانند روستاها، پس از آن ازدواج می کنند.

در نتیجه من در تحقیقم متوجه شدم در این محله که در سطح کرج بخاطر وجود تعدادی قاچاقچی و مشاغل غیر قانونی یا پست مثل دست فروشی و لبو فروشی و ... بدنام شناخته شده است، دارای ناهنجاری خاص مانند دیگر حاشیه ها نیست. ساختار این محله سنتی و دارای هنجارها و ارزش های مرسوم در دیگر جوامع روستایی است.

سینا: واکنش دختران جوان، نسبت به ورود زنان و دختران بیگانه چطور است؟

- واکنش ها دو نوع است. عده ای به خاطر جو غالب در خارج از این محیط نسبت به خود، فکر می کنند هر بیگانه ای آنها را با دیده تحقیر می بیند و آنها را محکوم می کند. این افراد با بیگانه ها رفتار دشمنانه ای در پیش می گیرند. به آنها بی اعتنایی می کنند و با تعصب برخورد می کنند به طوری خود بیگانه، ترجیح بدهد هر چه زودتر محله را ترک کند. اما عده ای هم هستند که به محض ورود یک بیگانه با او هم داستان می شوند و محله خود را بد ارزیابی می کنند و طوری نشان می دهند که در آرزوی رفتن از این محله هستند. خود من در آغاز خیلی سخت توانستم با آنها ارتباط بگیرم و حضور خودم را توجیه کنم. من آنقدر رفت و آمد کردم تا بالاخره توانستم از طریق یک مدرسه، به عنوان مشاور با دختران جوان ارتباط بگیرم. آنها در آغاز به من کاملا به چشم یک بیگانه که نباید به او اعتماد کرد، برخرود می کردند.

زبان مادری ۶۷٪ از جمعیت محله اسلام‌آباد (کرج) ترکی آذربایجانی،

اسلام‌آباد (کرج)
زبان مادری ۶۷٪ از جمعیت این محله ترکی آذربایجانی،

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو
محلهٔ اسلام‌آباد
کشور ایران
استان تهران
شهر کرج
نام‌های‌‌ دیگر زورآباد، مفت‌آباد، تپه موشکی[۱]
نام قدیم تپهٔ مرادآب
آغاز بنیاد دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی
منطقه شهری
منطقه پستی
پیش‌شماره محلی تلفن
جمعیت ۱۲۰۰۰۰
ارتفاع از سطح دریا ۱۴۸۰ متر

اسلام‌آباد یا زورآباد نام محله‌ای است بر روی یک تپه در میان شهر کرج در استان تهران ایران.

جمعیت این محله در حدود ۱۲۰ هزار نفر است و بافت شهری آن نامنظم و نامتعارف است. این محله از فقیرترین نقاط شهرستان کرج است. تراکم جمعیتی اسلام‌آباد بسیار بالاست به‌طوری‌که با داشتن ۰٫۲ درصد از مساحت شهر کرج، ۶٫۸ درصد از جمعیت آن را در خود جای داده است.

ارتفاع ۱۴۸۰ متری تپه، شیب زیاد تپه و یک‌متری بودن پهنای بسیاری از کوچه‌های آن کار خدمات‌رسانی شهرداری به این محله را دشوار ساخته‌است. محلهٔ اسلام‌آباد خود به شش منطقه بخش شده‌است.

در سال‌های اول دهه ۱۳۷۰ مسئولان تصمیم به انتقال اهالی این محله به ساماندشت مهرشهر در حومه کرج گرفتند که به خاطر هزینه زیاد، از این طرح صرف نظر شد.

فهرست مندرجات [نهفتن]
۱ پیشینه
۲ آمار
۳ منابع
۴ پیوند به بیرون



[ویرایش] پیشینه
نام اصلی این تپه مرادآب بوده‌است که در دوره پیش از انقلاب به زورآباد و مفت‌آباد شهرت یافت و پس از انقلاب در نوشته‌های رسمی از آن با نام اسلام‌آباد یاد می‌شود.

مرادآب تپه سرسبزی بود که برای چرای دام‌ها مورد استفاده اهالی روستای بیلقان کرج قرار می‌گرفته. در دهه ۱۳۴۰ طی یک دعوای قضایی میان اهالی بیلقان و وکلای خود، این زمین‌ها به طور غیرقانونی تفکیک می‌شود و به افراد مختلفی به فروش می‌رسد. اهالی و وکلای ایشان برای اثبات حق خود در این اقدام‌ها رقابت می‌کردند و به این خاطر زمین‌های این تپه بدون مجوز و غیرقانونی تفکیک و فروخته می‌شود. در حدود سال‌های ۱۳۵۰ چند نفر به نام‌های کربلایی‌حسن، یوسف و رحیم از اهالی روستاهای پیرامون زنجان به این تپه آمده و در آن ساکن می‌شوند. رفته‌رفته شمار زیادی از هم‌ولایتی‌های ایشان نیز جذب این محل می‌شوند و سپس شمار زیادی از روستائیان مختلف با مهاجرت به این محل خانه‌هایی موقتی و بدون امکانات اولیه بر پا می‌کنند.

از سال ۱۳۷۶/۱۹۹۷ منبع آبی در قلهٔ این تپه قرار داده می‌شود که از آن پس مشکل آب محله رفع شده‌است. این محل امروزه برق‌کشی نیز شده و ستاد طرح ساماندهی تپه مرادآب همچنان طرح‌هایی را برای بهبود وضعیت محله اجرا می‌کند.


[ویرایش] آمار
۴۴٫۵ درصد از جمعیت این محله را جوانان تشکیل می‌دهند در حالی‌که تنها ۲۲٫۲ درصد از کل جمعیت محله از نظر اقتصادی فعالند. میانگین بُعد خانوار در این محله ۶٫۸ نفر است که این رقم در بالای خیابانی به نام رینگ شریعتی افزایش می‌یابد.

۶۰ درصد فعالان اقتصادی محل به کار کارگری ساختمان اشتغال دارند و بقیه بیشتر به دستفروشی، رفتگری، کاسبی و رانندگی مشغولند. بیش از ۱۵۰۰ نفر از کودکان منطقه به جمع‌آوری و خرید و فروش نان خشک در سطح شهر اشتغال دارند.

در سال ۱۳۸۴ خورشیدی، زبان مادری ۶۷٪ از جمعیت این محله ترکی آذربایجانی، ۱۳٫۶٪ لری، ۹٫۱٪ گیلکی و مازندرانی، ۳٫۴٪ بلوچی، ۳٫۴٪ کردی و ۳٫۴٪ فارسی بوده‌است. با وجود خاستگاه‌های مختلف، در این محله همواره نوعی یک‌نواختی و هماهنگی فرهنگی وجود دارد و اقوام از نظر فرهنگی مشکلی با هم ندارند. شمالی‌ها بیشتر در شمال غربی محله و لرها در جنوب محله ساکنند.

زورآباد دو کتاب‌خانه، دو خانه فرهنگ و یک مجتمع ورزشی دارد. مراکز تفریحی آن شامل سه پارک و یک سینما است. افراد محل رغبت زیادی به مجاز دانستن استفاده دخترانشان از مراکز تفریحی ندارند.


[ویرایش] منابع
بر پایهٔ داده‌هایی در صفحات محتلف کتاب (با بازنویسی):
پارساپژوه، سپیده، ما، آن‌ها، اتنوگرافی یک تردید، مروری انسان‌شناختی بر هویت جمعی در محله‌ای حاشیه‌ای: اسلام‌آباد کرج، تهران: نشر قصه، ۱۳۸۴.

↑ وب‌گاه خبری داور


[ویرایش] پیوند به بیرون
نگاهی مردمشناسانه به زورآبادی های کرج، گفتگوی شکوفه آذر با سپیده پارسا، مردمشناس

کرج ها

تا مدت ها تصور می شد کرج یک نام فارسی است.

http://qizilyurt.blogfa.com/cat-2.aspx

دو شهر دیگر با نام کرج وجود دارند:

کرج نزدیک قازان در تاتارستان (همان جایی که قزل یورت در کنار آن واقع است)

کرج در بایکال (زادگاه چنگیز خان)



در یکی از معتبرترین مراجع جغرافیایی ایران آمده است:

کرج از کراج به معنای فریاد است. زیرا برای خبر رساندن از آتش استفاده می شده است! ( فرهنگ گیتاشناسی)

من نمی دانیم آیا آنها رد پای سرخپوستان آپاچی را هم کشف کرده اند و نیز متوجه شده اند که آنها بجای آتش ( آنقدر صدایشان بلند بوده که از فرسنگ ها دورتر) از فریاد استفاده می کرده اند!

در جای دیگر آنرا از کلمه کاوک به معنای شکاف می دانند!

دیگری آنرا به علت وجود قایق ها ( کرجی) می داند. حتما ایشان می خواهند تاریخ بنای سد کرج را به هخامنشیان مربوط کنند!

واقعیت چیز دیگریست!

مهمترین مشکل شهر کرج آهکی بودن آب چاههای آن است. بنابراین بازار شوفاژکارها داغ است.

نیز اگر شما گذرتان به جاده چالوس بخورد، در منطقه گچسر معادن متعدد لایم را می بینید.

در ترکیه به آهک، گچ و ... که خاصیت خشک کردن پوست دارند ( کیرچ ) می گویند. در آذربایجان به سفید کردن دیوارها با گچ کرجلاماق می گویند. در کشور فنلاند به سفید کردن دیوارها با گچ KIRJOITTAA LIIDULLA میگویند.

Wednesday, November 12, 2008

هاشم برزگر یکی از فعالین حرکت ملی آزربایجان در کرج ناپدید شده است

هاشم برزگر یکی از فعالین حرکت ملی آزربایجان در کرج ناپدید شده است



میللی حرکت چهار شنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۷: فعالان حقوق بشر: هاشم برزگر(ياشار گونيلي) از فعالان شناخته شده آزربایجانی،ازصبح روز يكشنبه19/8/87 هنگامی که قصد عزیمت به محل کارش را داشت، ناپدید شده است.

نزديكان وي احتمال می دهند، او توسط مأموران وزارت اطلاعات دستگير شده باشد.گفتنی است،روز یکشنبه، اس ام اسی ازتلفن همراه وی برای خانواده اش ارسال شد، که در آن آورده شده :" من چند روزی نزد دوستانم هستم، از انتشار خبر خودداری کنید!"

مراجعات خانواده این فعال ترک، به نهادهای مختلف برای اطلاع از سرنوشت او تاکنون بی نتیجه مانده است.

لازم به ذکر است، پيش از اين نیز برزگر توسط نيروهاي لباس شخصي دستگير وپس ازچند ساعت بازجويي آزاد شده بود.

آجی خبرلرین داوامیندا یاشار بی گؤنئیلی ...


میللی حرکت چهار شنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۷:

اوزون زاماندیر آزربایجانین میللی حرکت فعاللارین ، چئشیدلی خطرلر ، فارس شوونیزمی طرفینده ن تهدید ائدیر . اؤزه للیکله بو سون آیلاردا چوخ آجی خبرلری ائشدیب و اونا شاهید اولموشوق . بو خبرلرین آردینجا یئنی بیر خبر کی میللی حرکتین فعاللاریندان اولان یاشار بی گؤنئیلی ( بزرگی ) 19/8/87 ـ دا گؤنؤز ساعات 11 ده ن یوخ اولوب ایندیه ده ک هاردا اولدوغوندان خبر یوخدور . بئله احتیمال ائدیلیر کی ایران توتالیتر رژیمینین گیزلی سرویسی طرفینده ن آپاریلیبدیر .


آرتیرماق لازیم دیر کی نئچه گؤن بوندان اول تهرانین شیخ فضل الله آنا یولوندا ( اوتوبان یندا ) ایکی موتورلو طرفینده ن کی باشلاریندا بؤرک و موتورلارینیندا نؤمره سی یوخوموش یاشار بی گؤنئیلی هجوما معروض قالمیشدی .


شاهید لرین دئدیگینه گؤره بو اولایین اثرینده عزیز میللی فعالین دوداغی جیریلیب ، دیشی سینیب و بدنینین بیر چوخ یئری خسارت آلمیشدی . بو ایشده بئله نظره گلیر کی امنیت قووه لری طرفینده ن پلانلانمیشدی .

Sunday, October 12, 2008

قلعه قاچاقاچ در رباط كريم اثر ملي شد

قلعه قاچاقاچ در رباط كريم اثر ملي شد
خزل آی ۱۹, ۱۳۸۷


جام جم آنلاين: قلعه قاچاقاچ واقع در قريه قاچاقاچ در جنوب شهر رباط كريم به شماره ۲۳۱۳۴ در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.
به گزارش روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان تهران اين قريه كه در حال حاضر خالي از سكنه مي‌باشد و بخش‌هايي از آن تخريب شده است، در محدوده اراضي فرودگاه بين‌المللي امام خميني (ره) قرار دارد. داراي اتاق‌هايي در اطراف بوده و اتاق‌هايي نيز در وسط محدوده قلعه واقع شده‌اند كه كاربري خاصي براي خود دارند مانند شاه‌نشين، محل طبخ نان، آشپزخانه، محل نگهداري احشام و… قلعه قاچاقاچ يك قلعه متشكل از گل و خشت مي‌باشد كه عمدتا سقف‌ها تمام به صورت گنبدي و قوسي اجرا شده و هنوز هم قسمت‌هايي از آن استحكام كافي را دارند.

همان گونه كه از تاريخ و گذشته رباط كريم برمي‌آيد اين شهرستان مهد رباط، قلعه و كاروانسراهاي متعدد و تاريخ مي‌باشد. قلعه روستايي قاچاقاچ نيز داراي كاربري خاصي است و به صورت اتفاقي در اين محدوده ساخته نشده است. در مسيرهاي مختلف بازرگاني و تجاري آن زمان، كه رباط كريم نيز در مسير جاده ابريشم آن زمان بوده و از موقعيت استراتژيك خاصي نيز برخوردار بوده است، اقدام به ساخت كاروانسراها و قلعه‌ها مي‌نمايند و قلعه قاچاقاچ بدين منظور ساخته شده است.

شايان ذكر است اين قلعه در گذشته با كاربري حفاظت و جلوگيري از غارت و دستبرد به اهالي و حفاظت از اموال ساخته شده بود و در حال حاضر متروك مي‌باشد. مالكيت آن نيز با فرودگاه بين‌المللي امام خميني (ره) به نمايندگي از دولت مي‌باشد.

Sunday, October 05, 2008

مسئله آذربایجان به صورت راسته حسینی / سید حیدر بیات

مسئله آذربایجان به صورت راسته حسینی / سید حیدر بیات
خزل آی ۱۴, ۱۳۸۷


دو سه هفته پیشتر بحثی بین سایت پیک نت و دوست شاعرم جناب اسماعیل جمیلی در گرفته بود مبنی بر اینکه نویسندگان آذربایجان در تهران چرا دستگیر شده‌اند؟ بنده نیز قاتی ماجرا شده و یادداشتی به پیک نت فرستادم. پیک نت یادداشت مرا به صورت کامل منتشر کرد، اما تیتری را به آن افزود که تمام رشته‌های نگارنده را پنبه نمود. بنده توضیح داده بودم که اکثر نویسندگان آذربایجانی پس از تبریز در تهران زندگی می‌کنند و بیشتر محصولات نشریات ترکی نیز در تبریز و تهران تولید و منتشر می‌شود و تیتر پیک نت این بود: تولید فرهنگی از تهران برای آذربایجان.

این تیتر تداعی‌گر این معنا بود که تولیدات فرهنگی آذربایجانی در تهران مشتری ندارد و فقط تولید می‌شود و مشتریان آن در آذربایجان هستند. نگارنده قصد نداشت که به این شیطنت یا سوء تفاهم پیک‌نتی پاسخ بگوید، لیکن خواندن یک مقاله در شرق اوسط انگیزه‌ای شد برای پیگیری دوباره ماجرا. منتها نه برای اینکه پاسخی برای کسی داده باشم بلکه برای اینکه حقیقت مسئله آذربایجان واقعا برای دوست و دشمن روشن گردد و بالاخره اصحاب رسانه و سیاست بدانند که اصل این قضیه چیست.

ابتدا بهتر است توضیح مختصری در مورد مقاله‌ شرق اوسط بنویسم. عنوان مقاله به عربی چنین است: غیاب عربی فی القضیه الکردیه (غیبت عربی در مسئله کرد) به قلم آزا حسیب قرداغی.
این مقاله توضیح میدهد که مسئله کرد در عراق که اکنون برای مردم عراق و جهان عرب تا این اندازه حاد می‌نماید یک مسئله امروزی نیست بلکه سابقه دهها ساله دارد اما جهان عرب و سیاستمداران و رسانه‌های عربی یا آن را ندیده‌اند یا به سادگی از کنار آن گذشته‌اند و این مسئله سبب شده است که کردهای عراق در غیاب حساسیت‌ جهان عرب هزینه‌های بسیاری را متحمل شوند و…

این مقاله جهان عرب را متهم می‌کند و جهان عرب جوابی جز شرمساری و قبول آن ندارد، به گونه‌ای که شرق اوسط این سند - و این داغ تغافل را که نویسنده به پیشانی جهان عرب می زند- منتشر می کند.

با خواندن این مقاله به یاد وضعیت امروز آذربایجان افتادم و اینکه هنوز رسانه‌های فارسی تصور روشنی از مسئله آذربایجان ندارند و باید اندکی بیشتر در این مورد درنگ نمود و برای آنان توضیح داد.

اما توضیح مسئله: چیزی که اینروزها از آن با عنوان حرکت ملی آذربایجان نام برده می‌شود سابقه‌ای حدودا ۱۰۰ ساله دارد. مرحوم میرزا حسن رشدیه، پدر مدارس نوین ایران و به تعبیر فرهنگ معین «پدر فرهنگ ایران»، برای مدارس جدید خود که برای نخست بار در ایران تاسیس کرده بود. سه کتاب تالیف کرد. یکی از این کتابها به زبان عربی، دیگری به زبان فارسی و سومی به زبان ترکی با نام وطن دیلی، و این کتابها در مدارس جدید تدریس شدند. جبار باغچه‌بان نیز کتاب شعری برای کودکان به زبان ترکی با نام «پروانه نئجه قیزدی» دارد که احتمالا برای آموزش در مدارس استنایی آن زمان تدارک دیده بود.

بعد از به قدرت آمدن رضا شاه اما زبان ترکی ممنوع شد و کار رشدیه در این زمینه ناتمام ماند. بعد از رضا شاه و در اوایل حکومت محمد رضا شاه نیز مسئله فرقه دموکرات آذربایجان پیش آمد. در زمان حاکمیت فرقه زبان رسمی در آذربایجان ترکی بود، و حتی کارنامه‌هایی که در آن زمان برای دانش آموزان صادر شده است نیز به زبان ترکی است. بعد از شکست فرقه، سنت ترکی نویسی و ترکی خوانی در آذربایجان - با افت و خیزهایی که دارد – هماره وجود داشته است، لیکن به مثابه آتش زیر خاکستری تا زمان انقلاب پنهان ‌ماند. در اوایل انقلاب دوباره این مسئله مطرح شد و نشریات چندی از جمله نشریه وارلیق و یولداش منتشر شدند، لیکن با شروع جنگ ایران و عراق دوباره مسئله فروکش کرد لیکن مجله وارلیق همچنان و تا به امروز منشتر میشود و یکی از معروفترین نشریه‌ها نه تنها در آذربایجان بلکه در تمام کشورهای ترک زبان است.

بعد از جنگ این مسئله دوباره مطرح شد و در اواخر ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی به اوج خود رسید. با آمدن سید محمد خاتمی نشریات بسیاری اعم از نشریات دانشجویی و نشریات استانی به صورت دوزبانه و هر ازگاهی تک زبانه به ترکی منتشر می‌شوند. دولت ابتدا با یک نگاه فانتزی به این مسئله نگاه می‌کند لیکن مسئله رفته رفته جدی و جدی‌تر میشود. در کنار این ماجراها مسئله همایش سالانه قلعه بابک و پخش‌سی‌دی‌های تصویری آن در بین مردم و اخبار آن از انترنت حاکمیت نیز برخوردهای خود را تشدید می‌کند.

اینها مسائلی از آذربایجان بودند که اکثر رسانه‌های فارسی کم و بیش نسبت به آن آگاهی دارند. لیکن مسئله‌ای که میخواهم مطرح کنم چیزی غیر از این است و آن جغرافیایی است که این مسئله در آن اتفاق می‌افتد. اکثر مردم و از جمله احتمالا گردانندگان سایت پیک نت فکر می‌کنند که آذربایجان در چهار استان آذربایجان شرقی، غربی، اردبیل و زنجان خلاصه شده است. اما این دوستان به دو مسئله توجه ندارند. نخست اینکه پراکنش جمعیت ترکان از مرزهای غربی آذربایجان تا تهران و قم ادامه دارد. به عبارت دیگر مابین تبریز و تهران و تبریز و قم روستاهای ترک زبان بومی به صورت لاینقطع وجود دارند که شامل روستاهای ترک زبان قزوین، کرج، همدان، بوئین‌زهرا، ساوه، شهریار، اراک و خود قم هستند و بنده بسیاری از این روستاها را از نزدیک دیده‌ام. حتی در بخشهای جنوبی، و شرقی قم یعنی در دو سوی جاده قم و کاشان نیز روستاهای ترک زبان وجود دارند. این ترکهای بومی که زمانی خود را ترک غیر اصیل می‌دانستند امروزه به برکت وجود اینترنت و نشریات و احیانا رادیوها و ماهواره‌ها و نیز حضور دانشجویان و سربازان این مناطق در بین سایر ترکان آذربایجان، اینک خود را یک ترک درجه دوم نمی‌دانند و نسبت به هویت و زبان ترکی خود حساس هستند. در میان ۱۹ نویسنده و روشنفکری که در تهران و به همراه مهندس صرافی دستگیر شده‌اند، نام حسین حیدری نیز به چشم میخورد. حسین حیدری از ترکان قزوین و صاحب امتیاز نشریه دوزبانه دانشجویی اولوس بود و خود همین نشان می‌دهد که گستره جریان موسوم به حرکت ملی آذربایجان چه قدر گسترده است. علاوه بر آن میتوان به شهر قم اشاره کرد. در این شهر بیش از چهار استریوی ترکی فعالیت می‌کنند که عمدتا محصولات عاشیقی و موسیقی ترکان بومی منطقه را تامین می‌کنند و بیش از صد عاشیق و نوازنده شاهسون و … در قم، ساوه و سایر مناطق تهران، قزوین، همدان و مرکزی زندگی می‌کنند که برای اینکه حرف بی‌مدرکی نزده باشم دوستان می‌توانند به مقاله «قم، ساوه عاشیق محیطی» که در سایت اینجانب منشتر شده است مراجعه نمایند و در همین روزها گویا تضییقاتی نسبت به برخی از عاشیقهای قم از جمله عاشیق محبوب و جوان، اکبر غلامی صورت گرفته است.

شاخص‌ترین نماد هویت‌خواهی ترکان این منطه مراسم سالانه بزرگداشت حکیم تیلیم‌خان ساوه‌ای است که هر ساله در آخر تیر ماه در زادگاه این شاعر واقع در روستای مراغه ساوه برگزار می‌شود امسال بیش از دوهزار نفر در آن شرکت کرده‌ بودند که از سوی بعضی‌ ناظران این مراسم آلتیرناتیو تجمع سالانه قلعه بابک تلقی شد، اگر چه این مراسم با مراسم قلعه بابک یک تفاوت ماهوی دارد.

مسئله دوم اما مسئله ترکهای مهاجر از آذربایجان است. سیاست تمرکز گرایی که در دوران پهلوی دنبال شد و به تبع آن اکثر کارخانه‌ها و شرکت‌های تولیدی در تهران و اطراف احداث گشت. این مسئله موجب شد که سیل مهاجران از آذربایجان به تهران، قم، کرج و قزوین سرازیر شود. در ادامه همین سیاست است که اکنون آنگونه که در مصاحبه آقای موسوی تبریزی که در پیک نت هم درج شد آمده بود: امروزه حدود ششصد هزار نفر از ساکنان قم را ترک‌زبانها تشکیل می‌دهند. در تهران و کرج و قزوین نیز وضعیت به همین منوال است. به تعبیر رضا براهنی که روی این تعبیر اصرار نیز دارند: «تهران بزرگترین شهر آذری نشین جهان است». در تهران، کرج، قم و سایر شهرهای نزدیک پایتخت گاه شهرکهایی وجود دارند که بیش از نود و پنج درصد آن را ترک زبانها تشکیل می‌دهند. تبعا قضیه به اینجا نیز ختم نمی‌شود ترکان قشقایی، ترکان گچساران، ترکان فریدن اصفهان، ترکان خراسان شمالی و… همه جمعیت معتنابهی هستند که امروزه مسئله هویت برایشان جدی شده است و دیگر مسئله حرکت مدنی آذربایجان در چهار استان آذربایجانی خلاصه نمی‌شود.

در چنین شرایطی وظیفه رسانه‌ها و روشنفکر طبیعتا ندیدن این مسئله و سکوت در قبال آن نیست. بلکه پرداختن به آن و یافتن راه حلهایی هست که شهروندان ایرانی را با کمترین خطر از این مرحله به مراحل بعدی سوق دهد. پذیرفتن هویت ترکی ترکهای ایران، و به رسمیت شناختن زبان، تاریخ و… از جمله فاکتورهایی است که باید به آن اهمیت داده شود. نپذیرفتن مسئله اما تبعاتی دارد که آن خود بر اهل خرد پوشیده نیست. چیزی که یاد‌آوری آن خالی از لطف نخواهد بو آن است که امروزه برای برخورد با مسئله آذربایجان حکومت ایران از سوی گروههای مختلفی در فشار است. یعنی گروهها و اشخاصی در اپوزسیون هستند که جمهوری اسلامی را برای برخورد با فعالان آذربایجانی تشویق می‌کنند و حتی تحت فشار رسانه‌ای و تبلیغاتی قرار می‌دهند. اگر موضع این گروهها نسبت به این مسئله تعدیل شود بعید نیست که موضع جمهوری اسلامی نیز تعدیل شود و مطمئنا هیچ کس از این تعدیل زیان نخواهد دید.

Sunday, September 21, 2008

تئهران اوستانينين باتيسينين هاميسي، و اورتا ايله گونئيينين بير بؤلومو آزربايجان تورپاغيدير.



تئهران اوستانينين باتيسينين هاميسي، و اورتا ايله گونئيينين بير بؤلومو آزربايجان تورپاغيدير.

تئهران پاليغي (مئتروپولو) دا آزربايجان و فارسيستان سينيرلارينين كسيشدييي بير يئرده دير، دولاييسي ايله ياري آزربايجانلي بير شهه ردير. عئينن قودوس- اورشليم شهه ري كيمي؛ بو پاليغين (مئتروپولون) كسين، باريشچي و قاليجي گله جه يي ايسه، ايكي آزربايجان و فارسيستان اركله تلري (دئولتلري) طرفيندن بليرله نمه ليدير.

بو شهه رين - كي گئچميشده ده بير نئچه تورك و آزربايجانلي اركله تين (دئولتين) باشكندي اولوب- آزربايجان و تورك ميللي دئموكراتيك حركتينين مركزلريندن بيري و حتتا باشيلجا مركزي اولماسيندا ياديرقاناجاق بير دوروم يوخدور.

مئهران باهارلي
--------------------------------------------------------------------------------

دیدگاه ها
تولید فرهنگیاز تهرانبرای آذربایجانحیدر بیاتدر مورد علت دستگیری نویسندگان آذربایجانی درتهران که دلیل دستگیری آنها در ابهام است، باید دستگیرکنندگان توضیح بدهند، که تاکنون نداده‌اند و مراجعات همسر مهندس صرافی و خواهر و برادرمهندس رحیمی بیات و دیگران بی‌پاسخ مانده است.اما اینکه نویسندگان آذربایجانی در تهران چه کار می‌کرده‌‌اند، باید گفت هیچ کدام از آنها در تبریز، زنجان و دیگر شهرهای آذربایجانی زندگی نمی‌کنند، بلکه ساکن تهران هستند. مجله وارلیق، مجله دیلماج به صاحب امتیازی مهندس صرافی و مجله یاشماق به مدیرمسئولی موغانلی همه در تهران منتشر می‌شوند. البته دیلماج و یاشماق توقیف شده اند وامیدواریم ضمن آزادی صرافی و موغانلی از این دو نشریه که جای خالی آنها کاملا مشهود است رفع توقیف گردد.صدها نویسنده و شاعر آذربایجانی در تهران زندگی می‌کنند و بیشتر محصولات فرهنگی ترکی در تهران و تبریز پس از آن درسایر شهرها تولید میشود. در پایان از اینکه اخبار آذربایجان را منشتر می‌ کنید از شما تشکر می‌کنم.حیدر بیات- نویسنده آذربایجانی مقیم قم

--------------------------------------------------------------------------------

محصول مشترک
آقای جمیلی
و پیک نت
اسماعیل جمیلی: در شماره 103 مطلبی در مورد دستگیری فعالان مدنی آذربایجان درج شده ک باید عرض کنم دقت کافی نشده و مسئله به نحوی نوشته شده که کسانی خوششان بیآید. اینکه تیتر زده اید حمله امنیتی خودش جای سئوال دارد و جالب اینکه بودن فعالین آذربایجانی در تهران را شهری که حد اقل 6 میلیون آذربایجانی در آن زندگی می کنند مورد سئوال قرارداده اید. و اما مجله وارلیق و نویسندگان آن که دستگیر شده اند، باید بدانید این مجله فرهنگی دو زبانه ترکی وفارسی بعد از انقلاب به مدیریت پروفسور جواد هییت انتشار یافته و هنوز هم منتشر میشود. مهندس صرافی که جزو دستگیر شدگان است کاندیدای نمایندگی مجلس دوره هشتم از تبریز بودند که رد صلاحیت شدند.
پیک نت: از این خواننده گرامی که نکات توضیحی نامه شان را در بالا آوردیم می پرسیم که بفرمایند وقتی می ریزند در یک خانه و کسانی را دستگیر می کنند و به بند 209 اوین می برند، نام این ریختن و گرفتن و به اوین برد چیست؟ ماموران شهرداری که چنین ماموریتی نداشته اند! اگر ماموران امنیتی بوده اند – که بوده اند- نام این عمل "حمله امنیتی" نیست؟
ما، خبر دستگیری این عده را از قول منبعی که فعالیت های حقوق بشری می کند منتشر کردیم. یگانه نکته ای که ما به این خبر اضافه کردیم سئوالی بود که مانند خوانندگان این خبر از منتشر کنندگان خبر کردیم. یعنی این عده به چه اتهامی دستگیر شده اند و اگر مسئولین کانون های فرهنگی و مدنی در تبریز و آذربایجان بوده اند، درتهران چه می کرده اند و چرا دستگیر شده اند. این سئوال همچنان برای ما و خوانندگان خبر مطرح است. شما اگر اطلاعی در این زمینه دارید لطفا دراختیار ما بگذارید تا منتشر کنیم و رفع ابهام. این که در تهران، به نوشته شما حداقل 6 میلیون آذربایجانی زندگی می کنند، نفی کننده سئوال ما و خوانندگان خبر نیست. یگانه انگیزه ما در این پرسش نیز رفع ابهام از خبر بود و همچنان هست.
بقیه نکاتی که درباره مجله وارلیق و نویسندگان آن نوشته اید، عینا و از قول شما منتشر کردیم زیرا نه اطلاعات کافی دراین زمینه داریم و نه در مقام اظهار نظر. اگر دستگیر شدگان اخیر در ارتباط با فعالیت دراین نشریه بوده اند و شما یقین دارید، این را هم بنویسید و ارسال بفرمائید تا منتشر کنیم.
گناهی مرتکب شده ایم که مستقیم و غیر مستقیم خواستار شده ایم اخبار را با ابهام ننویسید و ارسال نفرمائید. هر خبری که سئوالی را در ذهن خواننده باقی بگذارد، نه تنها از اعتبار آن می کاهد، بلکه خواننده را عصبی می کند. واقعا برای شما بعنوان خواننده این خبر، مانند دیگر خوانندگان خبر دستگیری این عده در یک خانه، این سئوال مطرح نیست که دلیل دستگیری و اتهام آنها چیست؟

علل و شاخصه هاي تغيير زبان تركهاي تهران



علل و شاخصه هاي تغيير زبان تركهاي تهران.
تئهران توركلرينده ديل ده ييشيمينين سببلري و بليرتيلري.
آخار سو يايين مركزي. تهران ١٣٨٥. ١٨٢ صحيفه


اثر عباس داورنيا`نين باهار ١٣٨٤ ده رودهن آزاد ايسلام اونيوئرسيته سي سوسيال بيليملر بؤلومونده تئهران توركلرينين ديل ده ييشيمينده كي اؤنه ملي فاكتورلارين اينجه له نمه سي مووضوعسوندا مودافيعه ائتدييي يوكسه ك ليسانس تئزينين قيساديلميش شكليدير.

ايسته ر مووضوع، ايسته رسه ده الده ائديله ن سونوجلار آچيسيندان اولدوقجا اؤنه ملي بير چاليشما اولان بو اثرده تئهران توركلرينين بولوندوقلاري ايجتيماعي و ديلسه ل شرطلر، معروض قالديقلاري آسيميلاسييون سيياستي، آشاغيليق دويقوسو و بو دورومو قبول ائده ن و يا اونا قارشي چيخانلارين گره كچه لري اينجه له نميش و تئهران توركلرينه اويقولانان آنكئتلرين سونوجلاري تحليل ائديلميشدير. اثرين گئنيش تانيتيمي گله جك ساييميزدا وئريله جكدير.

وارليق- ٢٨.نجي ايل. قيش ١٣٨٥، سايي ١٤٣، ص٨١

Wednesday, May 21, 2008

فعالین آذربایجانی در تهران هدف تهدیدات مکرر قرار دارند



فعالین آذربایجانی در تهران هدف تهدیدات مکرر قرار دارند

میللی شورا- 31 اردیبهشت ماه: در شهر تهران نیز همانند دیگر شهرهای آذربایجان جمع کثیری از فعالین حرکت ملی آذربایجان بصورت تلفنی تهدید شده اند. برخی دیگر از فعالین نیز همچون آقای اکبر آزاد در روز اول خرداد ماه به اداره اطلاعات در چهاراره ولیعصر فراخوانده شده اند.

Monday, May 12, 2008

فیلم مستند از وضعیت اسفبار دو خانواده آذربایجانی در جنوب شهر تهران

Saturday, April 19, 2008

راهیابی کاندیدای مورد حمایت آذربایجانیهای کرج به مجلس هشتم ، مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفت .

راهیابی کاندیدای مورد حمایت آذربایجانیهای کرج به مجلس هشتم ، مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفت .



آذربایجان اؤیرنجی حرکاتی ( کرج ) : صحت انتخابات اسفند ماه سال گذشته کرج که منجر به انتخاب آقای عزیز اکبریان ( نامزد موررد حمایت آذربایجانیها ) به نمایندگی مردم شهرستان کرج شده بود به تایید شورای نگهبان رسید . آقای اکبریان که از اهالی تورک کرج می باشد در سخنرانیهای خود که اغلب به زبان تورکی صورت می گرفت حمایت از برنامه ها و فعالیت های تشکل های فرهنگی اقتصادی آذربایجانیها و افزایش هر چه بیشتر شرکت تورکها در اداره امور این شهرستان را از سیاست های کاری خود اعلام می کرد . جمعیت آذربایجانیهای ایران اسلامی با اعلام حمایت ، تشکیل مراسم سخنرانی در مناطق تورک نشین و با تهیه وانتشار پوسترهای تبلیغاتی به زبان تورکی نقش مهمی در پیروزی آقای اکبریان ایفا کرد . جمعیت آذربایجانیهای ایران اسلامی یکی از تشکل هایی است که بعد از قیام های خرداد 85 با افزایش چشمگیر تمایلات ملیت خواهی و هویت طلبانه در بین جوانان تورک کرج بخصوص قشر معلمان ، تحصیل کردگان و دانشجویان دانشگاه تربیت معلم درکرج تشکیل یافته اند . شهرستان کرج با داشتن یک میلیون وهفتصد هزار نفر جمعیت که اکثر آن را ( بالای60% ) آذربایجانیها تشکیل می دهند یکی از کلانشهرهای تورک نشین می باشد .

Wednesday, March 26, 2008

اينانج‌ حسام الدين سنقر، حاكم ري



اينانج‌ حسام الدين سنقر، حاكم ري


اينانْج‌، حسام‌الدين‌ سنقر (مق 564 يا 565 ق‌/1169 يا 1170م‌)، حاكم‌ ري‌ و از امراي‌ قدرتمند اواخر دورة سلجوقى‌. وي‌ از غلامان‌ سلطان‌ سنجر سلجوقى‌ (حك 511 -552 ق‌) و از دلاوران‌ مشهور سپاه‌ او بود (ابن‌ اثير، 11/184؛ ابن‌ اسفنديار، 92). چون‌ سنجر از غزان‌ شكست‌ خورد، اينانج‌ به‌ ري‌ گريخت‌ و بر آن‌ ولايت‌ چيره‌ شد و به‌ اطاعت‌ سلطان‌ محمد بن‌ محمود سلجوقى‌ فرمانرواي‌ همدان‌ و اصفهان‌ گردن‌ نهاد (ابن‌ اثير، همانجا؛ ظهيرالدين‌، 67).

پس‌ از مرگ‌ سلطان‌ محمد در 554 ق‌/1159م‌ اينانج‌ بر نواحى‌ مجاور ري‌ نيز مستولى‌ شد و نيرويش‌ چنان‌ فزونى‌ گرفت‌ كه‌ به‌ گفتة بنداري‌ (ص‌ 262-263)، امراي‌ سلجوقى‌ از او خواستند كه‌ يكى‌ از شاهزادگان‌ را به‌ پادشاهى‌ بنشاند. اندكى‌ بعد (555 ق‌) به‌ پايمردي‌ اينانج‌ و حمايت‌ خليفة عباسى‌، سليمان‌ شاه‌، عموي‌ سلطان‌ محمد بر تخت‌ نشست‌ (ظهيرالدين‌، 76؛ نيز نك: قمى‌، 183). چون‌ اينانج‌ به‌ ري‌ بازگشت‌، سليمان‌ شاه‌ چنان‌ در خوشگذرانى‌ فرو رفت‌ كه‌ امراي‌ سلجوقى‌ به‌ رهبري‌ شرف‌الدين‌ گردبازو 7 ماه‌ بعد او را سرنگون‌ كردند. پس‌ از آن‌ شمس‌ الدين‌ ايلدگز، از امراي‌ معروف‌ سلجوقى‌ كه‌ چندي‌ بعد، سلسلة اتابكان‌ آذربايجان‌ (ه م‌) را بنياد نهاد، پسر خواندة خود شاهزاده‌ ارسلان‌ بن‌ طغرل‌ را به‌ همدان‌ آورد و بر تخت‌ سلطنت‌ نشاند (بنداري‌، 271؛ ظهيرالدين‌، همانجا؛ راوندي‌، 277-279؛ حسينى‌، 257- 258). اينانج‌ نيز خود را مطيع‌ ايلدگز خواند، ولى‌ در نهان‌ با امراي‌ ديگر بر ضد او به‌ كار پرداخت‌. اينان‌ محمد بن‌ طغرل‌ را به‌ سلطنت‌ شناختند و ارسلان‌ و ايلدگز نيز به‌ جنگ‌ آمدند و اينانج‌ و يارانش‌ را بشكستند (555 يا 556 ق‌) و به‌ ري‌ گريزاندند (بنداري‌، 271-273؛ نيز نك: بازورث‌، .(177-178

اينانج‌ سپس‌ از ري‌ به‌ طبرستان‌ نزد پادشاه‌ باوندي‌، ملك‌ علاءالدوله‌ شرف‌ الملوك‌ حسن‌ بن‌ رستم‌ (نك: ه د، آل‌باوند)، و از آنجا به‌ گرگان‌ نزد خواجه‌ تاش‌ مؤيد اي‌ ابه‌ رفت‌ و با ياري‌ سپاهى‌ كه‌ ايشان‌ به‌ او داده‌ بودند، آهنگ‌ ري‌ كرد (ابن‌ اسفنديار، 109-110). ارسلان‌ وايلدگز نيز در اوايل‌ سال‌ 561 ق‌/1166م‌ راهى‌ ري‌ شدند. سفيران‌ اينانج‌ و شاه‌ مازندران‌ در دولاب‌ ري‌ به‌ حضور ارسلان‌ رسيدند و ارسلان‌ موافقت‌ كرد كه‌ اينانج‌ فقط در امارت‌ ري‌ باقى‌ بماند و گلپايگان‌ و ساوه‌ را از او بازگرفت‌.

اينانج‌ در زمستان‌ 563 ق‌/1168م‌ بار ديگر آهنگ‌ ري‌ كرد و بر آنجا چيره‌ شد. از آن‌ سو ارسلان‌ و ايلدگز نيز در 564 ق‌ به‌ ري‌ شتافتند. پس‌ از جنگى‌ سخت‌ سرانجام‌ اينانج‌ به‌ صلح‌ راضى‌ شد و امان‌ خواست‌؛ اما روز بعد كه‌ قرار بود نمايندگان‌ دو طرف‌ براي‌ صلح‌ ديدار كنند، اينانج‌ را در خيمه‌ گاه‌ خود كشته‌ يافتند (ظهيرالدين‌، 78-81؛ راوندي‌، 296). گفته‌اند كه‌ اينانج‌ با دسيسة وزير خود، سعدالدين‌ اَشل‌ كه‌ نهانى‌ به‌ شمس‌الدين‌ ايلدگز پيوسته‌ بود، به‌ قتل‌ رسيد (براي‌ شرح‌ اين‌ ماجرا، نك: حسينى‌، 264-267؛ بنداري‌، 277). پيكر او را بر دامنة كوه‌ طبرك‌ - نقاره‌ خانة فعلى‌ در دو كيلومتري‌ كوه‌ بى‌بى‌ شهربانو - به‌ خاك‌ سپردند (ابن‌ اسفنديار، 111-112؛ دربارة طبرك‌، نك: كريمان‌، 467-470).

مآخذ: ابن‌ اثير، الكامل‌؛ ابن‌ اسفنديار، محمد، تاريخ‌ طبرستان‌، به‌ كوشش‌ عباس‌ اقبال‌ آشتيانى‌، تهران‌، 1320ش‌؛ بنداري‌ اصفهانى‌، فتح‌، زبدة النصرة، مختصر تاريخ‌ آل‌ سلجوق‌ عمادالدين‌ كاتب‌، بيروت‌، 1400ق‌/1980م‌؛ حسينى‌، على‌، زبدة التواريخ‌، به‌ كوشش‌ محمد نورالدين‌، بيروت‌، 1405ق‌/1985م‌؛ راوندي‌، محمد، راحة الصدور، به‌ كوشش‌ محمد اقبال‌، تهران‌، 1333ش‌؛ ظهيرالدين‌ نيشابوري‌، سلجوق‌ نامه‌، تهران‌، 1332ش‌؛ قمى‌، نجم‌الدين‌، تاريخ‌ الوزراء، به‌ كوشش‌ محمدتقى‌ دانش‌پژوه‌، تهران‌، 1363ش‌؛ كريمان‌، حسين‌، ري‌ باستان‌، تهران‌، 1354ش‌؛ نيز:

, C. E., X The Political and Dynastic History of the Iranian World n , The Cambridge History of Iran, Cambridge, 1968, vol. V.
ابوالفضل‌ خطيبى‌

Tuesday, February 05, 2008

وقوع درگيرى میان اهالی شهر ترك نشين بومهن و ماموران رژیم

وقوع درگيرى میان اهالی شهر ترك نشين بومهن و ماموران رژیم

بومِهِن شهری است در خاور استان تهران

اعتراض مردم شهر بومهن به قطعي آب

شماري از هموطنان ترك در شهر بومهن در يك حركت اعتراضي با مأموران سركوبگر نيروي انتظامي درگير شدند. اين حركت در اعتراض به قطعي آب آشاميدني صورت گرفت. رژيم آخوندي به جاي حل اين مشكل كه مردم را به شدت در تنگنا قرار داده بود، مأموران خود را روانه محل كرد تا به سركوبي مردم بپردازند.

«می خواستم همسرم تنبیه شود، نه سنگسار»محمد ضرغامی


دادگاهی در جمهوری اسلامی برای دو خواهر به نام های زهره و آذر کبيری نيت که هم اکنون به اتهام «زنا» در زندان رجايی شهر کرج به سرمی برند، حکم سنگسار صادر کرده است.

صدور حکم سنگسار برای اين دو خواهر در حالی صورت گرفته که آنها پيشتر از سوی دادگاهی ديگر به شلاق و حبس تعزيری محکوم شده بودند.

حقوقدانان معتقدند رسيدگی به جرمی واحد در دو دادگاه خلاف قانون است. همچنين صدور حکم سنگسار برای اين دو خواهر در برخی روزنامه ها و سایت های خبری جهان همچون ديلی تلگراف و استرالين نيز بازتاب داشته است.

من فکر نمی کردم که مسئله به اين حکم منجر شود. من نه از قانون سر در می آوردم و نه از حکمی که صادر می شود، کسی هم به من اطلاع نداد که حکم نهايی سنگسار است. من فقط برای تنبيه همسرم و اينکه به اشتباه خود پی ببرد، اين کار را کردم.
نادر عباسی، همسر زهره کبيری در گفت و گو با راديو فردا
به گفته مدافعان حقوق بشر، صدور و در مواردی، اجرای احکام نادری همچون سنگسار، قطع عضو و پرتاب از بلندی، طی دو سال اخير شدت يافته است. مدافعان حقوق بشر، اين احکام را نقض جدی حقوق بشر می دانند.

نادر عباسی همسر زهره کبيری نيت، که خود، شاکی اوليه پرونده همسرش بوده، در گفت و گویی با رادیو فردا می گوید که از شکایت خود پشيمان است.

چرا به همسرتان مشکوک شدید؟

ما به دليل اختلافاتی که با هم داشتيم، مدتی از هم دور بوديم و من هر چند وقت، برای ديدن فرزندم و يا دادن اجاره خانه به منزل خودم يا پدر همسرم می رفتم.

تا اينکه بعضی از همسايه ها با من تماس گرفتند و گفتند که رفت و آمد غريبه ها و خانواده همسرم به منزلمان زياد است و من مجبور شدم بروم و از نزديک تحقيق کنم و ببينم موضوع چيست.

در حکمی که دادگاه جمهوری اسلامی صادر کرده، به فيلمی استناد شده که خود شما تهيه کرده ايد. آقای صولتی، وکيل همسر شما اين فيلم را نديده است، ولی بر اساس شنيده های خود می گويد اين فيلم در بر گيرنده اين موضوع نيست که همسر شما رابطه جنسی خارج از محدوده زناشويی داشته است. چگونه به فکر تهيه اين فيلم افتاديد؟

من بر اساس گفته همسايه ها به اين مسئله مشکوک شدم و می خواستم ببينم واقعيت چيست، زيرا در ابتدا به همسر خودم شک نداشتم و فکر کردم اگر اين مسئله از سوی خانواده همسرم ايجاد شده، از آمد و رفت آنها به منزلم جلوگيری کنم.

بنابراين مجبور شدم چند روزی موضوع را پيگيری کنم و چون نمی توانستم خودم به داخل منزل بروم و يا کسی را بفرستم، تنها راهی که به نظرم رسيد اين بود که يک دوربين را مخفيانه داخل کانال کولر جاسازی کنم و خودم از داخل انباری به تماشا بنشينم.

به اين صورت بود که موضوع برايم روشن شد وسپس من اين فيلم را تحويل دولت دادم.

در اين فيلم شاهد چه چيزی بوديد که منجر به شکايت از همسرتان شد؟

صحنه هايی ديدم که مجبور شدم اقدام کنم. وقتی اين فيلم را به دولت تحويل دادم آنها گفتند اين فيلم مستند است و از من پرسيدند آيا می خواهم که آنها دستگير شوند؟ من گفتم بله، دستگير و اگر لازم است تنبيه شوند.

آقای عباسی شما مي دانيد که دادگاه بدوی حکم ۹۹ ضربه شلاق و زندان را برای همسرتان صادر کرد، اما پس از يک سال اين پرونده به دادگاه کيفری استان تهران منتقل شد و حکم جديد سنگسار صادر شده است. آيا شما فکر می کرديد که سرانجام کاری که در پيش گرفتيد به بازی مرگ و زندگی منجر شود؟

«ناراحتی من از اين است که چرا با دست خودم اين فيلم را به دولت دادم که حالا آنها بگويند ديگر مسئله از دست من خارج است.»

نادر عباسی، همسر زهره کبیری نیت و شاکی اولیه پرونده
نه، من فکر نمی کردم که مسئله به اين حکم منجر شود. من نه از قانون سر در می آوردم و نه از حکمی که صادر می شود، کسی هم به من اطلاع نداد که حکم نهايی سنگسار است. من فقط برای تنبيه همسرم و اينکه به اشتباه خود پی ببرد، اين کار را کردم.

من می خواستم پس ازاين تنبيه، همسرم به سر خانه و زندگی اش برگردد و برای فرزندم مادر باشد. اکنون نيز اطلاع دارم که داخل زندان به اشتباه خود پی برده و نماز می خواند.

پس از اين حکم من کاملا گيج شده ام و به ناراحتی های قبلی ام اضافه شده است، نمی دانم چه بگويم و چکار کنم.

اين مسئله بر روی فکر و ذهن فرزندم در آينده تاثير خواهد گذاشت و وقتی بزرگ شود خواهد پرسيد که چرا چنين حکمی برای مادرش اجرا شده است، زيرا اگر مادری اشتباه کند، آن هم برای اولين بار، بايد تنبيه شود نه سنگسار.

ناراحتی من از اين است که چرا با دست خودم اين فيلم را به دولت دادم که حالا آنها بگويند ديگر مسئله از دست من خارج است. من با قضات هم صحبت کردم و گفتم اگر من اين فيلم را به شما نمی دادم هرگز خبردار نمی شديد.

من معتقدم کسی که برای اولين بار اشتباه کرده و به اشتباه خود نيز پی برده و پشيمان شده بايد بخشيده شود. من و فرزندم می خواهيم که دولت حکم بخشش همسرم را صادر کند تا بيش از اين با زندگی و آبروی ما بازی نشود.

Wednesday, January 30, 2008

معلم به دانش آموز: شما نباید در خانه به زبان ترکی صحبت کنید.

ما در کشوری زندگی می کنیم هر روز ظلم به ملت ترک می کنند

در مدرسه حضرت خدیجه(س) دخترانه ابتدائی شهرستان کرج "ناحیه یک" یک معلم به دانش آموزان گفته است که شما باید فارسی یاد بگیرید و در خانه نیز نباید ترکی صحبت کنید تا فارسی را خوب یاد بگیرید و صحبت کنید.

این حکومت رژیم آخوندی به ملت ترک فشار می آورد تا به زبان ترکی صحبت نکنند بلکه زبان ترکی را از یاد ببرند تا زبان فارسی دوام پیدا کند برای این که زبان فارسی دوام پیدا کند کودکان ملت ترک چه گناهی کردند

با معلم مربوطه صحبت کردم چرا این چنین حرفی را زده اید

گفت: دانش آموزان باید زبان فارسی را بدونه گویش لهجه صحبت کنند . اگر نمی تواند صحبت کند می تواند به کشور ترکستان برود و در آن جا درس بخواند . این رژیم آیا این چنین دستوری را به این معلمها داده است. معلم عزیز خانم تورجی چرا دانش آموزان نباید در خانه نیز به زبان مادری خود صحبت کند.

Saturday, January 19, 2008



بررسی هویت قومی در انجمن های غیردولتی آذربایجانی ها در تهران

رضا خسروی

این رساله، به بررسی ابعاد عملکرد و فعالیتهای انجمن های غیر دولتی آذری زبان شهرستان تهران پرداخته است . هدف این بررسی ارائه توصیفی از هویت آذربایجانی بر مبنای تعریفی است که اعضای انجمن های غیردولتی مورد مطالعه این پژوهش عرضه می کنند .


بررسی هویت قومی در انجمن های غیردولتی آذربایجانی های مقیم تهران- رضا خسروی

گزارش علمی از رساله کارشناسی ارشد انسان شناسی، بررسی هویت قومی در انجمن های غیردولتی آذربایجانی های مقیم تهران، رضا خسروی ، استاد راهنما ناصر فکوهی، گروه انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، 1385.

اؤیرنجی(www.oyrenci.com): در سالهای اخیر پایان نامه های مختلفی با محوریت دغدغه ها و علایق آذربایجانی، توسط دانشجویان آذربایجانی به نگارش درآمده است. تعداد این پایان نامه ها که ابعاد مختلف حیات مادی و معنوی ملت آذربابایجان را در رشته های علوم سیاسی، جامعه شناسی انسان شناسی، اقتصاد، روانشناسی، علوم تربیتی، جغرافیا، مدیریت، فلسفه و ... مورد تحقیق و تدقیق قرار داده اند به صدها جلد بالغ می شود. به نظر می رسد جمع آوری و نشر این پایان نامه ها ابعادی و مشخصات جهانی را که انسان آذرابایجانی در آن متولد شده، زندگی نموده و تنفس فکری، احساسی و زیستی کرده است را بیشتر بر رویمان خواهد گشود. در اینجا پایان نامه دیگری که دوست عزیزمان آقای رضا خسروی (متولد شهرستان سلماس) دانشجوی رشته انسان شناسی دانشگاه تهران به رشته تحریر درآورده و سال 85 دفاع کرده اند، خدمت خوانندگان گرامی تقدیم می گردد. خواننده گرامی در حین مطالعه متوجه خواهد گردید که ایشان در این پایان نامه دانشگاهی کتابهای اساتید بزرگی همانند ذهتابی و هیئت و همچنین نشریاتی همانند ویژه نامه جنبش دانشجویی آذربایجان (نشریه آراز دانشگاه تبریز)، ترکها و ایران (ویژه نامه دانشجویان علم و صنعت) را به عنوان منبع تحقیق معرفی نموده اند. این مقاله از سایت استاد راهنمای ایشان دکتر فکوهی گرفته شده است.


چکیده

این رساله، به بررسی ابعاد عملکرد و فعالیتهای انجمن های غیر دولتی آذری زبان شهرستان تهران پرداخته است . هدف این بررسی ارائه توصیفی از هویت آذربایجانی بر مبنای تعریفی است که اعضای انجمن های غیردولتی مورد مطالعه این پژوهش عرضه می کنند . در واقع این بررسی در پی پاسخ دادن به این سئوال است که هویت آذربایجانی با چه ویژگی های فرهنگی ، زبانی ، سیاسی ، جغرافیایی و ... از سوی اعضای انجمن های غیر دولتی تعریف می شود . به این منظور ، هویت آذربایجانی تحت شش فاکتور هویتی شامل فاکتورهای زبانی ، جغرافیایی ، فرهنگی ، سیاسی ، تاریخی ، ملی/ قومی ، دسته بندی و از زبان اعضای انجمن های غیردولتی توصیف شده اند . ضرورت و اهمیت این بررسی به کارکرد انجمن های غیر دولتی بازمی گردد که به عنوان نهاد واسط میان دولت و مردم ، در تصمیم گیری ها و مدیریت اجتماعی و فرهنگی دولت ها تأثیر گذارند . بنابراین شناخت صحیح و علمی از مطالبات و اهداف انجمن های غیردولتی ، می تواند از یک سو دولت را در ساماندهی و پاسخ گویی به این مطالبات یاری کند و از سوی دیگر ارزیابی علمی اعضای انجمن ها از اهداف و عملکردهای خود را سرعت بخشد . روش مطالعه این پژوهش کیفی ( میدانی ) بوده است و رویکرد تحلیل داده ها بر مبنای رهیافت های انسانشناسی فرهنگی اتخاذ گردیده است . از آنجایی که این بررسی به موضوعات و مسائل قومی مربوط می شود ، می توان آن را در زمره مطالعات انسانشناسی قومی محسوب کرد.

کلید واژگان ؛

آذربایجان ، انجمن های غیر دولتی ( NGO ) ، هویت گرایی ، فاکتورهای هویتی ، قومیت، ملیت ، سواد قومی و ....

خلاصه رساله

1- طرح مسأله

انجمن های غیر دولتی ، از جمله نهادهایی هستند که با اهداف و کارکرد های تعریف شده ای در سطح جامعه تشکیل می شوند . این انجمن ها می توانند در برجسته کردن مسائلی که در سطح جامعه هنوز اظهار نشده اند تاثیر گذار باشند . انجمن های غیر دولتی آذربایجانی ها ، از جمله انجمن های هستند که در دو حوزه فرهنگی و سیاسی فعالیت می کنند . این انجمن ها در شهرهای مختلفی وجود دارند، اما انجمن های غیر دولتی ای که در این مقاله به طور ویژه مورد مطالعه قرار می گیرند ، انجمن های غیر دولتی آذربایجانی ای هستند که در سطح شهر تهران مشغول به فعالیت می باشند . انجمن هایی که در آنها ، طی انجام فعالیتهایی ، هویت قومی مردم ترک زبان ایران بازتولید می شود . در این تحقیق ما به دنبال یافتن پاسخی برای این سئوال هستیم که ، در انجمن های غیر دولتی آذربایجانی ها در تهران ( در سه نمونه انجمن غیردولتیِ ؛ خانه فرزندان آذربایجان ، جمعیت جوانان آذرتوپراق و مؤسسه غیردولتی ستارخان ) هویت آذربایجانی ، چگونه معرفی می شود . از طرف دیگر ، این بررسی در پی پاسخ به این مساله است که چه نوع شناخت هایی از هویت قومی مردم آذربایجان ، در انجمن های غیر دولتی عرضه می شود و این بازنمود هویتی چه نسبتی را با گفتمان فعالین قومی ، گفتمان آکادمیک ، گفتمان روشنفکری ، گفتمان دولتی و دیگر گفتمانهای موجود در ایران برقرار می کند و از طرف دیگر مخاطبان این گفتمان ها ، چگونه این شناخت ها را در اندیشه و رفتارهای عینی خود تعبیر و تفسیر می کنند ؛ به این ترتیب ، هدف نوشته حاضر ، مطالعه ای انسان شناختی در بدست دادن توصیفی دقیق از اهداف و عملکردهای انجمن ها در تعریف هویت آذربایجانی می باشد .
بخش عمده پاسخگویان این بررسی را ، اعضای اصلی و عادی انجمنهای غیر دولتی آذربایجانی تهران و تعدادی را نیز مخاطبان این انجمن ها ، یعنی کسانی که به نحوی با اعضا و فعالیت های این انجمن ها در ارتباط بوده و احیاناً همکاری می کنند ، تشکیل داده اند . به این منظور ، برای مطالعه موضوع حاضر ، به بررسی سه سطح از داده ها ، پرداخته ام . سطح اول داده ها ، از طریق مطالعه عملکرد ها و فعالیت های سازمانی این سه انجمن ، که از بدو تاسیسشان اجرا شده است - و یا اینکه جزو اهداف و برنامه های آتی این انجمنها ، بوده و قرار است اجرا شود – بدست آمده است .سطح دوم داده ها ، که البته مهمترین سطح داده های این بررسی محسوب می شود ، داده ها و اطلاعات بدست آمده از اعضای اصلی و عادی این انجمن ها بوده و سطح سوم داده ها ، مربوط به یافته هایی بوده که از طریق مخاطبان انجمنها بدست می آید . منظور از مخاطبان انجمن ها نیز ، افرادی هستند که عضو این انجمنها نیستند ، ولی به عنوان آذربایجانی با این انجمن ها همکاری دارند و با اعضای انجمنها در ارتباط می باشند.

ضرورت و اهمیت این مطالعه ، در واقع به اهمیت توجه به مسائل و بحرانهای قومی در ایران باز می گردد . با توجه به اینکه ایران کشوری چند قومیتی است و مطالبات قومی در نیم قرن اخیر به شدت رو به افزایش بوده و این مساله در ایران هم قابل مشاهده است ، لذا ضروری است تا با توصیف وشناختی صحیح و اصولی از مختصات فرهنگی و سیاسی این انجمن ها و اهداف و کارکردهای آنها ، برنامه ریزان فرهنگی را در پاسخگویی صحیح به این مطالبات یاری کرده ، و آنها را در جریان پویایی هویتی که شکلی از تعامل و اجماع هویتی میان اقوام متعدد ساکن ایران است قرار دهیم. با توجه به اینکه انسان شناسی در صدد تعدیل و مدیریت تغییرهای فرهنگی در سطوح محلی و بالتبع جهانی است ، لذا شناختی میان فرهنگی ( بین الاذهانی ) از این جریان ها و از طرفی فیلترینگ بومی عناصر بیگانه ای که از سطوح کلان ملی و جهانی ، وارد فضاهای محلی می شوند ، می تواند در تحقق اجماع فرهنگی ، که در آن هیچ جریان فکری ای در انفعال به سر نمی برد ، تاثیر گذار باشد .

2- مقدمه ای درباره انجمن های غیر دولتی

انجمن های غیر دولتی یا ( NGO ) ها مخفف عبارتNone Govermental Organization می باشد که به معنای سازمان غیر دولتی است . عبارت "سازمان غیر دولتی" نخستین بار از سال 1945 توسط سازمان ملل متحد و به دلیل احراز تفکیک در منشور جهانی اش میان حقوق مشارکتی برای سازمان های دولتی معین شده برای انجام وظیفه در سطح ملی و سازمان های خصوصی که به منظور اداره اموری در سطح بین المللی ایجاد شده بودند، به کار برده شد ( منصوری : 1384 ) . با این وجود مدت دو دهه است که اصطلاح NGO در فرهنگ جهانی بوجود آمده است. NGO ها طیف وسیعی از سازمان ها را در بر می گیرد؛ سازمان هایی که در شکل و فرم سازماندهی ، ترکیب اعضا، نوع فعالیت ، اهداف و چیزهای دیگر با یکدیگر تفاوت های بسیاری دارند. از سازمان های خیریه محلی گرفته تا سازمان های وسیعی که در سطح بین المللی فعالیت می کنند. بدیهی است که نمی توان همه آنها را با یک دید نگاه کرد ( صدیق : 1384 ) اهمیت سازمان های غیر دولتی در کشورهای عقب مانده و یا کشورهای رو به توسعه ای مانند ایران، بیش از هر چیز شاید به توانایی سازمان هائی از این دست برای فرهنگ سازی در بنیادین ترین بخش های جامعه مربوط باشد. ( منصوری : 1384 ) .ورود به عرصه کارآمد سازی سازمان های غیر دولتی در هر کشوری، می تواند راه گشای توسعه مدنی از طریق دسترسی به لایه های زیرین اجتماع باشد. این امر برای حیات چنین نهادهائی از اهمیت خاص برخوردار است، چراکه تنها وجه ممیز و قابل اطمینان سازمان های غیر دولتی در مقابل همتایان دولتی خود، همان دسترسی بی واسطه و واقعی این نهادها با افراد جامعه است. از آن جائی که افراد یک جامعه به گونه ای شرکای اصلی چنین نهادهائی می باشند و لازم است در سرنوشت آنها منشاء تأثیر واقع شوند، ایجاد، راه اندازی و به کارگیری روش های مشارکتی در سطح جامعه برای بقای این سازمان ها ضروری خواهد بود. تمرین برای ایجاد فرهنگ مشارکت، خود منجر به شکل گیری وسیع فرهنگ مردم سالاری و روش های مردمی اداره مؤسسات غیر دولتی می باشد . ( همان ) . امروزه تقریباً در تمام کشورهای توسعه یافته ، سازمان های غیر دولتی جایگاهی پر ارزش در نزد مردم دارند و ماهیت آنها به گونه ای است که روز به روز نقش پررنگ تری در حیات اجتماعی و در برنامه ریزی های این کشورها به خود اختصاص می دهند (فکوهی: 1383 : 543 ) . در ایران تشکل های غیر دولتی با نام هایی متعددی نظیر : « انجمن » ، « بنیاد » ، « تشکل » ، « جامعه » ، « جبهه » ، « جمعیت » ، « خانه » ، « دفتر » ، « سازمان » ، « ستاد » ، « سرای » ، « شبکه » ، « شرکت » ، « شورا » ، « کانون » ، « گروه » ، « مؤسسه » ، « مجتمع » ، « مجمع » ، « مرکز » ، « هیئت » و ... فعالیت می کنند ( فکوهی : 1383 : 544 ) . انجمن های غیر دولتی قومی ، یکی از این نوع انجمن ها می باشند که با هدف های فرهنگی و اجتماعی ای که دنبال می کنند ، سعی در ایجاد انسجام هویتی و فرهنگی اقوام ایرانی برای تعامل با فرهنگ مرکز ( ملی ) ، و از طرف دیگر تاکید بر منحصر به فرد بودن فرهنگ های قومی در برابر این فرهنگ ( مرکز = ملی ) و نیز انعکاس مطالبات فرهنگی و سیاسی این اقوام از مجاری نهادهای مدنی و حقوقی دارند .با وجود محدودیت های امنیتی ای که در تشکیل انجمن های غیر دولتی فعال در زمینه های حقوق قومی ، در ایران وجود داشته و دارد ، لکن در این پژوهش تلاش شده تا عملکردها و اهداف معدود انجمن های قومی ( آذربایجانی ) تهران ، با توجه به مختصات های عمومی این نوع انجمن ها که پیشتر ذکر شد ، مورد بررسی قرار گیرد.


3- رهیافت های نظری پژوهش

مارکو مارتینیلو مکاتب قومیت شناسی را به دو گروه اصلی طبیعت گرا و جامعه گرا تقسیم می کند . از نظراو ، اگر چه طبیعت گرایی به دلیل ذات گرایی و طبیعت گرایی به جای توجه به نقش نیروهای اجتماعی ، در مکاتب اجتماعی جایی ندارد ، لکن از آنجه که گفتارهای طبیعت گرایانه درباره قومیت سایر نظریه ها را در این زمینه به چالش می طلبند ، بررسی آنها ، زنجیره استدلالی شان و مدعاهایشان الزامی است . در نظریه های طبیعت گرا ، مارتینیلو به انسان شناسان جامعه شناسانی چون کیلفور گیرتز و ادوارد شیلز اشاره می کند که تلاش کرده اند " قومیت " و " نژاد " را به گونه ای در نظریه های جامعه شناسانه ادغام کنند . گیرتز و شیلز هر دو به نوعی این مفاهیم را در زمره مفاهیم " اولی " ( Primordial ) قرار می دهند که در واقع در زمره عوامل شناسایی ای همزاد با افراد به شمار می رود : افراد با قومیت شان به دنیا می آیند .
اما در نظریه های جامعه گرا در مورد قومیت ، ایستا نبودن ، انعطاف پذیر بودن ، تاریخی بودن ، وابسته بودن به جریان های خرد و کلان اجتماعی ، تعلق به فرهنگ سیاسی و غیره عواملی هستند که اولویت دادن به آنها مکاتب مختلف جامعه گرا را در ارتباط با مفهوم قومیت هم به یکدیگر شبیه می سازد و هم از یکدیگر منفک می کند و در نتیجه می تواند به عنوان معیاری برای دسته بندی این مکاتب به کار رود ( ثقفی : 1384 : 143-142 ) . آنتونی اسمیت نیز به دو رویکرد 1- اصل گرایی و 2- ابزار اشاره می کند .به نظر او اصل گرایان قومیت را ناشی از پیوندها و احساس های " اصیل " و حتی " ذاتی " و " طبیعی " می دانند که فراتر از مقاطع زمانی قرار می گیرد و به یک معنی می توان گفت که همواره وجود داشته اند . این گرایش خود شامل دو گروه می شود : اصل گرایان تند رو و سپس اصل گرایان میانه رو ؛ گروه اول قومیت را نوعی پیوند می دانند که جنبه جهان شمول و طبیعی داشته و آن را می توان با روابط خویشاوندی یا زبان مقایسه کرد . این گرایش کمتر مورد قبول نظریه پردازان و پژوهشگران است ، اما بسیاری از گروه های سیاسی ملی گرا بدان تمایل دارند زیرا می توانند به این وسیله ، برجسته کردن مفاهیم قومی و اولویت دادن به آنها را در انتخاب های سیاسی – اجتماعی خود توجیه کنند .
اما اصل گرایی در نوع میانه رو ، قومیت را نوعی پیوند می داند که حاصل فرآیند مشارکت و همزیستی میان اعضای یک گروه اجتماعی است . در واقع در اینجا قومیت نوعی پنداشت و باور عمومی به گذشته ای مشترک ، منشا مشترک ، نهادها ، نشانه ها ، نمادها ، سنت ها وارزش های مشترک ، معنی می دهد که در یک فرآیند زمانی طولانی شکل می گیرد . این تفسیر از قومیت بیشتر برای انسان شناسان قابل قبول بوده است زیرا برجهان بینی نمادین و ذهنی انسان ها تکیه می زند و قومیت را به شکلی پویا ( دینامیک ) تر از گرایش نخست تحلیل می کند.

گرایش دیگر " ابزار گرایی " است که در آن قومیت یک مفهوم "ذاتی" و " طبیعی " و حتی لزوماً یک نوع اشتراک در باورهای ذهنی در درازمدت به حساب نمی آید ، بلکه نوعی وسیله یا ابزار شمرده می شود که برای دست یابی به هدف های دیگری مورد استفاده قرار می گیرد . این هدف ها عمدتاً هدف های سیاسی و اقتصادی هستند . بنابر این ، رویکرد ابزارگرا ، قومیت را مفهومی مدرن به شمار می آورد که همچون ملیت ابداع شده است ( برتون : ضمیمه یادداشت مترجم: 1380 : 237-236 ) . در پژوهش انجام گرفته ، بر هر دو بعد رهیافت طبیعی و ابزار گرا توجه شده است . به این ترتیب تعاریفی که اعضای انجمن های از هویت آذربایجانی ارائه می دهند ، به طور عمده بر مبنای این دو رویکرد تبیین شده اند.


4- هویت آذربایجانی و رویکرد NGOهای آذربایجانی نسبت به آن

در پژوهش انجام گرفته، سعی شد تا انجمن های غیردولتی مورد مطالعه ، از میان نمونه هایی باشند که عمده فعالیت هایشان فرهنگی بوده و در واقع در پی تعریفی فرهنگی از هویت و قومیت آذربایجانی هستند . به عبارتی دیگر ، سعی شد ، تا با مطالعه دقیق روی اساسنامه های تدوینی این انجمن ها ، NGO هایی انتخاب شوند که در حوزه فرهنگی فعالیت داشته و زمینه هایِ سیاسی ، اقتصادی و ... ، فرعِ اهداف شان محسوب می شوند . انجام مصاحبات و نیز مشاهدات میدانی ، کمک نمود تا محقق ، فاکتورهایی فرهنگی متعددی را از میان فعالیت های اعضا استخراج کند که به نوعی بازنمود هویت آذربایجانی از منظر انجمن ها بود ؛ به عبارتی ، این فصل از تحقیق – که البته مهمترین فصل هم می باشد – به نوعی ، پاسخ به سئوالات تحقیق بوده که به طور مجزا و تحت رده بندی هایی که به فاکتورهای فرهنگی مختلفی تقسیم شده است ، اهداف و عملکردهای این انجمن ها را مورد تحلیل قرار داده و نهایتاً به این نکته پرداخته است که این انجمن ها چه تاثیری در برداشت های هویتی مخاطبان خود ، از فرهنگ بومی و در نتیجه چه تاثیراتی بر اجتماع فرهنگی – قومی این مخاطبان دارد و از طرف دیگر این انجمن ها ، چه نسبتی را میان اعضا خود و مخاطبان ، از نظر تاثیر گذاری و هم فهمی فرهنگی برقرار می کنند . در یک تقسیم بندی جامعه شناختی ، هویت دارای ابعاد مختلفی است که به عنوان شاخص های هویت یابی مطرح می باشند ؛ اما در این پژوهش برای مطالعه هویت آذربایجانی ، تقسیم بندی مفصل تری از ابعاد این هویت ارائه داده شده و این ابعاد را تحت 6 فاکتور هویتی خرد مورد بررسی قرار داده ایم . به این ترتیب ، تلاش شده است ، تا جزئی ترین ابعاد و فاکتورهای هویتی آذربایجانی نیز که به نوعی در تعریف هویت آذربایجانی می توانند به کار آیند ، مورد مطالعه قرار گیرند . در ادامه به توضیح این فاکتورها می پردازیم ؛


4-1- هویت آذربایجانی و فاکتورهای زبانی

فاکتور زبان و مطالبات زبانی یکی از مهمترین و قابل توجه ترین فاکتورهای مورد بحث در انجمن های غیر دولتی آذری زبان می باشد . این فاکتور ، بیشتر از سایر فاکتورهای هویتی در تعیین هویت آذربایجانی دخیل است و از این رو فعالان این انجمن ها بیشترین بخش از فعالیت های فرهنگی خود را صرف توسعه زبان آذری و مطالبات زبانی از دولت می نمایند . فعالان این انجمن ها به خوبی آگاهند که مهمترین عامل تزلزل و آسیب پذیری این زبان ، که روز به روز دامنه آن گسترده تر می شود ، شفاهی بودن بازتولید این زبان در ایران است . به عبارت دیگر ، تا زمانی که این زبان در ایران به صورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل شود ، روز به روز از ساختارهای مستحکم زبانی خود فاصله گرفته و بعید نیست حتی به سطوح گویشی تقلیل یابد ؛ لذا کتابت زبان آذری و آموزش کتابت آن در راس برنامه های این انجمن ها قرار دارد . در ادامه بحث از فاکتورهای زبانی ، اعضای انجمن ها ضمن نقد سیاست های زبانی رسانه های ملی و استانی ، معتقدند که این رسانه ها باید نسبت به زبانهای محلی توجه خاصی داشته باشند.

4-2-هویت آذربایجانی و فاکتورهای جغرافیایی ( فیزیکی ، معنایی )

در بحث از فاکتورهای جغرافیایی ، این سئوال مطرح می شود که اساساً در این گونه انجمن ها ، مرزهای حوزه فرهنگی خاصی که قومیت در داخل آن تعریف می شود ، چگونه مشخص می گردد . به عبارت دیگر ، در بحث از فاکتورهای جغرافیایی ، شناخت های فرهنگی ما از یک قومیت ، میانِ خاک از یک سو و معنا از سوی دیگر در نوسان است . بازه هویت قومی بسته به مرزهای خاکی (=جغرافیایی) و مرزهای معنایی آن تعریف می گردد. این مرزها تحت نام های یکسانی قرار می گیرند که بعضاً در تحلیل های اجتماعی ، ابهاماتی را به وجود می آورند؛ در این بخش سعی شد تا به این مساله توجه شود که این انجمن ها ، چه تعریفی از آذربایجان و آذربایجانی به مخاطبان خود ارائه می کنند . نتیجه این بود که ، هویت آذربایجانی در عین آنکه از نظر جغرافیایی مهم و وابسته به خاک ، شمرده می شود ، لکن این هویت بیشتر از آنکه با مرزهای جغرافیایی آذربایجان تعریف شود ، بیشتر به مرزهای ذهنی آن واژه ارجاع داده می شود که در آن مؤلفه های زبانی سهم عمده ای دارند . به عبارتی دیگر ، از نظر فعالان این انجمن ها ، اگرچه سکونت در آذربایجان ، می تواند به هویت آذربایجانی ، شکل دهد ، لکن در خارج از مرزهای جغرافیایی آذربایجان هم ، در صورتی که مرزهای ذهنی و از جمله مولفه های زبانی و ... حفظ شوند ، این هویت می تواند انسجام خود را حفظ کند . به طور خلاصه می توان گفت که انجمن های غیر دولتی ترک زبان در تهران ، مفهومی معنایی از هویت آذربایجانی را مد نظر دارند و بنابراین مخاطبان این انجمن ها علاوه بر آنکه می توانندآذری های ساکن آذربایجان باشند ، شامل گروه های گسترده ای از آذری های ایران می شوند که شاید محل سکونت شان فرسنگ ها از خاک آذربایجان فاصله داشته باشد . این بدان معنی است که تفکیک میان خود و دیگری در این انجمن ها ، بر مبنای همسانی معنایی است و نه همسانی جغرافیایی . خود ها، گروه هایی را شامل می شوند که دارای زبان یکسان باشند و دیگری گروه هایی هستند که زبان متفاوتی دارند و لذا مخاطبان درجه اول این انجمن ها محسوب نمی شوند .

4-3-هویت آذربایجانی و فاکتورهای فرهنگی

در این مجموعه فعالیتها می توان بر تاکید اعضای انجمن ها بر فرهنگ ، آداب و رسوم و هنرهای قومی مردم آذربایجان اشاره کرد . انجمن ها مبادرت به برگزاری کنسرت های آذربایجانی در تهران می نمایند و در آن علاوه بر اعضای انجمن از طیف وسیعی از مخاطبان این انجمن که شامل خانواده های آذربایجانی های ساکن تهران نیز هستند ، دعوت می شوند که در این نوع مراسمات شرکت کنند. از دیگر فعالیت های فرهنگی این نوع انجمن ها ، ایجاد گروه های بحث در رابطه با تاریخ ، فرهنگ و ادبیات آذربایجان می باشد . اعضای این انجمن ها در گروه های ادبی ( شعر و رمان به زبان آذری ) نیز فعالیت دارند که بارزترین نمود آن در چاپ این گونه آثار در نشریات این انجمن ها می باشد . در بحث از اسطوره های فرهنگی آذربایجان نیز ، اعضای انجمن ها به اسطوره ده ده قورقود اشاره می کنند . به نظر این افراد ، این کتاب ، یکی از شاهکارهایی است که می توان در اسطوره شناسی فرهنگی مردم آذربایجان ، به آن افتخار کرد .این کتاب ، متضمن بسیاری از بن مایه های اساطیری فرهنگ آذربایجانی است ، به طوری که بسیاری از روایت های اسطوره ای آذربایجان ، از داستان های این کتاب الهام گرفته اند . به طور مثال ، عنصر « گرگ » یا « گرگ خاکستری » از میان اسطوره های ده ده قورقود استخراج می شود که از نظر اعضای انجمن ها ، این عنصر هم به لحاظ اسطوره شناختی و هم به لحاظ نمادین ، برای هویت آذربایجانی مورد تعریف انجمن ها ، بسیار معنادار است . از منظری دیگر ، اعضای انجمن ها و به طور کلی نخبگان ناسیونالیست آذربایجانی ، معتقدند که در فرهنگ آذربایجانی ، ویژگی های منحصر به فردی وجود دارند که باید شناسانده شده و حفظ گردند . اما مسأله ای که وجود دارد این است که ، جریانی که آنها بدان «شوونیسم فارس» مام می دهند، مانع از مطرح شدن فرهنگ آذربایجانی که شامل زبان ، موسیقی ، فولکلور ، هنر و ... است ، می شود . به اعتقاد این افراد ، جریان فرهنگی مزبور ، یکی از موانع عمده رشد و توسعه نمادها و عناصر فرهنگی آذربایجان بوده و هست که تلاش دارد تا تمامی آثار فرهنگی مربوط به دیگر اقوام ایرانی را در سایه خود محو و مستحیل کند . اعضای این انجمن ها ، طی مصاحبه های که با آنها انجام گرفت ، به معرفی مختصات و ویژگی های جریان شوونیستی فارس می پرداختند و بر لزوم مقاومت فرهنگی آذربایجانی ها در برابراین جریان انحصار طلب تاکید می نمودند.


4-4- هویت آذربایجانی و فاکتورهای تاریخی ( تاریخنگاری)

در بحث از فاکتورهای تاریخی ، فعالان انجمن های غیر دولتی ترک زبان در تهران ، اعتقاد بر این دارند که در روایت تاریخ ایران و به خصوص تاریخ معاصر آن باید تجدید نظر صورت گیرد . به عبارت دیگر تاریخ معاصر ایران ، و قضاوت آن در باب وقایعی که در آذربایجان صورت پذیرفته اند ، محصول و نوشته تاریخ نگاران درباری بوده اند که در جهت نشان دادن آن وقایع به نفع منافع درباری و از طرفی پروژه یکسان سازی فرهنگی نگاشته شده اند . فعالین این انجمن ها ، در نقد تاریخ باستان ایران نیز به نکات مهمی اشاره می کنند ؛ به نظر آنها ، تاریخ باستان ایران نه محصول تحقیق و نگارش مورخان بی غرض ، بلکه محصول مورخان اروپاییِ شرق شناس و از سویی مورخان داخلی نامطلع می باشد ؛ چرا که شرق شناسان اروپایی به جای آنکه تمدن های پیش مادی ایران نظیر ماننا ، اورارتو ، قوتی ها ، لولوبی ها و ... را که قبل از آریایی ها در ایران می زیسته اند ، به عنوان بخشی از تاریخ ایران در کتاب هایشان بگنجانند ، آنها را حذف نموده و تاریخ ایران باستان را بر مبدأ حکومت هخامنشیان ( = ماد=آریایی ) قرار داده اند که عمدتاً پارس بوده اند . این در حالی است که برآورندگان تمدن های کهن جغرافیای ایران و بین النهرین ، تا پیش از ورود آریائیان به این نواحی اساساً عبارت از دو گروه قومی سامی و آسیانیک ( التصاقی زبان ) بوده اند و با نادیده گرفتن آنان ، در واقع تاریخ دیرین ترکان ایران ، نیز ، نادیده گرفته می شود (زهتابی : مقدمه مترجم : 1384 : 9.(

4-5- هویت آذربایجانی و فاکتورهای سیاسی

در بحث از فاکتورهای سیاسی هویت آذربایجانی ، اعضای انجمن ها به مواردی اشاره می کنند که موجب شده است تا مساله هویت در آذربایجان سیاسی گردد . مورد اول ، پیشینه قومی جریان های سیاسی آذربایجان بوده است که به نحوی در سیاسی کردن هویت آذربایجانی دخیل بوده اند . اعضای انجمن ها در این باره به انقلاب مشروطه و ماهیت محلی گرای آن اشاره می کنند که در قانون انجمن های ایالتی و ولایتی متبلور می شود . اگرچه در محتوای محلی گرایانه انقلاب مشروطه گاه اختلاف نظرهایی میان اعضای انجمن های غیر دولتی آذربایجانی وجود دارد ، با این وجود قاطبه اعضای این انجمن ها معتقدند ، هر چه از مشروطه به دوران معاصر نزدیک می شویم ، حرکت ها و جنبشهای سیاسی آذربایجان بیشتر و بیشتر رنگ و بوی قوم گرایانه به خود می گیرد . از جمله ، قیام خیابانی ، حکومت فرقه دموکرات آذربایجان ، غائله شریعتمداری و نهایتاً جریان هویت گرای معاصر آذربایجان به نوعی در سیاسی کردن هویت آذربایجانی بی تاثیر نبوده اند . یکی دیگر از دلایل سیاسی شدن هویت آذربایجانی ، توجه نخبگان قومگرای آذری به مسائل اقتصادی آذربایجان و تلاش در جهت تبعیض آمیز نشان دادن سیاست های اقتصادی دولت مرکزی در قبال این منطقه می باشد . به لحاظ نظری ، یکی از مهمترین دلایل سیاسی شدن مسأله قومیت ، توجه نخبگان سیاسی یک قوم به مسائل و مشکلات اقتصادی منطقه سکونت آن قوم و تلاش برای ایجاد حس محرومیت نسبی در آن قوم ، از طریق مقایسه وضعیت رفاهی و اقتصادی آن قوم با اقوام و مردمان مناطق دیگرِ کشور باشد که از نظر اقتصادی در شرایط بهتری نسبت به آن قوم به سر می برند . از نظر فعالین این نوع انجمن ها ، تبعیض های اقتصادی دولت مرکزی از دوره پهلوی آغاز شده و بعد از انقلاب نیز دنبال شده است و این عامل یکی از مهمترین عوامل مهاجرت آذربایجانی ها به استان ها مرکزی کشور برای بدست آوردن فرصت های شغلی بوده است . بنابراین یکی از اهداف این انجمن ها ، نقد سیاستهای اقتصادی دولت در قبال آذربایجان می باشد که تلاش دارد تا این مسأله را سیاسی نشان دهد . مورد دیگر در سیاسی شدن هویت آذربایجانی ، نخبگان آذری و تلاش آنها برای بحرانی جلوه دادن هویت آذربایجانی بوده است . اگرچه نخبگان آذربایجانی ( چه نخبگان ایرانگرا و چه نخبگان قوم گرا ) ، بندرت به طور مستقیم دست به عمل سیاسی در قبال سرکوب سیاسی هویت محلی و یا سیاسی نمودن هویت های محلی نموده اند ، با این حال نظریات و مباحثی که این نخبگان در قبال مسأئل ملی و قومی داشته اند ، به نوعی به سیاسی شدن مسائل قومی از جمله در آذربایجان دامن زده است . به نظر اعضای انجمن ها ، منازعات میان قومی در آذربایجان ( از جمله میان ترک ها با ارمنی ها و کردها ) نیز در سیاسی شدن هویت آذربایجانی تاثیر داشته است ؛ در واقع ، هویت آذربایجانی ، اگرچه از لحاظ فرهنگی توسط جریانی به نام جریان شوونیستی در کشور تهدید می شود ، لکن ، از نظر سیاسی ، این هویت و جغرافیای سرزمینی آن ، به واسطه برخی از اقوام ساکن در آذربایجان نیز مورد تهدید است . این افراد ، به طور عمده به دو قومیت غیر ترک زبان ساکن در آذربایجان ، یعنی کردها و ارمنی ها اشاره می کنند ، و معتقدند که این دو قومیت ، به واسطه یکسری از اقدامات سیاسی و موضع گیری های نظری نخبگانشان ، می توانند در آینده به عنوان تهدیدی جدی برای هویت آذربایجانی به حساب آیند . به هر ترتیب ، تلاش برای ایجاد نوعی حس تهدید از جانب اقوام غیر آذری ساکن آذربایجان ، توسط نخبگان آذری از یک سو ، و تحرکات و موضع گیری های برخی از نخبگان سیاسی اقوام مزبور در راستای اجرای برخی اهداف توسعه طلبانه در قبال جغرافیای سرزمینی آذربایجان از سوی دیگر ، دست به دست هم می دهند تا به هویت آذربایجانیِ در خطر ، حساسیتی سیاسی بخشند . نکته آخری که در مقوله فاکتورهای سیاسی هویت آذربایجانی باید به آن اشاره کرد ، نقش نیروهای فراملی ( بین المللی و منطقه ای ) از جمله شوروی سابق و عثمانی ( ترکیه ) در دامن زدن به تحرکات محلی گرایانه در آذربایجان می باشد . اوج دخالت شوروی در آذربایجان و تحرکات قومی در این منطقه ، در واقع به دهه بیست و تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان باز می گردد که تلاش داشت تا با یک برنامه سیاسی، هویت آذربایجانی را متمایز از هویت های دیگر ایرانی نشان دهد . در مورد عثمانی یا ترکیه امروزی نیز نمی توان از نقش ایدولو‍ژی پان ترکیستم ( و بعضاً پان تورانیسم ) ترک های جوان غافل بود که به نوعی هویت آذربایجانیِ ایرانی را به چالش کشید . مطابق تعریفی که ایدولوژی مذکور از هویت آذربایجانی ارائه می داد .

4-6-هویت آذربایجانی و فاکتورهای ملی / محلی

منظور از فاکتورهای ملی و محلی در واقع تقابل دو نوع تعلق قومی در برابر تعلق ملی است . در ادبیات علوم اجتماعی ، معمولاً میان ملیت و قومیت تفاوتهایی قائل می شوند . به طوریکه که داشتن شعور و آگاهی مردم یک اجتماع بر ویژگی های فرهنگی و تاریخی خود ، آنها را تبدیل به ملت می کند و نداشتن این آگاهی باعث می شود تا آنها به عنوان یک قومیت در نظر گرفته شوند . از لحاظ انسان شناختی دو سنت نظری فرانسوی و آلمانی ، در تعریف ملت ، مورد توجه قرار می گیرند . در سنت فرانسوی اقوام بدون دولت را قومیت و اقوام دارای دولت را ملت محسوب می کنند ، در حالی که در سنت فکری آلمانی ، داشتن ویژگی های فرهنگی و زبانی مشترک ، و نیز آگاهی بر این ویژگی ها ، برای ملت بودگی کفایت می کند . اعضای انجمن های غیر دولتی آذربایجانی تعریفی متفاوت از تعلق ملی وهویت ملی عرضه می کنند . از نظر فعالین این انجمن ها ، ملیت ایرانی ، ملیتی متکثر از اقوام متعدد ساکن در ایران و نه حاصل و مساوی یک قوم یا زبان خاص به نام فارسی . بنابراین ، در این انجمن ها نسبت به دولت ملی با تعریف پلورالیسم قومی ، رویکرد مثبتی وجود دارد ، اما مادامی که این هویت ملی برابر با فارسیزاسیون اقوام غیر فارس ایران باشد ، فعالین این انجمن ها تعهدی نسبت به آن نداشته و به نقد آن می پردازند . بنابراین طبیعی است که یکی از نقدهای فعالین این انجمن ها به جریان روشنفکری و حتی بعضاً آکادمیک ایران ، متوجه روایت این گروه از مفهوم هویت ملی باشد . لذا هویت ملی ای که از سوی فعالین این انجمن ها مد نظر است نوعاً متکثر و ناهمگون است که مجموعاً تحت نام هویت ملی ایرانی باید به رسمیت شناخته شود . از سوی دیگر ، اعضای انجمن های غیر دولتی مورد بررسی این پژوهش ، مردم آذربایجان را یک ملت بر می شمارند . به نظر آنها ، آذربایجانی ها بر تاریخ ، زبان و فرهنگ خود شعور و آگاهی دارند ، و بنابراین می توان آنها را ملت محسوب کرد . به این ترتیب ، انجمن ها ، در پی تعریف یک هویت ملی برای آذربایجانی ها هستند

جمع بندی

یکی از شاخصهای توسعه فرهنگی کشورها ، وجود انجمن های غیر دولتی فعال در زمینه های فرهنگی و ... در آن کشورها است . همانطور که در این بررسی اشاره شد ، انجمن های غیر دولتی به عنوان یک نهاد مدرن ، بعد از جنگ جهانی دوم ، توسط سازمانهای بین المللی ( و به ویژه سازمان ملل ) تعریف شدند. انجمن های غیر دولتی ، در دموکراتیزه شدن دولتها سهم قابل توجهی را به خود اختصاص دادند و این مساله از این رو اهمیت داشت که این انجمن ها، به نوعی نیرو و نهاد واسط میان دولت ها و توده مردم بودند که از طرفی نیروی انسانی و پشتوانه های فکری و معنوی خود را از میان فعالین غیردولتی تامین می نمودند و از طرف دیگر در راستای نزدیک و هماهنگ نمودن برنامه های سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و ... دولت ها با زندگی توده مردم به فعالیت می پرداختند .

در این بررسی ، به مطالعه انجمن های غیر دولتی ترک زبان شهرستان تهران پرداخته شد . مطابق یافته های پژوهش، این انجمن ها با اهداف و رویکرد های فرهنگی ، در پی حفظ و بازتولید هویت آذربایجانیدر شهر تهران و ... می باشند . این رویکردها ، از طریق مطالعه و تاکید بر روی فاکتورهای متنوع فرهنگی مربوط به آذربایجان عملیاتی می شوند که در برنامه فعایت اعضای این انجمن ها گنجانده شده اند . به عبارت دیگر اهداف و عملکردهای این انجمن ها که در اساسنامه تاسیس آنها ، تدوین شده اند ، در پی حفظ و بازنمایی هویت قومی مردم آذربایجان از طریق توسعه و بسط فاکتورهایی می باشد که به نوعی در شناخت ، تداوم و بازتولید این هویت تاثیر دارند . هویت آذربایجانی ای که از منظر نوعِ قرائت اعضای این انجمن ها از فاکتورهای مورد بحث ، بازنمایی می شد ، گاه با رویکردهای آکادمیک و یا روشنفکری کشور در قبال آن فاکتورها ، کاملاً متفاوت بود . مثلاً روایتی که فعالین این انجمن ها از فاکتور زبانی آذربایجانی ها داشتند ( وآن مبنی بر اصالت زبان آذری در آذربایجان و آذری نبودن آن زبان بود ) یکی از موارد اختلاف نظر فعالین این انجمن ها با گفتمان های آکادمیک ملی بود که روایت آذری بودن زبان باستان آذربایجان را مقبول تر می داند . اختلاف نظر های دیگری نیز در مورد فاکتورهای هویتی مردم آذربایجان از سوی فعالین و جامعه آکادمیک ملی وجود داشت که در این بررسی به آنها پرداخته شد . اما نکته مهمی که می توان به آن اشاره نمود این بود که اعضای این انجمن ها ، با وجود نقد تاریخی فاکتورهای هویتی مربوط به آذربایجان ، در عین حال تلاش می نمودند تا با درک واقعی تری از شرایط فعلی زبان و هویت آذربایجانی به آسیب شناسی فرهنگی شرایط حاضر بپردازند و لذا یکی از اهداف مهم این انجمن ها ، بیشتراز هر چیز، قرائتی فرهنگی از هویت آذربایجانی بود که در مطالعات و مقالات منتشره آنان در باب زبان ، آداب و رسوم ، فولکلور و هنرهای قومی مردم آذربایجان قابل لمس بود .

نهایتاً باید گفت که به رغم انتظاراتی که از دولت ها در توجه به فرهنگ های بومی و قومی داخل کشورها می رود ، در شرایط فعلی ، به دلایل متعدد، از جمله عریض و طویل بودن دستگاه های دولتی و نیز تمایل ذاتی دولت ها برای بازتولید قدرت و حفظ سیستم موجود ، انجمن های غیر دولتی ، می توانند ، نقش بسیار مهمی را در حفظ و بازتولید فرهنگ های قومی از یک طرف و ارائه درکی فرهنگی و نه سیاسی-امنیتی، از وضعیت اقوام و فرهنگ های محلی ، به دولت ، ایفا کنند.


خلاصه ای از منابع ؛

1. اخباری ، محمد( 1376) بررسی جغرافیایی مرز آذربایجان از دیدگاه سیاسی – امنیتی ، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته جغرافیای سیاسی ، تهران ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز.
2. برتون ، رولان ( 1380 ) قوم شناسی سیاسی ، ترجمه ناصر فکوهی ، تهران ، نشر نی .
3. پور پیرار ، ناصر ( 1381 ) دوازده قرن سکوت ؛ برآمدن هخامنشیان ، چاپ چهارم ، تهران ، نشر کارنگ .
4. ثقفی ، مراد (1384 ) قومیت در علوم اجتماعی معاصر ،فصلنامه گفتگو ، شماره 43 ، مهر .
5. تبریزلی ، یاشار (1384) ترکها و ایران« موجودیت ، هویت و راهمان »(ویژه نامه نشریه دانشجویان دانشگاه علم و صنعت) ، تهران ، نشر آبتام ( مجمع دانشگاهیان آذربایجانی ) .
6. ثقفی ، مراد (1384 ) قومیت در علوم اجتماعی معاصر ، فصلنامه گفتگو ، شماره 43 ، مهر .
7. جنکینز ، ریچارد (1381) هویت اجتماعی ، ترجمه تورج یار محمدی ، تهران ، نشر شیرازه .
چایلی ، صمد ( 1384 ) هویت و زبان ، تبریز ، نشر اختر .
8. حاجیانی ، ابراهیم ( 1380) " مسئله وحدت ملی و الگوی سیاست قومی در ایران " ، نامه انجمن جامعه شناسی ، شماره 3 .
9. رضا، عنایت الله ( 1372) آذربایجان و اران، تهران، بنیاد موقوفات افشار.
10. زهتابی ، محمد تقی (1384 ) تاریخ دیرین ترکان ایران ، ترجمه و تلخیص علی احمدیان سرای ، تبریز ، نشر اختر .
11. صادقی ، آیدین (1384) جنبش دانشجویی حرکت ملی آذربایجان ، ویژه نامه آراز ( نشریه اجتماعی ، تاریخی و فرهنگی دانشگاه تبریز ، ویژه نامه جنبش دانشجویی آذربایجان ) ، شماره 7و 8 ، بهار .
12. فکوهی ، ناصر ( 1383 ) انسان شناسی شهری ، تهران ، نشر نی .
13. فکوهی ، ناصر و پارساپژوه ، سپیده ( 1380) " شکل گیری هویت فرهنگی دختران نوجوان اسلام آباد کرج ، نامه انسان شناسی ، شماره 1 ، بهار و تابستان .
14. مرشدی زاد ، علی ( 1383 ) ، روشنفکران آذری و هویت ملی و قومی ، تهران ، نشر مرکز .
15. مقصودی ، مجتبی (1380) تحولات قومی در ایران ،تهران، مؤسسه مطالعات ملی .
16. هیئت ، جواد ( 1365) تورکلرین تاریخ و فرهنگینه بیر باخیش ، ضمیمه مجله وارلیق (فصلنامه فرهنگی ترکی ـ فارسی) ، اسفند .
منابع اینترنتی :

- صدیق ، محبوبه ( 1384 ) مطالب مربوط به سازمان های غیر دولتی ، برگرفته از سایت http://www.ifid.de/ifidsite/kritik/Juni/Sasmanhaye_gheiredolati_roshangari.ph
- منصوری ، محمد ( 1384 ) مطالب مربوط به سازمان های غیر دولتی برگرفته از کتاب الکترونیکی سایت مرکز منابع آموزشی و اطلاعاتی برای مدیریت سازمان های غیر دولتی ؛(

Wednesday, December 19, 2007

علي دايي از رباط كريم به مجلس ميرود

تئهران اوشاقلاری- شنیده ها حاکیست «علي دايي» بازیکن اسبق تیم فوتبال صباباتری رباط کریم، سرمربي موفق تيم سايپا و بازيكن پرآوازه سابق تيم ملي فوتبال ايران اين روزها خود را براي حضور در ميدان يك رقابت سياسي آماده ميكند.
علي دايي که قبلاً بعنوان بازیکن تیم صباباتری رباط کریم به این شهرستان رفت و آمد داشته، كارهايي را براي داوطلبي نمايندگي مجلس هشتم از حوزه انتخابيه رباط كريم آغاز كرده است.
نماينده فعلي شهرستان رباط كريم در مجلس شوراي اسلامي «محمد شاهي عربلو» رييس كميسيون اقتصادي مجلس هفتم است.
شاهي عربلو از نمايندگاني است كه در حوزه انتخابيه خود "صاحب نفوذ" است و علي دايي براي حضور موفق در اين حوزه انتخابيه بايد خود را براي رقابتی سخت آماده كند كه شايد براي او سخت تر از حضورش در ميادين فوتبال باشد.
همچنین در حوزه انتخابيه رباط كريم عسگري، مديركل روابط عمومي شركت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي نيز از ديگر داوطلبان احتمالي است.
وي در مجلس پنجم در اين حوزه انتخابيه نماينده بوده است.
قشقاوي نماينده رباط كريم در مجلس ششم نيز كه بعنوان سفير ايران در سوئيس انتخاب شده بود نیز بعنوان ديگر داوطلب احتمالي در اين حوزه انتخابيه مطرح است.
پیش از این نیز شایعاتی دریاره احتمال کاندیداتوری علی دایی از اردبیل مطرح شده بود.
یادآور میشود این شایعات در حالی مطرح میشود که علی دائی بارها اعلام کرده است هرگز وارد سیاست نخواهد شد .

Saturday, December 15, 2007

کزج نام ترکی است به معنای آهک

کرج ها

تا مدت ها تصور می شد کرج یک نام فارسی است.

دو شهر دیگر با نام کرج وجود دارند:

کرج نزدیک قازان در تاتارستان (همان جایی که قزل یورت در کنار آن واقع است)

کرج در بایکال (زادگاه چنگیز خان)

در یکی از معتبرترین مراجع جغرافیایی ایران آمده است:

کرج از کراج به معنای فریاد است. زیرا برای خبر رساندن از آتش استفاده می شده است! ( فرهنگ گیتاشناسی)

من نمی دانیم آیا آنها رد پای سرخپوستان آپاچی را هم کشف کرده اند و نیز متوجه شده اند که آنها بجای آتش ( آنقدر صدایشان بلند بوده که از فرسنگ ها دورتر) از فریاد استفاده می کرده اند!

در جای دیگر آنرا از کلمه کاوک به معنای شکاف می دانند!

دیگری آنرا به علت وجود قایق ها ( کرجی) می داند. حتما ایشان می خواهند تاریخ بنای سد کرج را به هخامنشیان مربوط کنند!

واقعیت چیز دیگریست!

مهمترین مشکل شهر کرج آهکی بودن آب چاههای آن است. بنابراین بازار شوفاژکارها داغ است.

نیز اگر شما گذرتان به جاده چالوس بخورد، در منطقه گچسر معادن متعدد لایم را می بینید.

در ترکیه به آهک، گچ و ... که خاصیت خشک کردن پوست دارند ( کیرچ ) می گویند. در آذربایجان به سفید کردن دیوارها با گچ کرجلاماق می گویند. در کشور فنلاند به سفید کردن دیوارها با گچ KIRJOITTAA LIIDULLA میگویند.

Monday, November 19, 2007

فقر و نداری خانوادهها را در رباط کریم و شهریار از هم متلاشی میکند


تاریخ 28/08/1386 ساعت:07:29

ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران: سال 86 یکی از سخت ترین سالها برای خانوادههای بی بضاعت در ایران بویژه در شهرستانهای رباط کریم و شهریار است

این دو شهرستان که در جنوبی ترین منطقه استان تهران قرار دارند 90 در صد از جمعیت مهاجران به تهران را در خود جای داده است بطوریکه در مناطق اطراف این دو شهرستان خانوادههای یافت میشوند که با جمعیتی بالغ بر 5 نفر در آلونک های 15 تا 20 متری زندگی طاقت فرسای خود را میگذرانند و این در حالیست که بسیاری از خانوادههای مهاجر از استانهای آذربایجان ،کردستان و لرستان در منازل اجاره ای (یک اتاق یا دو اتاق ) شب را صبح میکنند

بنا به گزارش یک منبع مطلع : در این مناطق از تهران فقر و نداری خانوادهها را از هم متلاشی میکند و در حالیکه پرونده های بیشماری در خصوص درخواست طلاق در دادسرای روباط کریم مطرح است گفته میشود بیشتر مراجعین به پاسگاه انتظامی این شهر را صاحب خانه ها تشکیل میدهند که از عدم پرداخت کرایه خانه از سوی مستاجرین شکایت دارند .

Tuesday, November 13, 2007

تهران برای ترکها نا امن شده است



احسان آستارالی







دستگری فعالان سیاسی، حقوق بشری، دانشجویئ و در کل مدافعان بی دفاع آذربایجان در تهران با شدت و حدت ادامه دارد و با گذشت چندین ماه از دستگیریهای گسترده فعالان حقوق بشری و سیاسی در زنجان دولت فارسگرای تهران بدون توجه به حقوق بشر فعالان ملی آذربایجان در تهران را به حبس می برد و حق گرفتن وکیل و داشتن دادگاه عادلانه را هم از آنها می گیرد.

اولین یورش ماموران امنیتی به فعالان ملی در تهران از اواسط تابستان با دستگیر وکیل صالح کامرانی در کرج صورت گرفت و بعد از آن فعالان ملی آذربایجان به صورت سریالی یکی بعد از دیگری به محبس برده شده اند عبدالله عباسی جوان، دکتر محمد علی حیدری، یعقوب سالکی نیا(ایلقار مرندلی)، محمد نصرتی، سید قاسم سیدین زاده از جمله افرادی هستند که توسط توسط نیروهای امنیتی به صورت غیر قانونی دستگیر شده و به زندان اوین برده شده اند و تابحال هیچ کدام از این افراد نتوانسته اند برای خود وکیل بگیرند و بعضی از این افراد هم نتوانسته اند با خانواده خویش ملاقات داشته باشند.

اولین دستگری گسترده ترکها در تهران به اردیبهشت سال 1383بر می گردد که با یورش نیروهای امنیتی به خانه یکی از فعالان ملی با دستگیری ابراهیم جعفرزاده و جمعی دیگر از فعالان ملی و همچنین دستگیر تعدادی از فعالان ملی به همراه فرزاد صمدلی در روز 24 آوریل 1383 در جلو کلیسای سرکیس صورت گرفت که در آن زمان طوفانی به پا کرد و اخبار دستگیری گسترده ترکها در تهران در صدر اخبار قرار گرفت و افزوده شدن مساله ترک-فارس-ارمنی به این مساله هم جاذبه خاصی داده بود فضای نسبتا باز آن روز موجب شد که افکار عمومی به این دستگیریها عکس العمل نشان دهد و دولت مجبور شد که هر چه زودتر فعالان ملی را که بیش از 10 نفر بودند آزاد کند

این نوع دستگیری ها حکومت های بلوک شرق را در ذهن تداعی می کند که نیروهای امنیتی آن حکومتها با دستگیری یک نفر تمامی دوستان و فامیل آن فرد را در مدت زمان کوتاهی دستگیر می کرد تا اطلاعاتی از آنها بگیرد و این دستیگریها به هیچ قانونی مبتنی نبود بسیاری از مواقع دیده می شد که افرادی را دستیگر کرده اند که هیچ خبری از ماجرا نداشته و سالها بدون اینکه تفهیم اتهام شود در زندان می ماند بعدا بدون اینکه عذری خواسته شود فرد یا افراد را آزاد می کردند این بی قانونی و بی احترامی به نوع انسان یادگار این حکومتهای کمونیستی و فاشیستی است که امروزه در جمهوری اسلامی هم بکار گرفته شده است.



قصد حاکمیت از این دستیگریها هرچه باشد ولی حرکت ملی نشان داده است که بیدی نیست با این بادها بلرزد و حاکمیت هرچقدر فشار غیر قانونی و نامشروع خویش را بر فعالان ملی در تهران زیاد کند حرکت ملی قویتر و جهانی تر می شود، گسترش حرکت ملی از بطن آذربایجان به تهران و دیگر استانهای ممالک محروسه نشان از رشد فزاینده افکار ملی در میان ترکهای ساکن در جغرافیای ممالک محروسه دارد در این مساله اگر امروزه تهران برای فعالان سیاسی ترک نا امن شده ولی یک برگ موفقیت برای حرکت ملی و فعالان ملی است چرا که حرکت ملی جنگ را از خانه خویش به خانه دشمن آورده است در خانه حریف به مبارزه با دشمن می پردازد این یکی از تاکتیکهای مبارزاتی است که فعالان ملی به صورت سیال، مبارزه را از بطن آذربایجان به حاشیه ها برده وحریف را در این مراکز مشغول کرده است، این سیاست باید ادامه داشته باشد از سویوق بولاق(مهاباد)، قزوین گرفته تا ساوه و انزلی و رشت هم به این مساله باید بپیوندند و حاکمیت از جاهای مختلف باید تحت فشار قرار گیرد و در جاهای متعدد باید مشغول شود دیگر نباید ما در خانه خویش با حریف مبارزه کنیم و انرژی خویش را تحلیل ببریم باید نقاط مختلف مبارزاتی فعال شوند از جمله قشقایستان هم برای این مساله دارای پتانسیل زیادی است باید این نقطه را هم فعال کرد و به جمع مبارزات ترکها پبوند زد در هر شهری که ترکها زندگی می کنند باید فعالیت ملی زیادتر شود و سیالیت مبارزه حریف را خسته کند نا امن شدن تهران برای فعالان ملی نباید ما را بترساند در عوض باید فعالیت در این نقطه را زیادتر کرد و حومه تهران و مراکز ترک نشین اطراف تهران را هم باید به میدان مبارزاتی فعالان ملی تبدیل شود اگر بیداری ملی را در این مناطق تقویت کنیم حاکمیت مجبور خواهد شد واقعیت حرکت ملی را به عنوان یک واقعیت سیاسی بپذیرد و قبول این واقعیت شکستی بر حاکمیت تلقی خواهد شد و حرکت ملی یکی یکی خاکریزها را فتح خواهد کرد و سنگر به سنگر پافارسیستها را عقب خواهد راند چگونه که تابحال فعالان ملی با حرکت مدنی خویش توانسته اند حاکمیت را عقب برانند و ورقهای زرینی بر مبارزات ملی خویش بیافزایند.

Thursday, October 11, 2007



بیات

قبیلة ترک از قبایل بیست و دوگانة اغز (غز * ) پراکنده در ایران افغانستان ترکمنستان ازبکستان جمهوری آزربايجان ارمنستان ترکیه سوریه و عراق . واژة بیات که به صورت «بایات » هم ضبط شده به معنای بادولت و پرنعمت است . اصل این قبیله در نسبنامه های افسانه ای ترکان به «بای آت » پسر دوم گون خان پسر اغوزخان می رسد (رشیدالدین فضل الله ج 1 ص 39 حمدالله مستوفی 1362 ش الف ص 566 تاریخ قزلباشان ص 24 قائم مقام ص 403). قبیلة بیات همچون سایر قبایل بزرگ ترک علامتی مخصوص داشته که شکل آن در منابع متفاوت است (کاشغری ص 172 رشیدالدین فضل الله ج 1 ص 40 اوزون چارشیلی ج 1 ص 113). بیاتها طبق بعضی اخبار از روزگاران قدیم و پیش از مهاجرتهای گستردة خود به غرب آسیا در اطراف رودخانة قراموران یا بنابر ضبط حمدالله مستوفی (1362 ش ب ص 218) قارامران واقع در شمال چین می زیسته اند (قائم مقام همانجا). از اشارات جامع التواریخ برمی آید که گروههایی از این قبیله مشهور به «بایاوت » دهها سال پیش از آغاز سلطنت چنگیزخان در زمرة طوایف مغول درآمده بودند. اینان در تقسیم بندی قومی مغولان از جملة طوایف درلگین بودند که معرف مغولان عام و بی اصل و نسب است . دو شعبة معروف این طایفه «جدی بایاوت » و «کهرون بایاوت » بودند. اولی نام خود را از رودخانة جدی مغولستان اخذ کرده و دومی به دلیل زندگی در صحرا به این عنوان موسوم شده بود. اینان در لشکرکشیهای چنگیزخان و هولاکوخان به ایران شرکت داشتند (رشیدالدین فضل الله ج 1 ص 111ـ112 136ـ 138).

در قرون ششم و هفتم یک طایفة بزرگ ترک به نام «بیاووت » در صحرای خوارزم می زیستند که ظاهرا از طوایف یمک یا کیمک بودند (نسوی ص 38 329). به سبب انتساب ترکان خاتون مادر سلطان محمد خوارزمشاه و انتساب مادر ازلغ (اوزلاغ )شاه ولیعهد سلطان محمد به طایفة بیات امرای این طایفه در دربار خوارزمشاه صاحب نفوذ و قدرت شدند چنانکه قتلغ خان ] بیاووتی [ در رقابتی که بر سر جانشینی سلطان محمد خوارزمشاه پیش آمده بود به جانبداری ازلغ شاه قصد جان سلطان جلال الدین خوارزمشاه را کرد (همان ص 85 ابن خلدون ج 4 ص 754 اقبال آشتیانی ص 44). با این حال نمی توان قاطعانه بیات را با بیاووت و بایاوت یکی دانست . مجتبی مینوی در تعلیقات خود بر سیرت جلال الدین مینکبرنی (ص 329ـ330) تنها به طرح این سؤال قناعت کرده که آیا ارتباطی بین بیات و بیاووت هست یا نه . بعضی از پژوهشگران در سالهای اخیر تصریح کرده اند که «بایاوت »ها نه از قبایل مغول که همان بیاتهای ترک اند (قفس اوغلی ص 165 پانویس 21).

تاریخ ورود قبیلة بیات به فلات ایران چندان روشن نیست اما از برخی منابع تاریخی برمی آید که این مردم ظاهرا در اوایل قرن پنجم و مقارن حملات غزان و سلجوقیان در فلات ایران پراکنده شده و در مسیر کوچ نظامی خود تا صحاری شام و سواحل مدیترانه پیش رفته اند. در این پیشرویهای پرماجرا گروههایی از این قبیله بتدریج در بعضی نواحی خراسان بزرگ عراق عجم کردستان و لرستان استقرار یافتند. چنانکه خبر انتصاب امیرسنقر بیاتی (مقتول 511) به نیابت حکومت بصره از جانب امیر آق سنقر بخاری اقطاع دار این ولایت از سابقة دراز حضور بیاتها در ایران و عراق عرب حکایت می کند (ابن خلدون ج 4 ص 93). استقرار قبیلة بیات در بعضی نواحی غربی ایران پس از چندی به تشکیل دولت محلی کوچکی در اراضی میان لرستان کوچک و عراق عرب انجامید اما خصومت حاکمان بیات و اتابکان لر سرانجام به انقراض حکومت بیات منجر شد و اتابک شجاع الدین خورشید شاه حاکم لرستان که از دست اندازیهای مکرر ترکان بیات به متصرفات خویش خشمگین بود بر سر آنان تاخت . در نتیجه آخرین حاکم بیات هزیمت یافت و قلمرو او که به ولایت بیات مشهور بود به تصرف سپاه خورشیدشاه درآمد (حمدالله مستوفی 1362ش الف ص 553 معین الدین نطنزی ص 54 ـ 55 بدلیسی ص 60). نام ولایت بیات در قرون بعد نیز در منابع دیده می شود. عطاملک جوینی در نیمة دوم قرن هفتم در گزارش کوتاهی راجع به اشتغالات دیوانی خود در تاریخ جهانگشای از برانداختن باجهای قدیم بلاد تستر و بیات سخن گفته است (ج 1 ص 25). نام ولایت بیات در اواخر قرن هشتم در ردیف نامهای ولایات معتبری چون بغداد عراق عرب خوزستان و لرستان قرار گرفت (شمس منشی ج 2 ص 170ـ171). در قرون بعد نام این ولایت بر حوزة محدودی اطلاق می شد که مشهورترین ناحیة آن قلعة بیات بر سر راه دزفول و عراق عرب بود (نویدی ص 101). نادرشاه هنگامی که از عراق عرب به سوی خوزستان می رفت تا شورش محمدخان بلوچ را سرکوب کند بر سر راه خود در این قلعه توقف کرد (استرآبادی ص 223). ویرانة این قلعه امروزه در کشور عراق برجاست (لسترنج ص 69ـ70).

مشیرالدوله تبریزی (متوفی 1279) در شرح مأموریتش برای تشخیص و تعیین مرزهای ایران و عثمانی «قریة بیات » را از توابع پشتکوه لرستان دانسته و از پراکندگی بیاتها در توابع شوشتر و دزفول خبر داده است (ص 102).

میدان فعالیت سیاسی طوایف بیات در تاریخ ایران محدود به پشتکوه لرستان نبود گروههایی از اینان در جنگهای شیخ ابواسحاق اینجو (متوفی 758) و امیر مبارزالدین محمد مظفری (ح 700ـ 765) شرکت داشتند (وزیری کرمانی ص 384ـ385). در حکومت زندیه نیز بیاتها صاحب نفوذ بودند و مهر علی خان بیات اسلاملو از جمله بزرگان شیراز در زمان کریم خان زند و علی مرادخان زند بود (غفاری کاشانی ص 165 188 191 476). بیاتهای شیراز که تا اوایل قرن چهاردهم در یکی از گذرهای محلة اسحاق بیگ به خریدوفروش اسب اشتغال داشتند احتمالا بازماندگان طوایف چادرنشین بیات فارس بودند که بتدریج از شیوة زندگی پدران خود دست کشیده و یکجانشین شده بودند (فسائی ج 2 ص 919).

جمعی از بیاتها که در پایان مهاجرت طولانی خود به آناطولی و شام رسیده بودند در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم به قره عثمان فرمانروای آق قوینلوها پیوستند و ظاهرا در جنگ وی با امیر چکم والی شام شرکت کردند (طهرانی ص 60 64 65 روملو ج 11 ص 27ـ30). پس از انقراض سلسلة آق قوینلو بسیاری از طوایف تشکیل دهندة آن اتحادیه از جمله طایفة بیات به دولت صفوی پیوستند ( تاریخ قزلباشان ص 8 21ـ29 هینتس ص 96). احتمالا بسیاری از طوایف خاک آناطولی را ترک گفته و به ایران آمده اند اما آثار آنان هنوز در بعضی روستاهای آناطولی و شام برقرار است ( ایرانیکا ذیل ماده ). این گروه از طوایف بیات را بعدها قره بیات نامیدند تا از بیاتهایی که از قبل در ایران می زیستند متمایز شوند. بر همین اساس طوایف بیات ایران را آق بیات یا بیات مطلق می خواندند (قائم مقام ص 403ـ404). ظاهرا تیرة شام بیاتی از تیره های تشکیل دهندة ایل قاجار (خورموجی ص 3) و از بیاتهای شام یا قره بیاتها بوده که پس از استقرار در آزربايجان به طوایف قاجار پیوسته است . بزرگان این طایفه از جمله امرای دربار فتحعلی شاه به شمار می آمدند (قائم مقام همانجا).

پیش از تشکیل دولت صفویه چندین طایفة چادرنشین ترک و مغول در دشتهای قزوین و ری و شهریار به سر می بردند (فریومدی ص 344 اولیاءالله ص 192ـ194 مرعشی ص 44). هر چند نام طوایف بیات در منابع اخیر نیامده است اما به نظر می رسد که این طوایف پیش از دولت صفوی در قسمتهایی از لرستان و عراق عجم سکونت داشته اند. این احتمال از آنجا تقویت می شود که شاه اسماعیل اول (حک : 905ـ930) در همان سالهای نخست سلطنت خود پس از آنکه آزربايجان و شیروان را از تصرف دولت عثمانی خارج کرد و آن نواحی را تحت حکومت خود درآورد جمعی از این طوایف را از عراق ] عجم [ به شابران و دربند تبعید کرد (باکیخانوف ص 93). بعدها بزرگان این طوایف با دربار روسیه پیوند یافتند و در جلب حمایت روسها کوشیدند (همان ص 165).

رؤسای طوایف بیات عراق عجم که ظاهرا بزرگترین گروه از طوایف بیات مطلق یا آق بیات به شمار می آمدند در سالهای سلطنت شاه طهماسب اول (930ـ984) از جمله بزرگان دولت صفوی محسوب می شدند. سلیمان بیگ و برادرش حسن بیگ یوزباشی قورچیان بیات پیش از اینکه به سبب رفاقت با اسماعیل میرزا پسر شاه طهماسب اول مغضوب شوند از امرای بزرگ و مقرب شاه صفوی بودند (نویدی ص 111 تاریخ قزلباشان ص 24). حتی صدماتی که شاه صفوی بر این طوایف وارد آورد مانع از اطاعت و خدمتگزاری آنان نشد. هنگامی که القاص میرزا برادر شورشی شاه طهماسب با حمایت سلیمان قانونی پادشاه عثمانی از عراق عرب تا قم پیش آمد جمعی از طوایف بیات عراق عجم که در حدود قم می زیستند به مقابله با القاص میرزا شتافتند. جنگجویان این طایفه در جنگ مغلوب و به دستور القاص میرزا کلیة اسرای طایفة بیات اعدام شدند ( عالم آرای شاه طهماسب ص 109). طوایف بیات عراق عجم همچنین مدتی در ملازمت و خدمتگزاری سلطان مصطفی میرزا پسر شاه طهماسب بودند. سلطان مصطفی میرزا که از دوستداران سلطنت برادر خود سلطان حیدر میرزا بود پس از قتل برادر به دست هواداران اسماعیل میرزا برادر دیگر خود به امیدنجات به میان طایفة بیات گریخت . حاجی اویس بیگ بیات حاکم طایفه که در ظاهر پذیرای شاهزادة متواری شده بود بازداشت محترمانة او را به قزوین اطلاع داد و پس از ورود شاه اسماعیل دوم (حک : 984ـ 985) به قزوین او را به حضور شاه رسانید (اسکندرمنشی ص 143 منجم یزدی ص 29ـ30 حسینی استرآبادی ص 55). در اوایل سلطنت شاه عباس اول (995ـ 1037) که حکومت قلمرو علیشکر ـ همدان ـ به محمد باقر میرزا پسر خردسال شاه عباس تفویض شد اغورلو سلطان بیات حاکم طایفه بیات و نواحی کزاز و کرهرود به نیابت از او به حکومت همدان رفت . اما شاهوردی خان لر حاکم لرستان کوچک که از مدتها قبل قصد تصرف بعضی مناطق تابعة همدان را داشت قلت یاران اغورلوسلطان را مغتنم شمرد و به بروجرد مقر او حمله برد. در این جنگ اغورلو سلطان کشته شد و لشکریان بیات متفرق شدند. تا اینکه شاه عباس خود به جنگ شاهوردی خان رفت و پس از شکست دادن او متوجه ایل بیات شد و کلیة مناصب موروثی اغورلو سلطان را به برادر او شاهقلی سلطان بیات تفویض کرد. وی که از تأخیر ایل بیات در امداد به اغورلو سلطان خشمگین بود به خواهش شاهقلی سلطان از مجازات ایل بیات درگذشت و پس از دریافت سه هزار تومان پول و سه هزار کره اسب بیاتی نژاد که همواره مورد توجه قزلباشان بود به قزوین بازگشت (اسکندرمنشی ص 352ـ353 بدلیسی ص 81ـ82 تاریخ قزلباشان همانجا).

گروهی از طوایف بیات دو قرن بعد به آقامحمدخان قاجار (حک : 1210ـ1211) پیوستند و سرانشان در زمرة بزرگان دربار قاجار درآمدند (سپهر ص 26 وکیلی طباطبائی تبریزی ص 373). یکی از مشهورترین بزرگان این طایفه که در عهد ناصرالدین شاه (1264ـ1313) می زیست علینقی خان بیات ملقب به نظام لشکر و صمصام الملک است که از مالکان بزرگ ایران و سرکردة یکی از افواج نظامی آن روزگار بود. فرزندانش به نامهای ذوالفقارخان (صمصام الملک ) و عباسقلی خان (سهم الملک ) همانند پدرشان از بزرگان آن سامان به شمار می آمدند (اعتمادالسلطنه 1367 ش ج 2 ص 1615 وکیلی طباطبائی تبریزی ص 388 453). مرتضی قلی خان بیات * ملقب به سهام السلطان که بارها به وکالت مجلس شورای ملی و یکی دو بار به وزارت و صدارت رسید پسر عباسقلی خان است (بامداد ج 4 ص 69). امروزه تمامی طوایف بیات عراق عجم در محال کزاز و کرهرود و بعضی دیگر از روستاهای اراک سکونت دارند و به زراعت و دامداری روزگار می گذرانند (وکیلی طباطبائی تبریزی ص 388). گروهی دیگر از طوایف بیات که در ماکو به سر می برند از اواخر سلطنت شاه عباس اول در این سامان استقرار یافته اند (اسکندرمنشی ص 793 فرامین فارسی ماتناداران ج 2 ص 507) و یا اینکه در اوایل سلطنت شاه عباس دوم (1052ـ1077) از ایروان به ماکو آمده اند. ریاست این مردم با مصطفی بیگ بیات جد حکام موروثی ماکو بود (نصرت ماکوئی ص 3ـ48). فرزندزادگان مصطفی بیگ در سلطنت قاجاریه و بویژه در صدارت حاج میرزا آقاسی (متوفی 1265) که خود از اعضای طایفة بیات ایروان بود حکومت چندین ناحیه از ایران را در دست گرفتند ( رجوع کنید به همان ص 16ـ 18). شاه عباس دوم در اواخر سلطنت گروههایی از طوایف ترک بیات منطقة قره باغ را به همراه طوایف دیگر به گرجستان انتقال داد. اینان اغلب در اطراف قلعه های اسلام آباد و شاه آباد و نصرت آباد که خود بنا کرده بودند اسکان یافتند. خصومت مذهبی و ستیزه جویی ترکان مهاجر سرانجام سبب جنگ میان آنان و گرجیان شد که در پی آن جمع کثیری از مهاجران ترک به قتل رسیدند (وحید قزوینی ص 288ـ289).

گروهی دیگر از طوایف بیات در کردستان عراق عرب سکونت داشتند که شاه طهماسب دوم (حک : 1135ـ 1145) بسیاری از آنان را به حوالی تهران و ساوجبلاغ کرج تبعید کرد (حکیم ص 757). در 1144 نیز نادرشاه که هنوز وکیل السلطنة شاه طهماسب دوم بود پس از اینکه کرکوک را به تصرف در آورد گروهی دیگر از این مردم را به خراسان تبعید کرد. اینان به روایتی به هرات رفتند و به روایت دیگر به طوایف بیات نیشابور پیوستند (استرآبادی ص 193 مروی ج 1 ص 254). طوایف بیات منطقة کرکوک در اوایل قرن حاضر مشتمل بر هفت طایفه بودند که در بیست و چند روستا نزدیک جبل حمرین و قره تپه به سر می بردند (ادموندز ص 303). نادرشاه همچنین در دورة سلطنت خود گروههایی از طوایف بیات و افشار و جوانشیر و شاهسون و بختیاری را به افغانستان تبعید کرد. اغلب اینان که در کابل اسکان یافتند با عنوان عمومی قزلباش نامیده می شدند. بزرگان این مردم تا سالهای سلطنت امیر عبدالرحمان خان عهده دار بعضی مناصب و مقامات مهم اداری و لشکری افغانستان بودند (فیض محمد ص 143ـ144). محلة قزلباش کابل یادگاری از همین مردم است .

گروه دیگر از طوایف بیات ایران که قدمت و سابقة حضور آنان در ایران به قبل از قرن دهم می رسد طوایف بیات نیشابورند که به قره بیات شهرت داشتند. وجه تسمیة قره بیاتها و تاریخ دقیق ورود آنها به خراسان روشن نیست . تشابه عنوان این طوایف با قره بیاتهای شامی این گمان را تقویت می کند که اینان احتمالا شعبه ای از قره بیاتهای شام بوده اند که پیش از قرن دهم به خراسان مهاجرت کرده اند. اما دلیل روشنی برصحت این مدعا در دست نیست تنها احتمال قابل اعتنا اخبار مهاجرت اجباری قره تاتارهای آناطولی است که در آغاز قرن نهم به دستور تیمور لنگ به سوی خراسان و ترکستان حرکت کرده بودند. گروههایی از این مردم هنگام مهاجرت از صفوف مهاجران گریختند و در گوشه و کنار مسیر مهاجرت پنهان شدند. اگر چه دربارة تاریخ ورود این طوایف به خراسان خبری در دست نیست اما از آنجا که اسکندر منشی این طوایف را در شمار طوایف جغتایی آورده است (ص 794) می توان گمان کرد که اینان نیز همانند گرایلیها و جلایرها و جمشیدیها پس از حملات مغولان به خراسان آمده باشند. شهرت و اعتبار این طایفه از سالهای آخر قرن دهم و مقارن اوایل سلطنت شاه عباس آغاز شد و تا اوایل قرن سیزدهم ادامه یافت . در سال 1000 قره بیاتها که از دو سه سال قبل پیشرویهای ازبکان را متوقف کرده و مانع سقوط تعدادی از شهرهای خراسان شده بودند سرانجام تسلیم قوای عبدالمؤمن خان ازبک شدند و بسیاری از بزرگانشان از جمله محمود سلطان پسر باباالیاس به قتل رسیدند اما سال بعد صفویان نواحی اشغالی خراسان را از دست ازبکان خارج ساختند. شاه عباس در ازای خدمات قره بیاتها املاک بزرگان بیات نیشابور را از جمیع مالیاتها معاف کرد و محمد سلطان پسر دیگر بابا الیاس را به حکومت اسفراین گماشت . حکومت اولاد باباالیاس به نیشابور هم کشیده شد و تا پایان سلطنت شاه عباس اول ادامه یافت (همان ص 333 337ـ339 794). طوایف بیات نیشابور در سالهای قدرت نمایی و سلطنت نادرشاه افشار (1148ـ1160) در اغلب جنگهای او شرکت داشتند و حکومت موروثی خوانین بیات بر نیشابور که تا اواسط سلطنت فتحعلی شاه (1212ـ 1250) ادامه یافت در همین سالها شکل گرفت (مروی ج 1 ص 81 109 ج 3 ص 961 1134). پس از قتل نادرشاه بعضی از رؤسای طوایف قره بیات نیشابور با استفاده از فرصت به دست آمده به قدرت نمایی پرداختند و به مقامات و مناصب عالی اداری و لشکری دست یافتند از جملة آنان صالح خان بیات بود که در 1160 از سوی عادلشاه افشار به حکومت فارس منصوب شده بود. وی تا 1168 که به دست شیخعلی خان زند کشته شد به همراه هاشم خان بیات سرکردة فوج بیات شیراز و حاکم فارس تا استقرار قطعی دولت کریم خان زند از جمله عوامل اصلی بحران و ناآرامی اوضاع و احوال فارس بود (مرعشی صفوی ص 121 کلانتر ص 48 فسائی ج 1 ص 583 ـ596). در سلطنت کوتاه مدت سید محمد صفوی متولی آستان قدس رضوی طایفة قره بیات نیشابور متحد او بود و صالح خان بیات با حفظ سمت عهده دار قورچی باشیگری و حاجی سیف الدین خان بیات نایب او بود (مرعشی صفوی ص 131). این طایفه در دفع حملات احمدخان ابدالی پادشاه افغانستان به نیشابور کوشید اما سرانجام در 1164 احمدخان بر نیشابور دست یافت و گروهی از طوایف بیات را به غزنه تبعید کرد (غبار ص 363). بازماندگان این مردم دست کم تا سالهای پایانی سدة سیزدهم در آن نواحی به سر می بردند (ریاضی ص 67 139). حکومت منطقة نیشابور در طول سلطنت شاهرخ افشار و آقامحمدخان و فتحعلی شاه قاجار در اختیار اولاد حسن خان بیات سردار معروف نادرشاه بود. عباسقلی خان بیات مختاری پسر حسن خان و جعفرخان پسر عباسقلی خان و علیقلی خان پسرجعفرخان تا اوایل سلطنت فتحعلی شاه به ترتیب حاکم نیشابور بودند. پس از شکست شورش علیقلی خان بیات و استقرار قدرت فتحعلی شاه در خراسان حکومت نیشابور از دست این خاندان خارج شد و پس از آن نفوذ و قدرت طایفة بیات نیشابور رو به کاستی نهاد و بتدریج از صحنة سیاسی و نظامی خراسان حذف شد. طوایف بیات نیشابور در قرنهای دوازدهم سیزدهم و چهاردهم بتدریج در روستاهای بلوک سرولایت و خرو اسکان یافتند و به زراعت و دامداری مشغول شدند (گلستانه ص 69 ـ71 75 طرب نایینی ص 107ـ 108 حکیم ص 757ـ 758 اعتمادالسلطنه 1362ـ1363 ش ج 3 ص 91 بامداد ج 1 ص 233ـ234 ج 5 ص 132ـ 135 ییت ص 343ـ344). یکی از آخرین قدرت نماییهای بزرگان بیات نیشابور شورش امام وردی خان بیات و پسرانش بود. وی که در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه به حکومت نیشابور منصوب شده بود به حسن خان سالار بار پیوست و در جنگهای او با قوای دولتی شرکت جست . پس از پیروزیهای سلطان مراد میرزا حسام السلطنه بر قوای حسن خان سالار بار امام وردی خان از حسن خان جدا شد و شهر نیشابور را تسلیم حسام السلطنه کرد. وی در 1267 بر حاکم شهر یاغی شد و به اتفاق پسرانش در قلعه های حسین آباد و توزنده جان متحصن گردید اما شورش وی در هم شکست و قلاع حسین آباد و توزنده جان ویران شد (سپهر ج 3 ص 47 138).

تا همین اواخر چندین تیره و طایفه چادرنشین بیات در میان ایلات خمسه و قشقایی فارس و همچنین در میان ترکمنهای شمال ایران به سر می بردند (فیلد ص 256 264 کیهان ج 3 ص 80 376 پیمان ص 221 224 233 کتابچة نفوس استرآباد ص 238). غیر از این مردم هزاران خاندان شهری و روستایی دیگر در زنجان و تهران و کرج و شیراز و زرند و کرمان و مشهد و نیشابور و اراک و نهاوند و دیگر شهرهای ایران به سر می برند که با عنوان خانوادگی بیات شناخته می شوند.

منابع : ابن خلدون العبر: تاریخ ابن خلدون ترجمة عبدالمحمد آیتی تهران 1363ـ1370 ش سیسیل جان ادموندز کردها ترکها عربها ترجمة ابراهیم یونسی تهران 1367 ش محمدمهدی بن محمد نصیراسترآبادی جهانگشای نادری چاپ عبدالله انوار تهران 1341 ش اسکندرمنشی تاریخ عالم آرای عباسی چاپ اسماعیل برادران شاهرودی تهران 1364 ش محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه مرآة البلدان چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث تهران 1367 ش همو مطلع الشمس چاپ سنگی تهران 1301ـ1303 چاپ تیمور برهان لیمودهی چاپ افست تهران 1362 ـ1363 ش عباس اقبال آشتیانی تاریخ مغول : ازحملة چنگیز تا تشکیل دولت تیموری تهران 1364 ش اسماعیل حقی اوزون چارشیلی تاریخ عثمانی ترجمة ایرج نوبخت تهران 1368ـ1370 ش محمدبن حسن اولیاءالله تاریخ رویان چاپ منوچهر ستوده تهران 1348 ش عباسقلی آقا باکیخانوف گلستان ارم چاپ عبدالکریم علیزاده ... ] و دیگران [ باکو 1970 مهدی بامداد شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری تهران 1357 ش شرف الدین بن شمس الدین بدلیسی شرفنامه : تاریخ مفصل کردستان چاپ محمد عباسی چاپ افست تهران 1343 ش حبیب الله پیمان توصیف و تحلیلی از ساختمان اقتصادی اجتماعی و فرهنگی ایل قشقایی تهران 1347 ش تاریخ قزلباشان چاپ میرهاشم محدث تهران 1361 ش عطاملک بن محمد جوینی کتاب تاریخ جهانگشای چاپ محمدبن عبدالوهاب قزوینی لیدن 1329ـ 1355/ 1911ـ1937 چاپ افست تهران ] بی تا. [ حسن بن مرتضی حسینی استرآبادی تاریخ سلطانی : از شیخ صفی تا شاه صفی چاپ احسان اشراقی تهران 1364 ش محمدتقی حکیم گنج دانش : جغرافیای تاریخی شهرهای ایران چاپ محمدعلی صوتی و جمشید کیانفر تهران 1366 ش حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی تاریخ گزیده چاپ عبدالحسین نوائی تهران 1362 ش الف همو کتاب نزهة القلوب چاپ گی لسترنج لیدن 1915 چاپ افست تهران 1362 ش ب محمدجعفربن محمدعلی خورموجی حقایق الاخبار ناصری چاپ حسین خدیوجم تهران 1363 ش رشیدالدین فضل الله جامع التواریخ چاپ بهمن کریمی تهران 1338 ش حسن روملو احسن التواریخ چاپ عبدالحسین نوائی ج 11 تهران 1349 ش ج 12 تهران 1357 ش محمدیوسف ریاضی عین الوقایع : تاریخ افغانستان در سالهای 1207ـ1324 ق چاپ محمدآصف فکرت هروی تهران 1369 ش محمدتقی سپهر ناسخ التواریخ چاپ جهانگیر قائم مقامی تهران 1337 ش محمدبن هندوشاه شمس منشی دستورالکاتب فی تعیین المراتب چاپ عبدالکریم علی اوغلی علیزاده مسکو 1964ـ1976 محمدجعفربن محمدحسین طرب نایینی جامع جعفری چاپ ایرج افشار تهران 1353 ش ابوبکر طهرانی کتاب دیاربکریه چاپ نجاتی لوغال و فاروق سومر تهران 1356 ش عالم آرای شاه طهماسب چاپ ایرج افشار تهران 1370 ش غلام محمدغبار افغانستان در مسیرتاریخ قم 1359 ش ابوالحسن غفاری کاشانی گلشن مراد چاپ غلامرضا طباطبایی مجد تهران 1369 ش فرامین فارسی ماتناداران ایروان 1956 غیاث الدین فریومدی ذیل مجمع الانساب شبانکاره ای چاپ میرهاشم محدث تهران 1363 ش حسن بن حسن فسائی فارسنامة ناصری چاپ منصور رستگار فسائی تهران 1367 ش فیض محمد نژادنامة افغان مقدمه تحشیه و تعلیقه از کاظم یزدانی چاپ عزیزالله رحیمی قم 1372 ش هنری فیلد مردم شناسی ایران ترجمة عبدالله فریار تهران 1343 ش ابوالقاسم بن عیسی قائم مقام منشات قائم مقام فراهانی چاپ بدرالدین یغمایی تهران 1366 ش ابراهیم قفس اوغلی تاریخ دولت خوارزمشاهیان ترجمة داود اصفهانیان تهران 1367 ش محمودبن حسین کاشغری نامها و صفتها و ضمیرها و پسوندهای دیوان لغات الترک ترجمه و تنظیم و ترتیب الفبائی محمد دبیرسیاقی تهران 1375 ش کتابچة نفوس استرآباد در سال 1296 هجری قمری در گرگان نامه به کوشش مسیح ذبیحی چاپ ایرج افشار تهران 1363 ش محمدبن ابوالقاسم کلانتر روزنامه میرزامحمد کلانتر فارس شامل وقایع قسمتهای جنوبی ایران از سال 1142ـ 1199 هجری قمری چاپ عباس اقبال آشتیانی تهران 1362 ش مسعود کیهان جغرافیای مفصل ایران تهران 1310ـ1311 ش ابوالحسن بن محمدامین گلستانه مجمل التواریخ چاپ مدرس رضوی تهران 1356 ش گی لسترنج جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ترجمة محمود عرفان تهران 1364 ش ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی تاریخ طبرستان و رویان و مازندران چاپ محمدحسین تسبیحی تهران 1345 ش محمدخلیل بن داود مرعشی صفوی مجمع التواریخ چاپ عباس اقبال آشتیانی تهران 1362 ش محمدکاظم مروی عالم آرای نادری چاپ محمدامین ریاحی تهران 1364 ش جعفربن محمدتقی مشیرالدوله تبریزی رسالة تحقیقات سرحدیه چاپ محمد مشیری تهران 1348 ش معین الدین نطنزی منتخب التواریخ معینی چاپ ژان اوبن تهران 1336 ش جلال الدین محمد منجم یزدی تاریخ عباسی یا روزنامة ملا جلال چاپ سیف الله وحیدنیا تهران 1366 ش محمدبن احمد نسوی سیرت جلال الدین مینکبرنی چاپ مجتبی مینوی تهران 1365 ش محمدرحیم نصرت ماکوئی تاریخ انقلاب آزربايجان و خوانین ماکو قم 1373 زین العابدین عبدالمؤمن نویدی تکملة الاخبار : تاریخ صفویه از آغاز تا 978 هجری قمری چاپ عبدالحسین نوائی تهران 1369 ش محمدطاهربن حسین وحید قزوینی عباسنامه یا شرح زندگانی 22 سالة شاه عباس ثانی ( 1052ـ1073 ) چاپ ابراهیم دهگان اراک 1329 ش احمدعلی وزیری کرمانی تاریخ کرمان چاپ محمدابراهیم باستانی پاریزی تهران 1352 ش رضاوکیلی طباطبائی تبریزی تاریخ عراق ( اراک ) چاپ منوچهر ستوده در فرهنگ ایران زمین ج 14 (1345ـ1346 ش ) والتر هینتس تشکیل دولت ملی در ایران : حکومت آق قوینلو و ظهور دولت صفوی ترجمة کیکاووس جهانداری تهران 1361 ش چارلز ادوارد ییت خراسان و سیستان ترجمة قدرت الله روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری تهران 1365 ش Encyclopaedia Iranica، s.v. "Baya ¦t" (by G. Doerfer)

/ علی پورصفر قصابی نژاد/

Wednesday, October 10, 2007



علل و شاخصه هاي تغيير زبان تركهاي تهران.
تئهران توركلرينده ديل ده ييشيمينين سببلري و بليرتيلري.


آخار سو يايين مركزي. تهرا ١٣٨٥. ١٨٢ صحيفه

اثر عباس داورنيانين باهار ١٣٨٤ ده رودهن آزاد ايسلام اونيوئرسيته سي سوسيال بيليملر بٶلومونده تئهران توركلرينين ديل ده ييشيمينده كي اٶنه ملي فاكتورلارين اينجه له نمه سي مٶوضوعسوندا مودافيعه ائتدييي يوكسه ك ليسانس تئزينين قيساديلميش شكليدير. ايسته ر مٶوضوع، ايسته رسه ده الده ائديله ن سونوجلار آچيسيندان اولدوقجا اٶنه ملي بير چاليشما اولان بو اثرده تئهران توركلرينين بولوندوقلاري ايجتيماعي و ديلسه ل شرطلر، معروض قالديقلاري آسيميلاسييون سيياستي، آشاغيليق دويغوسو و بو دورومو قبول ائده ن و يا اونا قارشي چيخانلارين گره كچه لري اينجه له نميش و تئهران توركلرينه اويقولانان آنكئتلرين سونوجلاري تحليل ائديلميشدير. اثرين گئنيش تانيتيمي گله جك ساييميزدا وئرله جكدير.


وارليق- ٢٨.نجي ايل. قيش ١٣٨٥، سايي ١٤٣، ص٨١

Monday, September 24, 2007



علي دايي از رباط كريم آزربايجان- [فعلا در استان تهران] به مجلس مي آيد


تاریخ01/07/1386 ساعت:12:58

ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران: شنیده ها حاکیست علي دايي سرمربي تيم سايپا و بازيكن پرآوازه سابق تيم ملي فوتبال ايران اين روزها خود را براي حضور در ميدان يك رقابت سياسي آماده مي كند.

علي دايي كارهايي را براي داوطلبي نمايندگي مجلس هشتم از حوزه انتخابيه رباط كريم آغاز كرده است.

نماينده فعلي شهرستان رباط كريم در مجلس شوراي اسلامي محمد شاهي عربلو رييس كميسيون اقتصادي مجلس هفتم است.

شاهي عربلو از نمايندگاني است كه در حوزه انتخابيه خود "صاحب نفوذ" است و علي دايي براي حضور موفق در اين حوزه انتخابيه بايد خود را براي رقابتی سخت آماده كند كه شايد براي او سخت تر از حضورش در ميادين فوتبال باشد.

همچنین در حوزه انتخابيه رباط كريم عسگري ، مديركل روابط عمومي شركت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي نيز از ديگر داوطلبان احتمالي است.
وي در مجلس پنجم در اين حوزه انتخابيه نماينده بوده است.

قشقاوي نماينده رباط كريم در مجلس ششم نيز كه به عنوان سفير ايران در سوئيس انتخاب شده بود نیز به عنوان ديگر داوطلب احتمالي در اين حوزه انتخابيه مطرح است.
پیش از این نیز شایعاتی دریاره احتمال کاندیداتوری علی دایی از اردبیل مطرح شده بود .

یادآور میشود این شایعات در حالی مطرح می شود که علی دائی بارها اعلام کرده است هرگز وارد سیاست نخواهد شد .

Friday, September 21, 2007

به رغم صدور مجوز برگزاری برنامه در روز شعر و ادب

فرهنگ دوستان آذربایجان از تجلیل یاد و مقام استاد شهریار در شهر کرج منع شدند



میللی شورا-5شنبه 29 شهريور1386 : براساس اخباری که از شهرک شهریار واقع در حومه شهرستان کرج کسب کرده ایم مراسم تجلیل از مقام استاد شهریار در سالگرد درگذشت این شاعر شهیر جهان در روز ملی شعر و ادب، (که قرار بود در رور چهارشنبه برگزار شود) به رغم صدور مجوز برگزاری، ناگهان ساعاتی قبل از مراسم لغو گردید به این ترتیب فرهنگ دوستان آذربایجانی از تجلیل یاد و مقام استاد شهریار منع شدند.

ممنوعیت برگزاری این برنامه کاملا فرهنگی در روز برگزاری مراسم در حالی اعلام شد که فرهنگ دوستان آذربایجانی از هفته ها قبل با مراجعه به نهادهای مسئول منطقه شهریار کرج، مجوزهای لازم را جهت برگزاری مراسم در" فرهنگسرای شهریار" این شهرک کسب کرده بودند و متعاقب آن اقدام به دعوت رسمی از دهها شاعر، نویسنده، شهریار شناس و ادیب از سراسر آذربایجان نموده بودند. همچنین شنیده ها حاکی از تهدید شدن برگزار کنندگان مراسم از سوی مامورین وزارت اطلاعات است.

Tuesday, September 04, 2007

بررسی آماری سهم زبان ترکی در برنامه های صدا و سیمای کلان شهرهای کشور
مقدمه
آزاد تبریز- نقش مهم و برجسته رادیو و تلویزیون به عنوان یکی از قوی ترین و موثرترین ابزارهای موجود در بالا بردن سطح آگاهی های فردی و اجتماعی و نیز شکل دهی و جهت دهی رفتارها و افکار مردم در جامعه کنونی ایران بر کسی پوشیده نیست. یکی از مهمترین عوامل و شاید مهمترین عامل موثر در میزان تاثیر این ابزار، زبان می باشد. در حال حاضر میلیونها نفر ترک آذربایجانی در نقاط مختلف ایران زندگی کرده و بخش قابل توجهی از مخاطبین برنامه های شبکه های رادیو و تلویزیونی را تشکیل می دهند. با توجه به این مساله و نظر به اینکه بخش عمده ای از جمعیت ایران را ساکنان کلان شهرها تشکیل می دهند، در این نوشتار، سهم زبان ترکی در برنامه های صدا و سیما به صورت نمونه در کلان شهرهای کشور، به طور آماری و خلاصه بررسی می شود.

جمعیت کلان شهرها
مطابق نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385، در حدود 30 درصد از جمعیت هفتاد میلیونی ایران در سیزده شهر دارای بیش از پانصد هزار نفر جمعیت زندگی می کنند. این سیزده شهر به ترتیب عبارتند از: تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، کرج، شیراز، اهواز، قم، کرمانشاه، ارومیه، زاهدان، رشت و کرمان. از بین این شهرها نیز سهم شش شهر دارای بیش از یک میلیون نفر جمعیت، 22 درصد و سهم شهر 7,800,000 نفری تهران، به تنهایی 11 درصد می باشد. (طبق جدول پیوست، به نقل از سایت مرکز آمار ایران)
از مجموع جمعیت 20,800,000 نفری ساکن در سیزده شهر مورد اشاره، بالغ بر 12,100,000 نفر (معادل 60 درصد) در پنج شهر تهران، تبریز، کرج، قم و ارومیه که اکثریت جمعیت آنها را ترکها تشکیل می دهند، زندگی می کنند. (به دلیل عدم وجود آمار جمعیت زبانی، درصد جمعیت ساکنان ترک زبان این شهرها ارائه نگردیده است. اما بعید است در اینکه اکثریت جمعیت این پنج شهر را ترکها تشکیل می دهند، شکی وجود داشته باشد.)

برنامه های رادیویی و تلویزیونی ترکی در کلان شهرها
الف- تبریز و ارومیه
از بین شهرهای مورد اشاره، دو شهر تبریز و ارومیه، مراکز استانهای آذربایجان شرقی و غربی بهترین وضعیت را از نظر میزان پخش برنامه های رادیویی و تلویزیونی به زبان ترکی دارند. در هر یک از این شهرها یک شبکه رادیویی و یک شبکه تلویزیونی استانی فعالیت می کند. هر یک از شبکه های رادیویی فوق به طور متوسط روزانه هشت ساعت و شبکه های تلویزیونی روزانه حداکثر چهار ساعت برنامه به زبان ترکی (البته ترکی من در آوردی صدا و سیمایی!) پخش می کنند. یعنی سهم برنامه های ترکی از مجموع 180 ساعت برنامه رادیویی و 145 ساعت برنامه تلویزیونی درون مرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که در این دو شهر قابل دریافت است، در بخش رادیو 4/4 (چهار و چهار دهم) و در بخش تلویزیون 8/2 (دو و هشت دهم) درصد می باشد!

ب- تهران
اما شهرهای تهران، کرج و قم که به تنهایی 15 درصد از جمعیت ایران را تشکیل می دهند، حکایت دیگری دارند.
در تهران، بزرگترین شهر آذربایجانی نشین جهان و نیز دومین شهر ترک نشین جهان پس از استانبول، اکثریت مردم ترک ساکن در این شهر هیچ سهمی از برنامه های 10 شبکه رادیویی و 8 شبکه تلویزیونی درون مرزی ندارند! یعنی از مجموع 200 ساعت برنامه رادیویی و 160 ساعت برنامه تلویزیونی درون مرزی روزانه که در تهران قابل دریافت است، حتی یک دقیقه برنامه به زبان ترکی پخش نمی شود!
البته به منظور پایمال نشدن حقوق اقلیتهای زبانی ساکن در این شهر، یک شبکه 24 ساعته رادیویی به زبان عربی و یک شبکه برون مرزی دیگر برنامه هایی به زبانهای انگلیسی، ارمنی، ایتالیایی، فرانسه، بوسنیایی (!) و … (و نیز یک ساعت برنامه به زبان ترکی استانبولی) احتمالا برای خیل عظیم کارکنان سفارتهای کشورهای مختلف ساکن در تهران پخش می کند!
در تلویزیون هم علاوه بر پخش روزانه سه بخش خبری به زبان عربی و سه بخش خبری به زبان انگلیسی از طریق شبکه های چهار و خبر و برنامه های علمی به زبانهای انگلیسی و فرانسه از شبکه چهار، بخشی از برنامه های برون مرزی عربی، انگلیسی و فرانسوی شبکه های الکوثر و سحر به صورت روزانه از طریق فرستنده های شبکه چهار پخش می شود. ضمن آنکه در ساعتهای خالی شبکه آموزش (از ساعت 11 شب تا 9 صبح) برنامه های شبکه خبری عرب زبان صدا و سیما (العالم) تقویت و پخش می شود.

ج- کرج
در کرج هم وضعیت مشابه تهران است. با این تفاوت که آنجا غیر از شبکه های رادیویی قابل دریافت در تهران، یک شبکه رادیویی دیگر با نام رادیو کرج فعالیت می کند که رادیوی مذکور هم همانند الگوهای تهرانی خود، از پخش یک دقیقه برنامه هم برای صدها هزار ترک ساکن کرج دریغ می ورزد. البته مجریان برنامه های مختلف این رادیو هر از گاهی، سلام مخصوصی می کنند به هموطنان آذری زبانی (!) که در آن لحظه در کرج مهمان (!) هستند و شنونده برنامه های رادیو کرج!

د- قم
در شهر قم، التفات و توجه مسئولین محترم صدا و سیما به اقلیت عرب زبان ساکن در این شهر بیشتر از تهران است! چرا که در قم علاوه بر شبکه های سراسری رادیو و تلویزیون و شبکه تهران سیما، یک شبکه استانی رادیویی، یک شبکه استانی تلویزیونی (سیمای نور)، یک شبکه رادیویی 24 ساعته برون مرزی عربی و دو شبکه تلویزیونی عربی الکوثر و العالم قابل دریافت هستند. در این شهر نیز، با کمال تاسف، سهم زبان ترکی و سهم مردم ترک زبان از برنامه های رادیو و تلویزیون، فقط و فقط صفر درصد است.

متاسفانه مسئولین صدا و سیما با عدم پخش برنامه به زبان میلیونها ترک آذربایجانی ساکن در نقاط مختلف ایران، علاوه بر بی احترامی و نادیده انگاشتن حقوق اولیه و اساسی یک ملت، بخش بزرگی از جامعه را از آموزش اصول، رفتارها و وظایف مختلف شهروندی و بالا بردن سطح آگاهی های فردی و اجتماعی، که یکی از وظایف اصلی رادیو و تلویزیون می باشد، محروم ساخته اند که مسلما تبعات منفی آن دامن کل جامعه را فرا می گیرد.

تبریز، احسان
www.azadtabriz…
http://urmu.birolmali.com/?p=2697

Thursday, August 23, 2007

ماجرای غلام تورک متروی امام حسین همچنان ادامه دارد

خبرنگار آذربایجانی روزنامه توسعه در اسلامشهر تهران تهدید شد

میللی شورا- 30 مرداد86: از آذربایجان جنوبی خبر می رسد که سید مجتبی موسوی خبرنگار رزونامه کثیرالانتشار توسعه، به دلیل نگارش مطلبی انتقادی در خصوص نقاشی اهانت آمیز غلام تورک در متروی امام حسین تهران به اداره اطلاعات اسلامشهر احضار و تهدید به برکناری از کار شده است.

لازم به ذکر است که موسوی قبلا به دلیل شرکت در مراسم سالگرد نسل کشی خوجالی بازداشت و پس از گذراندن چند هفته زندان با وثیقه ای به ارزش 7 میلیون توامان آزاد شده بود. اخبار مربوط به غلام تورک را در ادامه خبر مطالعه بفرمایید.

توجه .....توجه

آخرین پیوندهای میان آذربایجان و فارسستان در حال گسیختن است

فاشیزم فارس، تورکها را جزء قاتلین سید الشهداء در کربلا می داند







در یکی از پر ازدحام ترین نقاط شهر 12 میلیونی تهران، یعنی در ایستگاه شلوغ و تازه احداث مترو امام حسین، یکی از دیوارهای مترو، به نوعی نقاشی موسوم به سبک قهوه خانه ای اختصاص داده شده است. است. در این نقاشی که در زیر مشاهده میفرمایید یک غلام رنگین پوست با نوشته ای با عنوان "غلام ترک"جزء سپاه کوفه و در واقع جزء قاتلین حضرت سید الشهداء (ع) به تصویر کشیده شده است!

این نقاشی که در ادامه سلسله اهانتهای دینی و مذهبی شوونیزم فارس به تورکها صورت می گیرد بی شک توهین بی شرمانه ای به عموم ملت آذربایجان است. این در حالی است که در متون دینی حضور یک آهنگر تورک در میان یاوران امام حسین (ع) ذکر شده است. اسلم ترک- غلام ترک- یکی از شهدای کربلا بود .وی غلام حضرت اباعبدالله ،تیر انداز و کماندار ماهر و نیز کاتب امام حسین (ع) و همچنین قاری قران و آشنا به زبان عربی بود .







آنهایی که در گذشته در تئاترهای خیابانی به هنگام اجرای نمایش جنگ احزاب، حضرت علی(ع) را فارس زبان و عمربن عبدود را تورک زبان معرفی می کنند، در فیلم مسافر ری تورکها را ویرانگر مزار مقدس سید الشهدا معرفی می نمایند، یا در سی دی های آموزشی شبکه آموزش و انیمیشنهای درس تاریخ این شبکه تورکها را همانند شیاطین به تصویر می کشند و برای تقویت فاشیزم فارس از قول حضرت پیغمبر(ص)حدیث جعلی برروی اسکناسهای پنجاه هزار ریالی می نویسند، در جدیدترین اهانت فاجعه بار خود، تاریخ دین را آشکارا تحت مطامع فاشیستی خود تحریف کرده ، تورکهای را قاتل امام سوم شیعیان معرفی می کنند. این در حالی است که حتی در مساجد تورکان اهل سنت تورکیه، در زیر گنبد همه مساجد، نام حسن و حسین(علیهما سلام) در کنار نام حضرت علی(ع) و حضرت رسول (ص)با زیبایی ویژه ای ترسیم شده است.

اقدام اخیر شوونیزم، آخرین پیوندهای میان تورکهای آذربایجان و فارسهای فارسستان را گسست. بی شک این تصاویر هزینه ای بسیار سنگین برای نظام آپارتاید در پی خواهد داشت

احتمال تشكيل استان البرز

از جمله شهرستان هايي كه مسوولان آن با تاسيس استان البرز به مركزيت كرج مخالفند ، شهريار و رباط كريم هستند كه در اين دو حوزه نیز رايزني هايي در حال شكل گيري است كه نظر موافق مسوولان اين دو شهرستان براي پيوستن به استان البرز و انفكاك از استان تهران جلب شود.
پیگیری های نمايندگان كرج در مجلس شورای اسلامی برای تسريع در ارايه لايحه دولت جهت اعلام تشكيل استان سي و يكم كشور به نام استان "البرز" به مركزيت شهرستان كرج گویا به ثمر نشسته و قرار است لايحه اي در اين خصوص به مجلس ارايه شود.

به گزارش عصرایران با توجه به وسعت شهرستان هاي تحت پوشش شهرستان كرج و جمعيت 3ميليون نفري اين شهرستان و شهرستان هاي اطراف آن در دولت موافقت ضمنی برای تشکیل استان البرز وجود دارد .

با این حال مخالفت مسوولان و نمايندگان برخي از شهرستان هاي اطراف كرج با اين طرح از جمله عواملي است كه ارايه چنين لايحه اي از سوي دولت را تا كنون با مشكل مواجه كرده است.

از جمله شهرستان هايي كه مسوولان آن با تاسيس استان البرز به مركزيت كرج مخالفند ، شهريار و رباط كريم هستند كه در اين دو حوزه نیز رايزني هايي در حال شكل گيري است كه نظر موافق مسوولان اين دو شهرستان براي پيوستن به استان البرز و انفكاك از استان تهران جلب شود.

از سوي ديگر رايزني هايي نيز با مسوولان شهرستان ساوجبلاغ كه اكنون از توابع استان قزوين است در حال انجام است كه در صورت نهايي شدن اين رايزني ها استان شدن كرج تا 20 شهريور ماه به مجلس ارايه مي شود.

Tuesday, August 07, 2007

هجر سلطانی، بانوی مقاوم تورک، مجددا به اداره اطلاعات کرج احضار شد

دوشنبه,۱۵ مرداد ۱۳۸۶
میللی شورا- 15 مرداد ماه 86: بر اساس اخبار رسیده در پی بازجویی هایی که از فعالان حرکت ملی آذربایجان به عمل آمده، اداره اطلاعات کرج هم روز پنجشنبه 13 مرداد ماه، خانم هجر (هاجر)سلطانی، فعال آذربایجانی را برای بازجویی احضار کرد.
هجر به مدت سه ساعت تحت بازجویی بوده و سپس آزاد شده است.
روز شنبه نیز خانم سلطانی برای چندمین بار احضار به بازجویی شده است که گفته می شود وی از مراجعه به اداره اطلاعات سرباز زده است.

Sunday, August 05, 2007

عاشیق حسن اسکندری‌نین عزیزلمه تؤره‌نینده

تهران، مثلی گؤرونمه‌ین مدنی ییغینجاق گؤردو!

http://azer-online.com/motafarrigha/ashigh_hasan/ashigh_hasan.htm

آذربایجان ائل عاشیغی، عاشیق حسن اسکندری‌نین 60 ایللیگی مناسبتیله تشکیل اولونان مجلسده، 2500 نفره یاخین آذربایجان مدنیتی وورغونلاری اشتراک ائتدیلر.

تهرانین جنوب حصه‌سینده یئرلشن بهمن مدنیت سارایینین 2000 نفرلیک شهید آوینی سالونوند، مرداد آیینین اون‌بیری ساعت 4 دن 9 قده‌ر، خالقیمیزین سئویملی اوغلو عاشیق‌حسنین شرفینه موسیقی و شعر آخشامی کئچیریلدی.

مراسم اجرا اولونان سالون بیر آز مدت مراسم باشلاناندان سونرا دولوب، نئچه یوز نفر ایاق اوسته و یا فرعی سالوندا قورولموش "مدار بسته" تلویزیونلاردا مراسیمی سئیر ائتدیلر. بئش ساعتلیک بو مراسیمده آذربایجان عاشیق، موغام و کلاسیک موسیقی‌لریندن نمونه‌لر اجرا اولوندو و عاشیق حسنین حیات و یارادیجیلیغی باره‌ده شعرلر و مقاله‌لر اوخوندو.

مراسمین مفصل گزارشی و اورادا اوخونان شعر و مقاله‌لر تدریجله آذربایجان سایتیندا وئریله‌جکدیر. هله‌لیک بو مراسیمین حاشیه خبرلرینی و مراسمدن بیر نئچه عکسی آذربایجان عزیز اوخوجولارینا تقدیم ائدیریک:

· مراسمی گؤرکملی آذربایجان شاعری و ساهر ادبی- مدنی درنه‌یینین اداره هیاتی عضوی حسن ایلدیریم و صابر ادبی انجمنی‌نین اداره هیئتی عضوی کریم قربانزاده جنابلاری اجرا ئتدیلر.

· قوروجو هیئتین وئردیگی برنامه اساسیندا، مراسیمی آذربایجانین تانینمیش عالمی رحیم رئیس‌نیا آچدی.

· بوتون موسیقی گروهلار اؤز اجرالارینی آذربایجانین ملی گئییمینده اجرا ائتدیلر.

· آذربایجان ایشیق گنجلری توسطیله عاشیق حسنین حیاتی باره‌ده دوزه‌لن 15 دقیقه‌لیک سندلی فیلم، اشتراکچیلارین بؤیوک رغبتینی قازاندی.

· تبریزده گلن 60 نفرلیک تبریز ملی اورکستری گروهو شهریار صدیقین رهبرلیگیله آذربایجان خالق ماهنیلارینی یئنی شیوه‌ و بؤیوک کر دسته‌سینین مشایعتیله اجرا ائتدیلر.

· مراسیمه ایرانین مختلف یئرلرینده، شخصیتلر و درنک‌لر طرفیندن پیاملار گؤرندریلمیشدیر.

· ‌مجلیسده گیلان، کرمان، تهران، خراسان و ایرانین بیر چوخ استانلاریندان مدنی درنک‌لر نماینده‌لری اشتراک ائتمیش، عاشیق حسنی تشکیل اولونان مناسبتله تبریک ائتدیلر.

· عاشیقین خارجده یاشایان دوستلاری و آذربایجان سایتی‌نین تحریریه هیاتینین مجلیسه گؤندردیگی پیام و تحفه‌سی، مجلسین سون حصه‌سینده رسمی اولاراق مراسیمین اجرا کمیته‌سی طرفیندن عاشیق حسنه وئریلدی

· ائلدار موسیقی گروهونون قادین عضولری، اذربایجانین ملی گئییمینده سئنه چیخدیقلاری اوچون اشتراکچیلارین بؤیوک رغبتینی قازانمیش، و تشویق ائدیجی اوزون ال چالمالارلا قارشیلاندیلار.

· مراسم مناسبتیله یاییلان مختلف بروشور و مطبوعات اؤزه‌ل نومره‌لری و عاشیقین خاطره کتابی اشتراکچیلارین بؤیوک سئوینجینه سبب اولموشدو.

· مراسیمین رسمی برنامه‌سینده اولان بیر ایکی نفرین مقاله‌لرینه اوخوماق اجازه‌سی وئریلمه‌میشدیر.

· آذربایجاندان گلن "رودکی موسیقی گروهو" ایرانی موسیقی ردیفلرینی مجلیسده اجرا ائتدیلر.

· اؤلکه‌نین مختلف مطبوعات و خبر آژانسلاری ایشچیلری مجلیسین گئدیشاتیندا خبر و شکیللر تهیه ائدیردیلر.

· آذربایجانین آق‌ساققال عاشیق و موسیقی خادملریندن سئن اوستونه دعوت ائتمکله و اونلارین آدلارینی چکمکله خصوصی قدردانلیق اولدو. او جمله‌دن: عاشیق رسول، عاشیق دهقان، عاشیق عین‌الله، اژدرعمی، عاشیق اشرف، علی فرشباق، حسن دمیرچی، تبریز موسیقی آموزشگاهلارینین رهبرلری و ....

· مراسیمین سون حصه‌سینده عاشیق حسنین اوغلو عاشیق نبی چیخیش ائتدیلر.

· مراسیمین زمانی 4 ساعت تعیین اولماغینا باخمایاراق، بیر ساعت اوزاندی و اشتراکچیلارین داغیلماسی گئجه ساعت 11دک چکدی.

· مجلیسین سونوندا عاشیق حسنه‌نین 40 ایل‌لیک فعالیتیندن تجلیل ائتمک اوچون اونا مختلف شخصیت‌لر، مطبوعات نماینده‌لری، عاشیقی سئونلر، انجمن و درنک‌لر طرفیندن تحفه‌لر وئریلدی.

· عاشیق حسن مراسیمده اؤز گؤزل دانیشیقیلا قوناقلاریندان تشکرلرینی بیلدیردی.

عاشیق حسنین 60ایللیکی مناسبتیله مجلیسی تبریز موسیقیچیلرینین صنفی انجمنی، ساهر ادبی- مدنی درنه‌یی، صابر ادبی انجمنی، آذری فصلنامه‌سی و آذربایجان ایشیق گنجلری طرفیندن قورولموشدور.

Saturday, August 04, 2007



سٶزوموز

ظلم مثلث

٢٠٠٧- اوراق آيي (جولاي)

در ادبيات سياسي فارسي تعبير عربي به شكل ظلم مضاعف براي توصيف وضعيت برخي از گروههاي اجتماعي مانند زنان، ملتها و ... وجود دارد. مراد از ظلم مضاعف آن است كه اين گروهها علاوه بر معروض بودن به تضييق برخي از حقوق توسط دولت كه همه شهروندان ايران به صرف ايراني بودن از آنها محرومند، داراي برخي محروميتهاي ويژه خود نيز هستند.

هنگامي كه از ملل ايراني سخن گفته مي شود، اين اصطلاح براي تاكيد بر حقوقي كه اين گروهها در مقايسه با قوم فارس توسط دولت جمهوري اسلامي از آنها محروم نگاه داشته مي شوند بكار ميرود. اين حقوق شامل رسمي و دولتي نبودن زبان اين ملل، نام برده نشدن از اين ملل و زبانشان به اسم در قانون اساسي (بر خلاف قوم فارس)، عدم اداره امور سياسي و فرهنگي خود، معروض بودن به تبعيض دولتي در تخصيص اعتبارات و عدم برخورداري از امكانات برابر رشد و توسعه اقتصادي در مناطق غيرفارس.... است. از اين جنبه ها همه ملل ايران به جز فارسها تحت ستم مضاعف ملي قرار دارند.

اما هنگام بررسي گروههاي منسوب به ملت ترك در ايران، به مواردي برخورد مي شود كه نمي توان آنرا با اصطلاح ظلم مضاعف توصيف نمود. در اين موارد گروههاي ترك از محروميت و تضييق حقوق ديگري نيز رنج ميبرند كه شايسته است آنرا به عنوان ظلم ثلاثي و يا ظلم مثلث ناميد.

ظلم مثلث در استان همداني آزربايجان

اخيرا در مطلبي از نشريه سينا چاپ استان همدان، گفته مي شود كه اهالي ترك اين استان كه اكثريت جمعيت استان را نيز تشكيل مي دهند، به تبعيضات اعمال شده توسط سازمان صدا و سيماي استاني اعتراض نموده و خواستار تاسيس شبكه تلويزيوني خاص خود، و يا الحاق خود به پوشش تلويزيوني استان مجاور زنجان كرده اند: "براي نيمه شمالي استان همدان كه بيش از يك ميليون نفر ترك در آن ساكن اند نيز يك شبكه راديو و تلويزيوني محلي مستقل از شبكه راديو و تلويزيون مركز همدان داير شود يا اينكه نيمه شمالي استان همدان (مناطق ترك نشين) زير پوشش شبكه استاني راديو و تلويزيون استان زنجان قرار گيرد. .... سهم يك ميليون ترك استان همدان از شبكه استاني راديو و تلويزيون همدان، فقط يك ساعت برنامه اخبار تركي (البته تركيفارسي!) است و ديگر هيچ! نه تنها هيچگونه برنامه و سريال و فيلم و ... به زبان تركي پخش نمي شود و از موسيقي تركي همدان و در مجموع موسيقي آزربايجاني در آن خبري نيست بلكه حتي در برنامه هاي اندكي هم كه با زبان فارسي در مورد مردم ترك نيمه شمالي استان همدان است تلاش مي شود كه فضاي آن برنامه ها غير تركي شود. .... به تقاضاها و اعتراضات مكرر مردم ترك استان همدان در طي اين چند سال توجهي نمي نمايند".

البته محروم بودن تركان استان همدان از حقوق ملي خود از جمله همين حق داشتن تلويزيون استاني تركي، بي شك مي تواند در مقوله ظلم مضاعف گنجانده شود. اما هنگامي كه وضعيت تركان شمال استان همدان كه اكثريت جمعيت اين استان را تشكيل ميدهند با كردان جنوب استان آزربايجان غربي كه اقليتي در اين استانند را مقايسه كنيم در مي يابيم كه اين محروميت نه با ظلم مضاعف بلكه با ظلم مثلث قابل توجيه است. كردان جنوب استان آزربايجاني غربي- در حاليكه اقليتي ملي در اين استان اند- داراي مركز تلويزيوني استاني ويژه خود و مستقل از مركز استان اورميه اند: "در استان آزربايجان غربي، اقليت كردي ساكن مناطق جنوبي آن استان، داراي شبكه تلويزيوني و راديوئي محلي به مركزيت مهاباد و مستقل از شبكه استاني مركز اروميه هستند". اما تركان شمال استان همدان در حاليكه اكثريت ملي در اين استان را تشكيل مي دهند نه تنها از تسلط بر مركز تلويزيون استاني محرومند (اين مركز به اقليت قومي فارس اين استان تعلق دارد)، بلكه حتي از داشتن مركز تلويزيوني استاني ويژه خود مانند آنچه كردان استان آزربايجاني از آن برخوردارند، نيز محرومند.

بيش از نيمي از آزربايجان معروض به ظلم مثلث است

اين وضعيت شرم آور در شمال غرب كشور منحصر به استان آزربايجاني همدان نيست. در استانهاي آزربايجاني قزوين، مركزي، تهران و قم و نيز بخشهاي آزربايجاني استانهاي كردستان، كرمانشاهان و گيلان نيز وضعيتي مشابه حتي اسف انگيزتر وجود دارد. بر اساس بعضي ويژگيهاي مشترك اين استانها را مي توان به سه دسته "همدان-قزوين-مركزي"، "تهران-قم" و "گيلان-كردستان-كرمانشاهان" تقسيم نمود.

در دسته همدان-قزوين-مركزي، اكثريت مطلق جمعيت اين استانها را تركان تشكيل مي دهد، اما اكثريت جمعيت مراكز استانها يعني شهرهاي همدان، قزوين و سلطان آباد (اراك) در دهه ها و يا سده اخير فارس زبان شده است. بنابر اين در اين استانها اكثريت ترك استان، تحت حاكميت اقليت عمدتا فارس ساكن در مركز استان قرار دارد. اين نمونه كلاسيك ظلم مثلث است.

در دسته تهران-قم علاوه بر بخشهاي ترك نشين غربي اين استانها، اكثريت جمعيت مركز استان يعني شهرهاي تهران و قم نيز ترك است. اما به سبب آنكه تهران پايتخت سياسي كشور و قم پايتخت مذهبي آن بشمار ميرود اين مراكز از پايگاههاي قوميتگرائي فارسي در كشور شمرده مي شوند و سياست غليظ فارسگرائي و ناديده گرفتن خشن حقوق ملي تركان ساكن در اين دو شهر و بخشهاي ترك نشين غرب اين استانها از طرف دولت تعقيب مي شود. در نتيجه اكثريت ترك اين دو شهر نيز، مانند بقيه اهالي ترك استان از كليه حقوق ملي خود محروم نگاهداشته شده اند و البته در مراكز صدا و سيماي اين استانها هم كوچكترين حضوري ندارند.

در دسته سوم يعني گيلان-كردستان-كرمانشاهان، تركان اقليتي كوچك در استانند. در استان گيلان بخشهاي آزربايجاني و ترك نشين در شهرستانهاي آستارا، هشتپر، انزلي... در شمال استان و رودبار در جنوب استان؛ در استان كردستان عمدتا در شهرستانهاي بيجار و قروه و در استان كرمانشاهان در شهرستان سنقر قرار دارد. اين تركان كه در مراكز استاني نيز حضور قابل ملاحظه اي ندارند، و بويژه در استان كردستان توسط مقامات استاني از همه حقوق ملي خود محروم از جمله حضور در صدا و سيماي استاني محروم نگاه داشته شده اند (مقايسه كنيد حقوق كردان در جنوب استان آزربايجان غربي مثلا داشتن مركز صدا و سيماي مستقل را با حقوق تركان در استان كردستان كه از داشتن چنين حقي محرومند). اينها نيز نمونه بارز ظلم مثلثند.

ظلم مثلث در استان خراسان شمالي از افشار يورد

افشار يورد منطقه ترك نشين شمال شرق كشور است و از مناطق ترك نشين استان خراسان شمالي، كه اكثريت مطلق جمعيت آن ترك است و استان خراسان رضوي تشكيل ميشود. مركز استان خراسان شمالي شهر ترك نشين بجنورد است. در اين شهر ترك نشين و مركز استان، راديو داراي برنامه هائي به زبانهاي كردي و تركمني است اما عليرغم خواست و اعتراض مكرر مردم داراي هيچ گونه برنامه اي به زبان تركي، زبان اصلي و عمده بجنورد و خراسان شمالي نيست. علي اكبر سراجي محقق و شاعر ترك و سراينده منظومه ياد اولسون در اين باره مي گويد: "راديو بجنورد به زبانهاي كرمانجي و تركمني برنامه دارد ولي به زبان تركي كه زبان اصلي بجنورد است٬ برنامه اي ندارد. در اين مورد بارها به راديو بجنورد اعتراض شده است". در باره وجود برنامه هاي تلويزيوني به زبان تركي بنده شخصا معلوماتي ندارم اما گمان نمي كنم كه وضع تلويزيون بهتر از راديو بوده باشد.

ظلم مثلث در استانهاي فارس، اصفهان و .... از قاشقاي يورد

قاشقاي يورد منطقه ترك نشين متراكم در جنوب ايران است. اين منطقه بخشهاي وسيعي از استانهاي فارس، اصفهان و برخي از استانهاي مجاور را در بر مي گيرد. قاشقاي يورد شامل همه مناطق ترك نشين جنوب ايران است و منحصر به مناطق صرفا قاشقاي نشين نيست، بلكه اصطلاح قاشقاي يورد، علاوه بر اتحاديه ايلات ترك قاشقاي، همه تركان فريدن، ابيورد، تركان داخل در اتحاديه ايلي خمسه (بئش اويماق)، گروههاي افشار، شاهسئوه ن، قاراگٶزلو و همه ديگر تركان ايلي و غير ايلي كوچك و بزرگ ساكن در جنوب ايران را نيز در بر مي گيرد. (در واقع قاشقايي نامي اختياري براي اتحاديه ايلي تركان بوده كه در طول زمان گروههاي ايلي ترك مختلفي به آن ملحق و يا از آن جدا شده اند. امروز نيز مصلحت است كه – به دليل كثرت قشقائيان، تاريخ سياسي برجسته شان، وجود تقسيماتي اداري بنام ولايت قشقائي در سابق و نيز شعور ملي تركي بالاي ايلات تركي داخل در اين اتحاديه، تمام تركان جنوب ايران، بويژه گروههاي ايلي مانند تركان اتحاديه ايلي خمسه بهارلو، ايناللو، نفر و... ، افشار، بوچاقچي، شاهسئوه ن، قاراگٶزلو .... داوطلبانه به اتحاديه تركي قاشقاي ملحق شوند و در سايه اين اتحاديه به روند ادغام انساني، فرهنگي، ايلي، زباني و سياسي و سرزميني بين تركان جداسر در جنوب ايران شتاب بخشند).

امروز هم در استان فارس و هم در استان اصفهان جمعيت بسيار قابل ملاحظه اي از اهالي را -حتي طبق برخي از منابع اكثريت جمعيت را - تركان ايلي و غيرايلي تشكيل مي دهند. اما اين تركان بر خلاف وضعيت استانهاي ديگر كه گروههاي ملي در آنها داراي اكثريت اند مانند استان كردستان و ..... از هيچگونه حضور قابل ملاحظه اي در سيما و صداي استان برخوردار نيستند. از اينرو تركان اين استانها نيز استحقاق آنرا دارند كه در گروه معروض به ظلم مثلث جاي داده شوند.

روش تقليل ظلم مثلث به ظلم مضاعف

به نظر ميرسد علاوه بر اهتمام براي نيل به اهداف عمومي كه دير يا زود محقق خواهند شد مانند رسمي و دولتي شدن زبان تركي، ايجاد راديو و تلويزيونهاي تركي سراسري و تصحيح مرزهاي استاني فعلي بر اساس بافت ملي ساكنين و ... تركان هر استان و شهرستان مي بايست بر اساس شرايط ويژه خود اهداف مشخصي را تبيين و براي تحقق آنها به طور پيگير و متشكل اقدام نمايند. مي بايد فرهنگيان و روشنفكران و مردم خواستار تاسيس و يا افزايش برنامه هاي راديو تلويزيوني اعم از فيلم، خبر، موسيقي،... به زبان تركي شوند، اين خواستها را پي در پي در نشريات و سايتهاي اينترنتي منعكس نمايند و به گوش مسئولين محلي و مخصوصا نمايندگان مجلس برسانند، براي تحقق هر چه سريعتر اين خواستهاي دمكراتيك، آنها را به ميان مردم برده، افكار عمومي توده ترك در حمايت از آنها را شكل دهند، در صورت مساعد بودن شرايط همانگونه كه در نمونه استان همدان ديده مي شود، خواستار تاسيس مراكز راديو تلويزيوني مختص خود در استان شوند و يا قرار گرفتن تحت پوشش استان مجاور ترك نشين با برنامه هاي تركي بخواهند. و يا مانند نمونه بيجار و آستارا اساسا خواهان انتزاع از استانهاي مطبوع و الحاق به استانهاي آزربايجاني مجاور مانند اردبيل و زنجان شوند.

گئرچه يه هو!!!

Wednesday, August 01, 2007

ساوجبلاغ آزربايجان از توابع استان تهران مکه شد طواف کنید تا حاجی شوید

تاریخ07/04/1386 ساعت:15:50

ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران: به گزارش رجانيوز، به تازگي عده اي از افراد سودجو در اقدامي منافي شعائر اسلامي، در كوهپايه هاي بخش چندار ساوجبلاغ از توابع استان تهران، ماكتي از كعبه ساخته و با پوشيدن لباس احرام و جاري ساختن ذكر لبيك، به دور اين ماكت چرخيده اند.

اين عده كه اغلب شامل افراد جوان و حدود 200 نفر بوده اند، ادعا كردند انجام اين عمل معادل انجام حج در مكه مكرمه است. همچنين برخي از سركردگان اين جمع ادعا مي كنند با بجاي آوردن اين حج نيازي به اداي حج نيست و افرادي كه دور اين ماكت مي گردند، خودبخود «حاجي» به حساب مي آيند!

اين گزارش حاكيست، سركردگان اين جمع، ابتدا جوانان را به بهانه آموزش قرآن، معارف و احكام گردآورده و سپس با تزريق عقايد خرافي، اقدام به اخاذي با عناويني نظير «ضمانت استجابت دعا»، «به دست آوردن كار» و «بخشش گناهان» كرده اند.

از سوي ديگر، با وجود ابراز بي اطلاعي برخي مقامات شهرستان از فعاليت اين گروه انحرافي، يك مقام مسئول از شناسايي و دستگيري 3 تن از عوامل اصلي خبر داد

Monday, July 09, 2007

ساوجبلاغ از توابع استان تهران مکه شد طواف کنید تا حاجی شوید


تاریخ07/04/1386 ساعت:15:50

ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران: به گزارش رجانيوز، به تازگي عده اي از افراد سودجو در اقدامي منافي شعائر اسلامي، در كوهپايه هاي بخش چندار ساوجبلاغ از توابع استان تهران، ماكتي از كعبه ساخته و با پوشيدن لباس احرام و جاري ساختن ذكر لبيك، به دور اين ماكت چرخيده اند.



اين عده كه اغلب شامل افراد جوان و حدود 200 نفر بوده اند، ادعا كردند انجام اين عمل معادل انجام حج در مكه مكرمه است. همچنين برخي از سركردگان اين جمع ادعا مي كنند با بجاي آوردن اين حج نيازي به اداي حج نيست و افرادي كه دور اين ماكت مي گردند، خودبخود «حاجي» به حساب مي آيند!



اين گزارش حاكيست، سركردگان اين جمع، ابتدا جوانان را به بهانه آموزش قرآن، معارف و احكام گردآورده و سپس با تزريق عقايد خرافي، اقدام به اخاذي با عناويني نظير «ضمانت استجابت دعا»، «به دست آوردن كار» و «بخشش گناهان» كرده اند.



از سوي ديگر، با وجود ابراز بي اطلاعي برخي مقامات شهرستان از فعاليت اين گروه انحرافي، يك مقام مسئول از شناسايي و دستگيري 3 تن از عوامل اصلي خبر داد.



مثلث قزوین- تهران- قم باید شکل بگیرد

زنجان به کابوس پان فارسیسم تبدیل شده است, امروز زنجان فردا قزوین - ائلخان تورک اوغلو

بای بک | دوزگؤن, ۱۸-ي قوراپيشيرن , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۸:۴۸ | مقاله, فارسجا

. اگر کمی کار فرهنگی در قزوین شود بیداری ملی در آنجا هم رخ خواهد داد و ترس پان فارسیستها هم از این است که ترکهای قزوین هم درخواست آموزش زبان ترکی در مدارس را بکنند و حالا هم بر زنجان فشار می آورند تا هویت طلبی را در زنجان سد کنند و نگذارند به طرف تهران گسترش یابد.

برای قزوین چه باید کرد؟

مثلث قزوین-تهران-قم باید شکل بگیرد

حالا که حکومت فشار را بر هویت طلبان زنجان بیشتر کرده است باید یک حرکت هویت طلبی بومی در قزوین شکل بگیرد تا حکومت یک قدم هم عقب نشینی کند. مثلث قزوین-تهران-قم باید شکل بگیرد تا حکومت در این مثلث گیر بیفتد و نتواند از این مثلث خارج شود.
دانشگاه آزاد و دولتی قزوین بهترین جا برای فعالیت اولیه است که باید


--------------------------------------------------------------------------------

فاشسیسم خیالش از زنجان راحت شده بود چون فکر می کرد ملی گرائی ترک را تا تبریز عقب رانده است و در شهر تبریز هم ملی گرائی ترک را محاصره خواهد کرد و از پای در خواهد آورد ولی اینها سیستم مبارزه تورکها را تا ابد نخواهند توانست درک کنند که تورکهای چگونه در طول هزاران سال از چین تا بالکان را توانسته اند تحت سیطره خود در آورند و قوم وحشی پارس را بعد از شکست از اعراب با تمدن آشنا کنند. رمز و راز مبارزه و جنگ تورکها برای بسیاری از محققین و مورخین هنوز هم که هنوز است ناشاخته مانده است.

حکومت جزء استفاده از زور و زندان چاره دیگری ندارد هویت طلبان و عاشقان زبان مادری را به بند می کشد تا چند روزی هیبت و قدرت خود را نشان دهد آنهم به کسانی که همه کارها و مطالباتشان بر اساس قوانین بین المللی و قوانین خود حکومت است. مگر خواست سعید متین پور چیست؟ یا همفکران ایشان چه جرمی مرتکب شده اند که به صورت زننده از خیابان ربوده می شوند بعد از روزها پی گیری خانواده هایشان حاکمیت از محل نگهداری آنها به خانوادهایشان چیزی نمی گویند.

علت سختگیری بیشتر حکومت فارسگرای تهران بر هویت طلبان زنگان چیست؟ حاکمیت دنبال چیست؟ حاکمیت بعد از آن همه تبلیغات پان فارسیستی و فارسگرائی و وارد کردن ضربات متعدد بر پیکره زنجانیان هرگز فکر نمی کرد که مردم زنجان اینگونه مدافع حقوق زبانی و فرهنگی خود شوند و به ملی گرائی ترک روی بیاورند و بر هویت اصلی خویش پای فشارند.

حاکمیت فکر می کرد خط آسیمیلاسیون از زنجان گذشته است و دیگر هیچ کس در این شهر مدافع هویت ترکی نخواهد شد ولی با دیدن جوانان عاشق زبان مادری خشم دولتیان دو چندان شده است حالا می بینند که تمامی رشته هایشان پنبه شده است و تمامی سرمایه گذاری آنها برای بی هویت کردن مردم زنجان پودر شده و به هوا رفته است و مردم زنجان بیدار شده اند و همپای دیگر ترکها مدافع هویت واقعی خویش شده اند و به این خاطر بیشتر خشمگین شده است و چون دیو زخمی بر فعالان ملی می تازد و با نشان دادن خشم و هیبت خود می خواهد از فعالان ملی زنگان انتقام بگیرد و دیگر شهرهای نزدیک به مرکز را هم بترساند و بگوید که دیدید بر سر هویت طلبان زنگان چه آمد شما هم حساب خود را بکنید و به فکر هویت واقعی خود و زبان ترکی نروید.

حالا حاکمیت و پان فارسیسم ترسش از قزوین است که به صف هویت طلبی بپیوندد چرا که مردم قزوین هم ترک هستند و حالا هم در بسیاری از روستاها مردم به زبان ترکی صحبت می کنند و حتی در عروسی های خود عاشیق ها قوپوز می نوازند و در شهرکهای صنعتی هم اغلب کارگران هم از ترکهای بومی و مهاجر هستند که اگر کمی کار فرهنگی در قزوین شود بیداری ملی در آنجا هم رخ خواهد داد و ترس پان فارسیستها هم از این است که ترکهای قزوین هم درخواست آموزش زبان ترکی در مدارس را بکنند و حالا هم بر زنجان فشار می آورند تا هویت طلبی را در زنجان سد کنند و نگذارند به طرف تهران گسترش یابد.

برای قزوین چه باید کرد؟

مثلث قزوین-تهران-قم باید شکل بگیرد

حالا که حکومت فشار را بر هویت طلبان زنجان بیشتر کرده است باید یک حرکت هویت طلبی بومی در قزوین شکل بگیرد تا حکومت یک قدم هم عقب نشینی کند. مثلث قزوین-تهران-قم باید شکل بگیرد تا حکومت در این مثلث گیر بیفتد و نتواند از این مثلث خارج شود.

دانشگاه آزاد و دولتی قزوین بهترین جا برای فعالیت اولیه است که باید حرکت هویت طلبی از این جاها شروع شود بعد در بین مردم ترویج شود. ترکهای زیادی در روستا و شهرکهای صنعتی قزوین هستند که حس هویت طلبی دارند و باید این حس بیدار شود و تعلیم ببیند وقتی که تلویزیون گون.آز.نی.وی در ترک ست بود افراد زیادی ازقزوین با این تلویزیون تماس می گرفتند معلوم بود هویت ترکی هنوز هم که هنوز است در بین مردم قزوین وجود دارد و باید کار فرهنگی شود. دانشجویان بومی ترک در قزوین باید در این مساله نقش محوری ایفا کنند و حرکت هویت طلبی را به میان مردم ببرند تمامی فعالین ملی باید به کمک قزوین بروند و مراسم های فرهنگی برای قزوین تدارک ببینند باید با مردم قزوین همدلی بیشتری صورت بگیرد اشخاص معروف قزوین که حس ملی ترکی داشته اند باید شناسائی شوند و به مردم شناسانده شوند از شاعران ترکی گوی قزوین باید شروع شود بعد ادامه داده شود با اینکار می توانیم نگذاریم حکومت در زنجان با هویت طلبان درگیر شود.

باید جبهه های جدیدی برای هویت طلبی گشوده شود و نقاط متعدد برای هویت طلبی مشخص شود حالا قزوین بهترین محل برای مشغول کردن حاکمیت است اگر فعالان ملی بتوانند این مساله را با دقت پیش ببرند همانگونه که امروزه زنگان پان فارسیستها را به وحشت انداخته، فردا هم قزوین به کابوس پان فارسیستها تبدیل خواهد.

Friday, May 04, 2007

نشريه دانشجويي يئني باخيش توقيف شد

با حكم كتبي معاونت امور فرهنگي دانشگاه تهران نشريه يئني باخيش توقيف گرديد. اين نشريه در آخرين شماره خود مطالبي در باب اسكناس 5000 توماني و همچنين درباره سال اتحاد ملي بچاپ رسانده بود.

نشريه طئهران اولين شماره خود را منتشر كرد

اين نشريه دانشجويي بوده و در دانشگاه تهران منتشر ميشود. نشريه طئهران در باره وضيعت و تاريخ توركهاي تهران بحث و بررسي ميكند. همچنين مطالبي نيز براي زنان ، كودكان و ادبيات آذربايجان در اين نشريه بچشم ميخورد. اين نشريه فعاليت فرهنگي دارد.

Thursday, March 01, 2007



سيرا تئهران`ين آلينماسيندادير
-------------------------------------------------------------------------------
ت.د.پ.
Photobucket - Video and Image Hosting
-------------------------------------------------------------------------------
گونئي آزربايجان`دا سون بير ايلده گئرچه كله شه ن خالق قالخيشي و گئنيش قاتيليملي سيياسي مدني ائيله ملردن (آكسييالاردان) سونرا، آرتيق نه گونئي آزربايجان، نه تورک ميللي دئموکراتيک حرکتي نه ده ايران اسکيسي کيمي دئييلدير و اولانماز. بونا پارالئل اولاراق موباريزه و فعالييت مئتودلاري و شکلي ده گئچميشده کي کيمي اولابيلمه ز. سون اولايلاردا اورتايا چيخان يئني بير اولقو، سيياسي ائيله م و پيروتئستلرين كوتله ويله شه ره ك، آزربايجان`ين چئوره، شرق و گونئي شهه رلرينه ياييلما مئيلييدير. (سولدوز، زنگان، قوم، همدان و ايسلامشهر). بو اولاي تاريخي، ميللي و سيياسي آچيلاردان سون درجه اٶنه مليدير.

تئهران، ايران`ين باشكندي، بير آزربايجان و ياري تورك-ياري فارس شهه ردير. بوراسي ان آزيندان ايكي و يا اوچ تورك دٶولتين باشكندي اولوبدور. تئهران پاليغي (كلان شهري) و تئهران اوستانينين توركلرله مسكون اولان اٶته كي بٶلگه لري، گونئي آزربايجان تورپاقلارينا داخيلدير. تئهران`ين اهاليسينين ياريسيندان چوخونون تورک اولماسي و باتييا ساري تورک بٶلگه لري و آزربايجان`ا بيتيشيک اولماسي، بيزيم اليميزده کي چوخ اولوملو بير اولاناق و اوستونلوكدور. بيز بو اولاناغي اوزوله ره ك ايندييه جه ن يئته رينجه ده يه رله نديره نمه ميشيک و بوراداکي تورک خالقيني قازانابيلمه ميشيک. تئهران تورکلريني اويانديرماق، بو شهه رده تورک-فارس آيريشماسي ياراتماق، بيزيم ايستيراتئژيک هدفيميز اولماليدير.

بيزيم، بوتون ايراندا اولدوغو تکين، تئهراندا دا كيچيك و بٶيوك چاپلي تورک آياقلانمالاري، و تورک - فارس آيريشماسي (دوشمنچيلييي دئييل) ياراتماق اساس آماجيميز اولماليدير. بوندان سونرا حرکتين، خييابان گٶسته ريلري، قيياملار، ائعتيصابلار و.س. تئهران`ا داشينمالي، سيياسي ائيله ملرين اساس مرکزي تئهران اولمالي و سيويل ايطاعتسيزليك مئتودلاري تئهران`ا موتمرکيز اولماليدير. كوتله وي پيروتئست حرکتلرينين تئهران`ا ياييلماسي و بورادا سيخجا ياپيلماسي، هم دٶولتي اٶز قالاسيندا وورار، هم اونو هزينه وئرمه يه مجبور ائده ر (باشکندين امنيييتينين پوزولماسي). تبليغاتي يٶندن ده چوخ يارارلي اولار، ان آزيندان تورک ميللي دئموکراتيک حرکتينين دٶولتي اٶز قالاسيندا ووراجاق گوجه صاحيب اولدوغو ايماژيني يارادار. بو ايچه ريده خالقيميز اوزره رينده، فارس خالقي و سيياسي تشكيلاتلاري، دٶولت و خاريجي مئدييا و دٶولتلر اوزره رينده درين موثبت پپسيكولوژيك ائتگيلر يارادار.

تورکييه ده پ.ک.ک. عئيني سيياستي ايستانبول`دا و باشقا بٶيوك شهه رلرده ايجرا ائتديکدن سونرا، تبليغاتي جهتدن چوخ باشاري الده ائتدي. ايستانبول`دا شهه ر حاشييه لرينده ايشسيز گنجلرين گئنيش قاتيليمي ايله ياپيلان خالق ائيله ملري و .... هم بٶيوک سس گتيردي و دونيادا مونعکيس اولدو، همي ده تورکييه دٶولتينين سيياسي-امنييتي جهتلردن راحاتيني جيددي شکيلده پوزوپ، ايقتيصادي اولاراق توركييه توريسمينه بٶيوک ضربه لر ووردو.

سيياسي تاكتيك قازانيملار آچيسيندان باشكندي ميللي چکيشمه نين ايچينه سوخابيله رسه ک، كسينليكله بٶيوک قازانجلار الده ائده ريک:

١- تئهران، رئژيمين الده ائتدييي يوكسه ك سئوييه لي ياشام و رئفاهي يابانجي مئدييا و دٶولتلره پيروپاقاندا اوچون گٶسته ردييي بير ويتريندير. بورادا مدني اٶزگورلوكلر داها چوخ و دٶولتين آزربايجان`ين باشقا بٶلگه لرينده خالقي معروض قويدوغو باسقيجي و سيخيشديريجي سيياستلريني اويقولاما شانسي و گوجو داها آزدير. دولاييسي ايله كيچيك شهه رلريميزده ياپيلانمايان بير چوخ ائيله م و گٶسته ري، چوخ راحاتليقلا تئهران`دا ياپيلابيله ر و بئله جه ائيله م و گٶسته ريلرين هزينه سي ده- ائيله مچيلر و گٶسته ريچيلر باخيمدان- آزالديميش اولار.

٢- تئهران بير مئتروپولدور. بورادا هر چئشيد پروتئست ائيله مينين ياراديلما، ياييلما، سوردورولمه و يا تئكرارلانما شانسي، اٶزه لليكله ايشسيز کاسيب اهالي و يوسوللوق ايچينده چابالايان حاشييه محلله لرده ياشايان و هر آن پاتلاماغا حاضير گنجلر آراسيندا، چوخ يوكسه كدير.

٣- تبليغاتي و پيروپاقاندا باخيميندان تئهران`دا ياپيلان هر ائيله م و گٶسته ري و يا توپلانتينين خبري، تئزليکله گٶروتلو- گٶرونتولو اولاراق خاريجي سفارت، خبر آژانسلاري و خبرنيگارلارا چاتديريلابيله ر. بو دا خبرين اٶلكه ايچي و ديشيندا سورعتله و گئنيش شکيلده ياييلماسينا ايمكان يارادار.

٤- بوندان سونرا دٶولت بيزه هزينه تحميل ائتمك يئرينه، اٶزو همي ده اٶز قالاسي و باشكندينده هزينه وئرمه يه مجبور ائديلمه ليدير. بو هزينه ايسه، تئهران`ين امنيييتينين پوزولماسي، باشكندده تورک - فارس آيريشماسي و چاتيشما ريسكينين ياراديلماسي ايله اولار.

تئهران مئتروپولو و اوستانيندا ميللي حرکتين يئر ائتمه سي و دابان قازانماسي، گله جک ميللي چيخارلاريميز اوچون اٶنه مليدير:

١- تئهران`دا ياپيلان هر هانسي مدني بير چاليشما، ائيله م، گٶسته ري، توپلانتي و ... بورانين تورکلريني اويانديرما و آياغا قووزاما پوتانسييالي واردير. بيليندييي كيمي تئهران تورکلرينين پيسيکولوژيسي، آزربايجان`ين اٶته كي بٶلگه لريندن آزجا فرقليدير. بيز تئهران تورکلريني حرکته گئچيره بيلمک اوچون بير يوللار تاپماليييق. بورادا ياپيلان مدني ائيله ملر بو يوللاردان بيري اولابيله ر.

٢- تورک و آزربايجان ميللي دئموکراتيک حرکتي تئهران`ي اله گئچيرمه ديکجه ايران`دا هئچ بير قاليجي حاققي الده ائده بيلمه ز. بيز بونو ياخين گئچميشده مشروطييت- ستتارخان، خيياباني، ميللي حٶكومت- پيشه وري، شريعتمداري و.س. تجروبه و حرکتلرينده آچيقجا گٶرموشوك. تئهران بوتونويله و يا قيسمن آزربايجان`ين كونترولونا گئچمه زسه، تورك خالقي و گونئي آزربايجان`ين الده ائتدييي هئچ بير باشاري قاليجي اوللانماز و هر آن يوخ ائديلمه يه محكومدور. گونئي آزربايجان`ين اٶز حاقلارينا قاووشماسي تكجه و تكجه تئهران`ين گونئي آزربايجان`ين تركيبينه داخيل ائديلمه سي و بئله جه آزربايجان دٶولتينين بو شهه ر اوزرينده حاكيمييت ساغلاماسي ايله مومكوندور و قارانتي ائديله بيله ر.

٢- يئني مرحله ده، اٶزه لليکله فئدئراليسم آلتئرناتيوي ايرانليلار آراسيندا گوج و يانداش قازانديقجا و آزربايجان - فارسيستان سرحدلرينين جيزيلماسي سيراسيندا، تئهران اوستانيندا يئرله شميش تورك و آزربايجان تورپاقلاريني فئدئرال آزربايجان تورپاقلارينا داخيل ائده بيلمه ك اوچون، بيز تئهران شهه رينين بير آزربايجانلي شهه ر اولدوغو تئزيني، اينديدن و اوتانمادان اورتايا آتيب و تبليغ ائتمه ليييک. مدني پيروتئست حرکتلرينين تئهران`دا گئرچه كله شديريلمه سي، بو شهه رين بير تورک و آزربايجانلي شهه ر اولدوغو تئزيني تثبيت ائتمه يه كٶمك ائده ر.

Labels: , , ,

Monday, February 26, 2007



ماجراي همايش روز جهاني زبان مادري در اسلامشهر آزربايجان

دوستداران زبانها و فرهنگهاي ايراني با ارائه درخواستي از فرمانداري اسلامشهر خواستار برگزاري همايشي بمناسبت روز جهاني زبان مادري با عنوان (( زبان مادري – آموزش و عدالت محوري)) در اسلامشهر شده بودند، بگونه اي که براي اولين بار همه صاحبان زبان بتوانند در يک همايش چند ساعته به زبان خود صحبت نمايند.

اين همايش در عين حال که بسيار پيچيده به نظر مي رسيد، اما لزوم به کارگيري زبان هاي بومي و ملي ايرانيان را در سطح وسيع و جغرافيايي خاص هر حوزه را يادآور مي شد.

هر چند به بهانه هاي واهي از طرف فرمانداري اسلامشهر نظير افزايش قوميت گرايي ، دامن زدن به اختلافات!؟ قومي موجود در ايران، تجزيه طلبي و احتمال اغتشاش، سعي در عدم ارائه مجوز تا دو روز بعد از درخواست گرديد. اما تلاش دوستداران زبانهاي ملي ايران همچنان از نقاط مختلف، فشار و نفوذهاي اداري و سيستمي خود استفاده مي کردند.

پيرو درخواست اين انجمن خودجوش از تمامي صاحبان زبان ساکن در اسلامشهر مبني بر اخذ مجوز از فرمانداري و تمرکز و همکاري همه آنها با اين انجمن فقط ترکها، لرها و گيلک ها خواستار اخذ مجوز گرديده بودند.

بهانه جويي هاي مسئولين فرمانداري ادامه داشت:

1- " اگر فقط يک قوم (ملت) درخواست مجوز مي کرد احتمال پذيرش و صدور مجوز براي آن بسيار بالا بود اما چون چندين قوم و صاحب زبان درخواست کرده اند از نظر امنيتي برايمان مسئله ساز و دردسر ساز است و بنابراين با درخواست شما موافقت نمي شود." (ايراد بني اسرائيلي)

2- " اگر آقايان .... و .... را از ليست سخنرانان حذف کنيد (به دليل داشتن پرونده به اصطلاح پان .... در اداره اطلاعات) اين مجوز تعلق مي گيرد." (فرافکني)

3- جو کشور در حال حاضر نياز به آرامش دارد و اين جلسه و جلسات جز اختلاف افکني و توطئه نيست توصيه مي کنم که براي خودتان به خاطر مسئوليت شديد اين حرکت دشمن تراشي و پرونده سازي نکنيد." ( تهديد مودبانه)

4- " شما ايراني هستيد!؟ " علامت تعجب

و

با پذيرش برخي از دستورات و ابلاغهاي ايشان، از جمله کنار گذاشتن برخي سخنرانان ستاره دار، تک قومي کردن و اختصاص مراسم به ترکها و تعهد شفاهي مبني بر اينکه هيچ فعاليت سياسي اپوزوسيوني صورت نگيرد بعد از ظهر روز 1 اسفند ساعت 7 عصر طي يک تماس تلفني و به صورت شفاهي موافقت مشروط خود را با برگزاري همايش اعلام نموده و فرمودند ساعت 9 صبح جهت اخذ مجوز کتبي مراجعه نمائيد.

تلاشها شروع شد. پلاکاردها تا ساعت 1 شب آماده شد. 2000 تراکت تا ساعت 2 شب در سطح شهر پخش شد. دعوتنامه هاي مسئولين ، شعرا ، اعضاي شوراي فعلي و شوراي آينده اسلامشهر، نويسندگان، اساتيد دانشگاه، مسئولين و زعماي شهر و مداحين تا ساعت 8 صبح توزيع و تراکتها و پوسترها در چند نقطه مهم شهرستان به ديوارها چسپانده شد.

سرعت عمل و سطح گستره تبليغات به حدي بود که تعجب مخالفين را برانگيخت بطوريکه تا ساعت 10 از ارائه مجوز طفره مي رفتند و ساعت 10 منکر وجود چنين مجوزي شدند. به ناگاه ورق برگشت.

بوي توطئه اي شوم به مشام مي رسيد. توطئه اي که نزديک بود با خوش بيني و ساده انگاري زحمتکشان انجمن تبديل به فاجعه غيرقابل جبران در اسلامشهر گردد. دام کثيف شوئينيست پهن گرديده بود.

مسئولين انجمن پس از نيم ساعت مشورت تصميم به لغو جلسه گرفتند. به سرعت با تلفن مدعوين تماس حاصل شد و با توضيح چگونگي مطلب از ايشان عذرخواهي شد. پلاکاردها از روي ديوارها جمع آوري شد. چند کاغذ نوشته در سردرهاي ورودي دانشگاه آزاد اسلامشهر ، محل برگزاري همايش مبني بر " لغو همايش زبان مادري " نصب شد.

برخلاف جو سنگين حاکم بر اسلامشهر آرامشي همراه با خوشحالي بر مسئولين انجمن و مدعوين حاکم شد. ابتکار عمل دوباره بدست مسئولين انجمن درآمد. يک بعد از ظهر کامل را اداره اطلاعات، سپاه و فرمانداري اسلامشهر در جلسات پشت درهاي بسته و تصميم گيري و تصميم سازي گذراندند. لباس شخصي ها در اطراف دانشگاه آزاد مشغول برآورد اوضاع و خبررساني به مرکز بودند.

اما اعضاي انجمن فقط بدنبال يک تفکر بودند. شکستن جو اختناق سنگين بر اسلامشهر بودند. ايجاد يک فضاي دوستانه با حمايت دولتمردان نترس و روشنفکر همراه با دلسوزان فرهنگ و زبانهاي ايراني در اسلامشهر بودند.

روز جهاني مادري در اسلامشهر همانند ساير شهرها و علي الخصوص آذربايجان در اسلامشهر نيز بخوبي برگزار شد.

اما احمقها نمي ميرند.

اين انجمن برنامه هاي ويژه و طرحهاي نو و تازه اي در جهت ايجاد مودت و احترام متقابل با تاکيد بر ضرورت حفظ و گسترش فرهنگ و زبانهاي بومي و ملي ايرانيان در جهت وحدت هر چه بيشتر ايرانيان دارد که به مرور زمان در معرض نظرسنجي و در جهت اخذ مجوزهاي لازم جهت اجرا خواهد گذاشت. بالاخره بايد چند طرح از ميان اين طرحها جهت استحکام تعهدات دولت با ملت پذيرفته شود، در غير اينصورت ما مسئوليت هر گونه اقدامات بدون تفکر و درايت مسئولين را متوجه ايشان مي دانيم.

Labels: , ,

Wednesday, February 21, 2007



بیانیه دانشجویان ترك دانشگاه تهران به مناسبت روز جهاني زبان مادري- شهر تهران آزربايجان

۲۱ فوریه، روز جهانی زبان مادری، روزی بسیار مبارک و امیدوار کننده برای تمامی انسانهایی است که به دلایل مختلف، زبان مادری­ شان آنچنان که بایسته و شایسته است مورد حمایت، تکریم و محافظت قرار نمی­گیرد. اگرچه از گرامیداشت چنین روزی در تاریخ ایران چند سالی بیش نمی­گذرد، با اینحال وجود حدود ۵۰ میلیون انسان محروم از کمترین و ابتدایی­ترین حقوق فرهنگی بشری یعنی خواندن، نوشتن، آموزش و پرورش به زبان مادری، در ایران سبب گشته است تا این روز به سرعت در میان فعالین قومی و ملی ماندگار گردد و آنان را به ادامه تلاش و فعالیت امیدوار سازد.

زبان به عنوان مهمترین شاخصه تمییز هویت فرهنگی هر انسان، در طول تاریخ برای متکلمان آن حائز اهمیت فراوان بوده است و علی­رغم برخی پندارهای غلط عده­ای روشنفکرنما که آن را صرفاً وسیله­ای ارتباطی می­دانند، در بطن خود تاریخ، فولکولور، آداب و رسوم و اندیشه­های ذهنی، فکری و فرهنگی یک ملت و قوم را بهمراه دارد. از اینروست که استعمارگران دیروز و امروز برای استحاله یک ملت و قوم، زبان را در اولویت یورشهای خود قرار می­دهند و به طرق مختلف، بویژه با ایجاد تصنعی و ساختگی حس خود کمتربینی، اهداف ضد بشری خود را دنبال می­کنند.

کشور ایران با داشتن ملل و اقوام متعدد همچون تورک، فارس، عرب، کرد، بلوچ، گیلک، لر و … که هر یک دارای زبان مادری مستقل، غنی و ویژه­ای هستند، بسان کلکسیونی گرانبها و عظیم از تلاش جسمی، فکری و ذهنی میلیونها انسانی است که در طول تاریخ در این سرزمین و سرزمینهای مجاور سکنی گزیده­اند. اما متأسفانه، سیاستهای شوونیستی حکومت پهلوی مبنی بر آسمیلاسیون فرهنگی ملل و اقوام غیر فارس در راستای ملت­سازی نوین ایرانی براساس زبان، هویت و تاریخ فارسی و آریایی، سبب گشت تا میلیونها انسان که حدود هفتاد درصد جمعیت ایران را تشکیل می­دهند، از ابتدایی­ترین حقوق بشری محروم بمانند. اگرچه با پیروزی انقلاب اسلامی ایران کم­ و بیش از شدت این سیاستها و محدودیتهای ایجاد شده کاسته گردید، ولیکن ذهنیت ایجاد شده از هویت، منافع و امنیت در ایران ادامه یافت و کمترین حقوق اعطاء شده در اصول ۱۵، ۱۹ و ۴۸ قانون اساسی نیز به اجرا در نیامد.

در سالهای اخیر موج جدید هویت­خواهی ملل و اقوام با بهره­گیری از تجربیات گذشته، فضا و شرایط نوین ملی و بین­المللی بر اساس روشهای مدنی پدید آمده است که بی­شک حاکمان و مسئولان کشور را به چالش فراخوانده است. این رویکرد مدنی نوین، با تکیه بر پتانسیل عظیم دانشگاهی و روشنفکری، زنگ بیداری ملی و قومی را برای نسل خفته با شعارهای شوونیستی به صدا در آورده و وجدانهای منصف و بیدار این سرزمین را در هر پست و مقام و لباسی، فارغ از قومیت و ملیت خاص، با خود همراه کرده است.

ما دانشجویان آذربایجانی دانشگاه تهران ضمن گرامیداشت «روز جهانی زبان مادری» ضمن عرض احترام به مقام شامخ شهدای والا مقام مدافع زبان مادری و تقدیر و تشکر از کلیه کسانی که در راه اعتلای زبان مادری متحمل سختیها و مشقتها شده اند، اعلام می­داریم:

۱- «اعلامیه جهانی حقوق زبانی» به عنوان یک منشور جهانی دارای نکات، مطالب و خواسته­های بسیار ارزشمند و متعالی است که همه موارد مندرج در آن به عنوان یک منشور و میثاق بین­المللی مورد قبول می­باشد. از اینرو از دولت جمهوری اسلامی ایران می­خواهیم پایبندی خود را به این اعلامیه اعلام داشته و خود را متعهد به اجرای مفاد آن نماید.

۲- با توجه به اینکه در نص صریح اصل نوزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برابری تمام انسانها، ملل و اقوام ساکن در ایران فارغ از زبان و نژاد مورد تأکید قرار گرفته است و در طول سالهای گذشته گام عملی مناسبی در راستای به اجرا در آوردن آنها بویژه در بعد فرهنگی برداشته نشده است، چنین رویکردی سبب ایجاد شکاف و نارضایتی هر چه بیشتر در میان اقوام غیر فارس گردیده است که چنین مساله­ای را برای آینده کشور بسیار خطرناک می دانیم.

۳- از آنجا که حمایت از فرهنگها و هویتهای قومی نمی­تواند بدون لحاظ این مسئله در ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باشد، از دیدگاه ما باید این مسئله بصورت قانونهای مدون بر اساس سیستم مدیریتی غیرمتمرکز در آمده و اداره کشور بر این اساس مورد توجه قرار گیرد.

۴- در سالهای قبل و بعد از انقلاب اسلامی بسیاری از نامهای مناطق، شهرها و روستاهای محل سکونت اقوام و ملل بر اساس سیاستهای مغرضانه یا ناآگاهانه تغییر یافته­اند که باید به نامهای اصلی خود برگردانده شوند.

۵- از آنجا که بیش از هفتاد درصد عوارض، مالیاتها و ثروتهای زیرزمینی این کشور از مناطق سکونت اقوام و ملل غیر فارس تأمین می­شود، خرج این درآمدها فقط در جهت ترویج و تقویت زبان و فرهنگ فارسی، تبعیض آشکار و ناعادلانه­ای است که مطابق ماده 10 «اعلامیه جهانی حقوق زبانی» و آموزه­های اخلاقی و دینی غیر قابل قبول می­باشد. از اینرو خواستار توزیع مناسب و عادلانه امکانات دولتی در جهت حفظ، گسترش و تقوین تمام زبانها و فرهنگهای کشور هستیم.

۶- علی­رغم ادعاهای موجود، پدران و مادران اقوام و ملل غیر فارس این کشور از آزادی انتخاب اسامی ملی و قومی برای نوزادان خود به زبان مادری خویش محروم بوده و یا دچار مشقتها و محدودیتهای فراوان هستند. از دیدگاه ما این مسئله در مغایرت با تمامی کنوانسیونهای بین­المللی، احکام دینی و اخلاق بشری و ماده سوم «اعلامیه جهانی حقوق زبانی» بوده و غیر قابل قبول می­باشد و باید هرچه سریعتر به این مسئله پایان داده شود.

۷- در سالهای گذشته روشنفکران، دانشگاهیان و بسیاری از آحاد مردم منتسب به اقوام و ملل تلاشهای ارزشمندی برای حفظ، تقویت و دفاع از هویت ملی، قومی و فرهنگی خود برداشته­اند که متأسفانه با انگ­زنیهای مختلف بویژه «تجزیه طلب»، «پان ترکیسم»، «پان عربیسم» روبرو شده و به مجازاتهای بسیار سنگینی محکوم گشته­اند. از اینرو، ضمن رد تمامی این ادعاها و با تأکید بر حفظ وحدت و برادری بر اساس برابری تمام انسانهای این کشور، از مسئولان می­خواهیم بر این نوع برخوردها پایان بخشند و با آزادی تمامی فعالین فرهنگی آذربایجانی در بند به اعتمادسازی بپردازند.




















Tuesday, December 26, 2006

قوم ساوه عاشیق موحیطي (۳)



قوم ساوه عاشیق موحیطي (۳)

دوکتور علی قافقازیالي

5.6. “قوم-ساوه عاشیق موحیطيـن”ده اولان عاشیق - اوزان و ادبيیات اوجاقلاري:

چؤگور درسي آلان اؤیرنجی‌لر

قوم‌دا، عاشیق حسين علي حسيني‌ باشقانليغيني ياپديغي و رسمي مقاملارجا اونايلي (مجوزلی) بير “چؤگور ائوي ” واردير. بو چؤگور ائیيتيم (آموزش) اوجاغيندا گنج‌لره و اوشاقلارا چؤگور، بالابان و دايره درس‌لري وئريلمکده‌دير. هر دؤنمده ان آز 10-15 اؤیره نجی ائیيتيم آلماقدادیر. زامان زامان اؤیره نجی ساييسي داها دا آرتا بيلمک‌ده‌دير.



علی قافقازيالي ” قوم چؤگور ائوي ” نين مودورو عاشیق حسين علي حسيني ’د‌ن بيلگي آليرکن

آيري‌جا قوم‌دا، شاعيرلرین، يازارلارين و صنتچي‌لرين اولوشدوردوقلاري ” پينار “، ” حکيم هيدئجي”، ” آل ياسين “، ” تورک ادبيیات اوتاغي ” كيمي ادبی مجليسلر واردير. بو مجليس‌لر هفته‌نين بليرلي گونلرینده صوحبت توپلانتي‌لاري ياپارلار. بو گوروپلارا عاشیقلار دا داوام ائتمکده‌دير. حتتا بو مجليسلرده عاشیقلار دا پيروقراملار ياپماقدادیرلار.



” تورک ادبیيات اوتاغي ” جمعیيتنين اویه‌لري

حیدر بايات، غلام رضا باهاری، ائلشن اوريادلي، جلال ذولفقاراوغلو، فتح الله ذوقي، احمد رنجبری، كيمي يازار و شاعيرلر بير طرفدن موحیطين قدیم عاشیق و اوزانلارينين اثرلريني توپلاييپ ياييملاماقدا، بير طرفدن ده چاغداش عاشیقلارلا یاخیندان ايلگيله ن‌مک‌ده‌، اونلارلا ايلگي‌لي قزئته، درگي و اينتئرنئت صحیفه‌لرینده يازيلار يازماقدادیرلار.



” آل ياسين ادبی مجليس”يندن بير گؤرونتو

دیگر ياندان يازار بختيار فرخ، عاشیقلارلا قوم تئلئويزييونوندا تورک عاشیق‌لیق گله‌نه‌یی اوزه‌رینه‌ پروگراملار ياپماقدا، گؤردویو ” استریو شباهنک (ائل‌سئوه‌ن) ” آدلي موزيک ائوي واسيطه‌سیله يئنه بو عاشیقلارين اثرلريني ‌سی‌دی‌لره قئید ائده‌ره ک خالقا سونماقدادیر. ” استریو خيام ” آدلي باشقا بير موزيک قئید ائوي داها واردير. اورا عاشیقلارين اثرلريني سی‌دی‌لره قئید ائدیب، ساتيشيني ياپماقدادیر.

بو چاليشمالارا يوکسه ک مدرسه تحصیلي آلميش و ” موللا ” عونواني داشی‌یان عئلم آداملاري دا قاتيلماقدادیر. قوم كيمي ايران موسلمانليغينين مرکزی دوروموندا اولان بير شهه رده بو چاليشمالارين ياپيلماسي تورک عاشیق‌لیق گله‌نه‌یی آدينا چوخ اؤنه ملي بير دورومدور.

بو موحیطده عاشیقلار قهوه‌سي یوخدور. چونکو عاشیقلار قهوه‌سينه خوش باخیلماییر. عاشیقلارين، قهوه‌لرده، تصادوفی بيره آرايا گلديکلري يئرلرده چؤگور چاليپ تورکو اوخومالاريني و یا حيكايه آنلاتمالاريني اويغون گؤرمه‌ییرلر. اونلارا گؤره عاشیقلار، بير يئره موطلقن دعوت اوزه‌رینه‌ گئتمه‌ليدير. گئتدی‌یی مکاندا بولونانلار دا عاشیق ايچين، اونو دينله‌مه‌ک ايچين توپلانميش اولماليديرلار.

عاشیقلار، گئنل‌لیک‌له قیز ايسته‌مه‌، سؤز کسمه‌، نيشان دویون مراسيملرینده، دویونلرده/تويلاردا، سوننتلرده (ختنه سوران)، قوتلاما تؤره‌نلرینده (جشنلر)، عسکره گئده‌نلر ايچين ياپيلان شؤله نلرده، محللی، ميللی بايراملاردا و بعضی دينی گونلرده چاليپ سؤيله‌مکده‌ديرلر. عاشیقلار چؤگور چالار، اوخور و اوخودوغو ماهنی‌نی يوروملارلار.

5.7. قوم-ساوه عاشیق موحیطينين خالق حيكايه لري و دستانلاري:

1. اوستاد تئلیم‌خان
2. خوندابلي (خوندابلي) مهجور
3. گرگرلي محمد
4. خان عسگر
5. کؤر اوغلو حيكايه‌لري
5/1. ارزوروم سفري
5/2. توقات سفري
5/3. [1] دورنا تئلي
5/4. دربند سفري
5/5. ايواز
5/6. دمیرچی اوغلو
5/7. دلیکلي داش
5/8. کورداوغلو حسن
5/9. بولو سردار
5/10. کئچه ل همزه (قيرآت)
6. خسته قاسيم
7. شیرين بيرچک
8. بهرام خان
9. محمود ايله پري
10. شاه ایسماعیل
11. اصلی و کرم
12. غريب و شاه صنم
13. افروز معصوم
14. ورقا ایله گولشاه
15. طاهير ميرزا
16. محمود نيگار
17. قوربان خان
18. ايمراه (ائمراه)
19. وانلي کؤچک (کؤچک ریضا)
20. ارزو قنبر
21. کیقباد
22. کلبی، علی کلیبرلی
23. اسد نيظام
24. سئيدی
25. عابباس توفارقانلي
26. حسرت
اوستاد تئليم خان، خوندابلي مهجور و اسد نيظام آدلي حيكايه لر بو موحیطه اؤزه‌ل خالق حيكايه لري‌دير.

5.8. قوم-ساوه عاشیق موحیطي‌نين عاشیق هاوالاري:

کلکی‌لر

1. يورغون کلکی
2. کلله کلکی
3. کؤسه‌لر کلکی‌سي
4. کؤچ کلکی
5. گون کلکی
6. دوه زنگی کلکی
7. کلکی شیرازی
8. يول کلکی
9. يئکه باغ کلکی
10. يارجانلي کلکی
11. يورد کلکی

گرایلی‌لار

کلله گرایلی
کسمه‌ گرایلی
ساللاما گرایلی

لئيلانالار

1. راستا
2. بير آياق
3. ايکي آياق
4. اوچ آياق
5. دؤرد آياق
6. بئش آياق
7. يئري ها يئري
8. جانيم اينجه بئل
9. ملک ملک
10. قارا خان
11. ترلان جئيران
12. سلبي‌ناز
13. يايخان
14. ناري ناري
15. توولاما
16. نئوازئينيم

باشقا هاوالار

2. شيکسته
3. زرگری (علی بالا)
4. کرم
• دو بئيتی
• کسمه‌
7. تورکمنی
• مهتر خانی
• ميرزاجان بحری
10. کوراوغلو (اغاج آغاج)
11. رودباري
• سادا رودباري
• علی بالا رودباري
14. نئينيم
• شهریاری
• گل گل
17. موصطافا بئگ
• هشترخانی
19. عوثمانلی
• عاشیق سلمان
• قيز ننه‌ن اؤلسون
• مارال

قوم-ساوه عاشیق موحیطينين عاشیق هاوالاري گئنل‌لیک‌له غملی، حوزونلو هاوالاردير. بونون سببيني عاشیق حسين علي حسيني بئله آچيقلاییر: ” بيزيم چؤگورون، بالابانين، سازين (زورنا)، چاويرين (نئي) و دايره نين (دف) حالت ـی روحیيه‌سی ايله بيزيم شاهسئوه ن، تورکمان، ساوه تورکلري‌نين حآلت-ي روحييه‌سی بيردير. بيزيم بو بؤلگه‌نين تورکلري کؤچه ری اولدوقلاريندان، دواملي يئر دئییشديرديکلریند‌ن، داغلاردا يايلاقلاردا، قیشلاقدا، یایلاقدا بولوندوقلاريندان غوربت ده‌ديرلر. کده رلي و حوزونلودورلر. اونلارين هاوالاري هر زامان غملیدير. بيزيم موسيقيميزين سازيميزين چؤگوروموزون تملي ” شور ” کؤکونده‌دير. بيزيم ان شن هاواميز بئله حوزونلودور. اوستاد تئلیم‌خان دئییر کي:”

وطندن آيريلديم يول ايکي اولدو،
هئچ بيلميره‌م هانسي يولو گئده‌م من؟
ائي آغالار هئچ کس غریب اولماسين،
غريبين نالاسي داغي يانديرار. ”

5.9. قوم-ساوه عاشیق موحیطي’ني بسله يه ن قایناقلار:

قوم-ساوه عاشیق موحیطي عاشیق‌لیق گله‌نه‌یی نين تملينده و روحوندا، تورک سويونون جهان حاکيمييتي ايدئالينين و نيظام-ی عالم ایدئاللری‌نین غئیرتینی؛ تورک سويونون اولو داغلاري، يايلاقلاري مکان توتما و بورالاري صاحیبسیز بیراخماما دوشونجه‌سيني، تورک گؤچه‌به حاياتينين آيريليق فصلینی، قاووشما جوشقوسونو؛ ائنگين يايلاقلارينين ائنگينلي‌یيني، سارپ داغلارينين هئيبتي‌ني؛ تورک سويونون سايه‌سيند‌ن اوزاق اولمايان يابانيل-ائوجيل حئيوانلارين خيصلت‌لرینی، قورد اولاماسینی قوزو مله‌مه‌سینی، آت کیشنه‌مه‌سینی، جئیران قاچیشینی، گؤیه رچین اؤتوشونو )(اوخوماسینی)، قارتال سوزوشونو سس سس، نوتا نوتا دويماق مومکوندور.

يئنه بو بؤلگه‌ عاشیق‌لیق گله‌نه‌یینين تملینيده تورک کولتورونون اصلی عونصورلاري اولان دده قورقود باشدا اولماق اوزره تورک خالق حيكايه لرينين، گلميش گئچميش اوستاد عاشیقلارين سس‌لرينين، سؤزلرينين، سازلارينين ايزلري، تکیه-صوفی اوجاقلارينين نفسي واردير.

تورک عاشیق‌لیق گله‌نه‌یی، تورکلر ايسلام ديني داييره سينه گيرديکدن سونرا ايسلامی ده‌یه رلرد‌ن چوخ ائتگيله نميش، داها سونرا طریقت-تکیه موحیطلرینده‌ن گله ن عاشیقلارلا عاشیق ادبیياتي داها دا ايسلامی اؤزه‌ل‌ليک قازانمیشدیر. دیگر ياندان خالقين طلبي ده گؤز اؤنونه آليناراق احمد يسوی، نسيمی، ختايی، يونوس ایمره كيمي تکیه-تصوووف موحیطي شاعيرلرينين اثرلري عاشیقلارين ديليندن ساز ائشلي‌یينده خالقا سونولموشدور.

بؤيله‌جه عاشیق شئعری تکیه- تصوووف ادبیياتينين رنگييله چوخ بويانمیشدیر. قوم-ساوه عاشیق موحیطي’نده ده عاشیقلار، XVIII يوزايلين بٶيوک اوستادلاريندان تکیه-تصووف شاعيري تئلیم‌خان`ين چوخ تاثیری آلتينداديرلار. هئچ بير عاشیق یوخدور کي تئلیم‌خان’دان شئعر اوخويوپ، تورکو سؤيله‌مه‌سين. دئمک هر دویون درنکده اوخونان تورکو و شئعرلرین %80-90’ي تئلیم‌خان’دان‌دير. دیگر ياندان بو عاشیق موحیطينده‌ بولونان تورک موسلمانلارين آز بير قیسمي علوی، بٶيوک بير قیسمي ايسه شيعه اينانجينداديرلار. شیعه اينانجيني اساس آلان ايران یؤنه‌تیمي هر قیسمدن اولدوغو كيمي دولايلي اولاراق عاشیقلاردان دا دينی، مذهبی اثرلر طلب ائتمکده‌دير. بير زامانلار قوزئی آذربایجان عاشیقلاري کومونيست یؤنه‌تیمين باسقی و طلبي دوغرولتوسوندا کومونيست ايدئولوژيني اؤوه‌ن و تبليغ ائده‌ن اثرلر ووجودا گتيرديکلري كيمي بورادا دا عاشیقلار ايسلامی رئژيمين قئید اؤرتولو و دولايلي طلبی ایله ايسلامی اثرلر ووجودا گئتيرمکده‌ديرلر. بؤيله‌جه قوم-ساوه عاشیق موحیطی عاشیقلاري، اثرلرينده دينی قونولارا چوخ يئر وئرمکده‌ديرلر. علوی-بئکتاشی تورک عاشیقلاري ايسه ذاتن ازلدن بري طریقت تعصصوبوايچه‌ريسينده‌ديرلر. صنعت و ادبیيات اثرلرينده دينی اينانچلاريني تره‌ننوم ائتمکده‌ديرلر.

عاشیقلارين پيروقراملارينا باشلارکن اوخودوقلاري ساده‌جه بو ايکي شئعر بئله قوم-ساوه عاشیق موحیطينين اساسلانديغي شئعرلري گؤسته رمکده‌دير:

” خوش گونلرده توي بايرامدا،
اوخور سازين، چالار عاشیق.
سازينان مجليسه گيره‌ر،
بير خوشلوغو سالار عاشیق.

عاشیق سؤيله ر شریعتد‌ن،
طریقت و معريفتدن،
آيري دوشمه‌ز حقیقتدن،
دوغرو يولدا قالار عاشیق. ”
(بو ایکی شئعر علی رمضانی`دان آلینمیشدی)

5.10. قوم-ساوه عاشیق موحیطي’نه منسوب چاغداش عاشیقلار:

عاشیق عابباس شاهبوداغی (ساوه 1956)
عاشیق علی جمالی (مردآباد-کرج 1966)
عاشیقعلی رمضانی (ساوه 1949)
عاشیق علی رشیدی (ساوه 1971)
عاشیق علی صدیقی (گؤرمه‌ عؤذورلودور. ساوه 1971)
عاشیق عابباس ملاييرلي (مالايير 1956)
عاشیق احمد رحيمی (ساوه 1946)
عاشیق عسکر قوربانی (قوم 1971)
عاشیق اسد زيارتی (فراهان-اراک 1956)
عاشیق حیدر محمودی (همدان 1936)
عاشیق بالاخان دانيش بايات (ساويج بولاق 1946)
عاشیق ابوالفضلی ذوقی (ساوه 1968)
عاشیق عرشداد جلالي (ساوه 1976)
عاشیق فتح اللهی ولی‌خانی (قوم 1963)
عاشیق حسن ميرزايی (قوم 1958)
عاشیق حسين علي حسيني (ساوه 1970)
عاشیق حسين ياری (ساوه 1968)
عاشیق حسين آوشار (افشار) (همدان 1972)
عاشیق ايبراهيم قديرنييا (بويین زهرا !973)
عاشیق قیاس جباری (قاراقان 1946)
عاشیق لطیف یونسی (بويون زهرا 1966)
عاشیق مهدی سردی (ساوه 1972
عاشیق محمد رضا ميرزايی (ساوه 1970)
عاشیق مسیح الله رضایی (قاراقان1946)
عاشیق ميرزآقا مجیدی (بويون زهرا 1961)
عاشیق محمد خوشرو (قوم 1968)
عاشیق محمد آفشار (قاراقان1961)
عاشیق محمد باقری (همدان 1962)
عاشیق محمد چیراغی (قوم 1973)
عاشیق محمد عزتی (قوم 1973)
عاشیق محمد علی صحرايی (ساوه 1949)
عاشیق نعمت چيناري (قاراقان1972)
عاشیق نصرت الله زرگر (شهریار-کرج 1961)
عاشیق رضا حاج‌عرب (بويین زهرا 1973)
عاشیق صفر دانئکی (قاراقان1941)
عاشیق ستار خیدمتی (ساوه 1965)
عاشیق تقی موحیط (ساوه 1962)
عاشیق ولی‌الله ميرزايی (قاراقان1964)

5.11. قوم-ساوه عاشیق موحیطي’نه منسوب چاوير (نئي) چالانلار:

ابوالحسن موحیط (ساوه 1940)
تقی موحیط (ساوه 1962)

5.12. قوم-ساوه عاشیق موحیطي’نه منسوب بالابانچيلار:

اسکندر مجیدی (همدان 1965-2001)
عابباس ایسماعیلی (ساوه 1946)
عابباس چيناری (قاراقان1971)
عابباس زند (قوم 1971)
علی نظری (کرج 1971)
علی شهابانی (قوم 1986)
علی ذولفقاری (ساوه 1971)
بهنام جاويری (ساوه 1966)
بهرام بهروزی (ساوه 1960)
داوود هوشيار (ساوه 1961)
اکبر چيناری (قاراقان1966)
امیر موحیط (ساوه 1976)
اسد‌الله جوانمرد (ساوه 1956)
حوکمعلی ايسلامی (ساوه 1966)
حسین علي حسيني (ساوه 1970)
حسین حقیقی (قوم 1974)
حسین خوسره‌وی (ساوه 1966)
ایبراهيم ديلدوز (قاراقان1966)
کييومرث دانئکی (قاراقان(1971)
محمود ريضوان (ساوه 1958)
محمود بولبول (ساوه 1971)
محمد جوانمرد (ساوه 1981)
محمد چيناری (قاراقان1976)
محمد دده خانی (مه‌رداغا 1951)
محمد جعفری (همدان 1965)
مرتضی هفتانی (ه راق -تفرش 1970)
رسول عزیزی (قاراقان1971)
رضا بهمن (ساوه 1976)
رضا خلج (قاراقان1966)
رضا ملکی (قوم 1966)
رضا ضابيطی (زرند-ساوه 1971)
صیفت علی‌وئردی (قاراقان1956)

5.13. قوم-ساوه عاشیق موحیطي’نه منسوب دايره چالانلار:

حسن سولئيمانی (همدان 1925-1985)
رحیم بهروزی (ساوه 1976-2001)
حسین استخری (اراک -استخر 1958)،
حسین کريمی (ساوه 1970)
سید علي امیری (همدان 1966)،
سید امیر عقیلی (همدان 1976)

5.14. قوم-ساوه عاشیق موحیطي’نه منسوب ساز (زورنا) چالانلار

بيت‌الله بهرامی (ساوه اؤلوم. 1996)
محرم نجفی (ساوه 1951-2001)
حسین علی آقاخاني ( ساوه 1956-2001)
ميرزه علي معصومی (ساوه 1965-2001)
عابباس ایسماعیلی (ساوه 1946)
عابباس چيناری (قاراقان1971)
عابباس زند (قوم 1971)
عبد‌الله زرنگ (ساوه 1956)
علی شهابانی (قوم 1986)
علی ذولفقاری (ساوه 1971)
بهنام جاويری (ساوه 1966)
بهرام بهروزی (ساوه 1960)
بشیر تورکمندار میانالی (ه راق 1951)
داوود هوشيار (ساوه - 1961)
اکبر چيناری (قاراقان1966)
علی صدیقی (امادير)(ساوه 1971)
امیر موحیط (ساوه 1976)
اسد‌الله جاوانمرد (ساوه 1956)
حبیب سازاندا (ساوه 1946)
حوکمعلی ايسلامی (ساوه 1966)
حسین علي حسيني (ساوه 1970)
حسین حقیقی (قوم 1974)
حسین خوسروی (ساوه 1966)
ايبراهيم ديلدوز (قاراقان1966)
اسفندیار خيديری (قوم 1966)
کييومرث دانئکی (قاراقان(1971)
کورد اکبر قاراچايلي (ساوه 1951)
محمود فلاح (ساوه 1940)
محمود ريضوان (ساوه 1958)
محمود بولبول (ساوه 1971)
محمد آفشار (قوم 1966)
محمد جاوانمرد (ساوه 1981)
محمد چيناری (قاراقان1976)
محمد قوربانی (قوم 1965)
محمد دده خاني (مه‌رداغا 1951)
منصور باقرآبادلي (قوم 1971)
منوچهر بهرامی (ساوه 1976)
مرتضی هفتانی (ه راق -تفرش 1970)
نعمت باقرآبادلي (قوم 1966)
رسول عزیزی (قاراقان1971)
رضا بهمن (ساوه 1976)
رضا خلج (قاراقان1966)
رضا مارال (قوم 1971)
رضا ملکی (قوم-1968)
رضا ضابيطی (زرند-ساوه 1971)
روح‌الله شاه حسيني (قوم-1981)
اسدالله خوشنوار (ساوه 1964)
صیفت علی‌وئردی (قاراقان1956)

5.15. قوم-ساوه عاشیق موحیطي’نه منسوب داوول چالانلار:

شمس‌‌الله بهرامی (ساوه 1940؟- 2004)
عابباس شاهبوداغی (ساوه 1956)
عبدالله قمبری (مه‌رداواد 1961)
علی باقرآبادلي (قوم 1981)
علی نظری (کرج 1971)
بايرام نظری (ساوه 1965)
بهروز باقرآبادلي (قوم 1976)
اسد ایسماعیلی (ساوه 1961)
حسن ذاکيری (ساوه 1973)
حسين کريمی (ساوه 1970)،
کمند چيناری (قاراقان1956)
محمود ایسماعیلی (ساوه 1976)
مجید آفشار (قوم 1986)
محمدلی چيناری (قاراقان1956)
محمد صبور (ساوه 1960)
حمد جعفری (همدان 1965)
رستم قمبري (مه‌رداوات 1966)
يد‌الله محمدی (قوم 1971)

5.16. قوم-ساوه عاشیق موحیطي’نده چؤگور ياپانلار:

اونلو چؤگور اوستالاريندان ارمني اصيللي اوستا نريمان، اوستا آرمنئک و اوستا شئماور اولموشلار. اوستا نريمان`ين اوغلو اوستا نريمان تهران’دا ياشاماقدادیر و چؤگور ائعمالاتخاناسي واردير.

اوستا صفرعلی مقصودی (اوستا نئريمان`ين چيراغي)، اوستا احمد آغايی رحیمی و اوستا رضا فراهانی قوم-ساوه عاشیق موحیطي’ين اوستا ساز ائعمالاتچيلاريدير. يئنه اوستا رضا فراهانی’نين قوم’دا، اوستا صیدقعلی موحيببی و اوستا سید رسول’ون ساوه’ده ائعمالاتخانالاري واردير.

اوستا سید رسول’ون سول قولو بيله‌کدن یوخدور. السيز قولو ایله هم چؤگور ياپماقدا، هم ده چؤگور، تار و سه‌تار چالماقدادیر.

لوطفن بو یازی حاقدا نظر‌لری‌نیزی بیزه گؤنده‌رین:

[2] akafkasyali@ho…
[3] heydarbayat@gm…

Tuesday, December 19, 2006



تئهران`ين نئچه ميليون توركو

گئچه ن هفته لرده، ائشيتديك كي حكيمي پور`ون آدي تئهران`ين ايصلاحاتچي ليستينده گله جك؛ آمما بير خبر يوخدور. نئچه ميليون، تورك ديللي اولان تئهران شهه رينده، قوومي و ميللي دستكلر اولونماميشدير و البتته بونون بير ياخشيليق و بير پيسلييي واردير:

ياخشيليق: تورك آدلي قوندارما دستكلري گؤرمه يه جه ييك. بئله جعلي قوروپلار سونرا ميللي حركتين قارشيسيندا يارديمچيليق يئرينه انگل و مانيع اولورلار.

آمما بؤيوك پيسليك ده بودور كي تئهران`ين نئچه ميليون توركو، گره ك اؤز كولتوره ل و توپلومسال ايسته كلريني شهه ر شورالاري كيمي يئرلردن ده مطرح ائتسين و البتته تئهرانداكي ايران`ين باشكنديدير و بو چوخ اؤنه ملي يئردير. بير داها يازيقلار اولسون! اونوتماميشيق او گونلري كي حكيمي پور جنابلاري، تئهران`ين شهه ر شوراسينين اويه سي اولاراق، تورك اؤيره نجيلرين توپلانتيلاريني دستكله ييردي.

Monday, November 13, 2006

قوم – ساوه عاشیق موحیطی (2)



قوم – ساوه عاشیق موحیطی (2)
1 آذر, 1385, 15:16
دوکتور علی قافقازیالی

قوم-ساوه عاشیق موحیطين‌ده قوللانيلان چالغي آلت‌لري و اؤزه ‌ل‌ليک‌لري:

قوم-ساوه عاشیق موحیطين‌ده سازا “چؤگور” ، دفه ده “دايره” دئمکده‌ ديرلر. عاشیقلار، بعضن اوچ‌لو، بعضن ايکي‌لي بعضن ده تک باشلارينا صحنه آلماقدادیرلار. بعضن عاشیقلارين چؤگورونه بالابان ائشليک ائتمکده‌، بعضن ده هم بالابان هم ده دايره (دف) قوشولماقدادیر. ساوه-قوم عاشیق موحیطين‌ده، شهه ر و کؤيلرده ياپيلان تويلارين/دویونلرین چوخونا عاشیقلار قاتیلماقدادیرلار. عاشیقلار دویونلرده حيكايه و یا حيكايه لي تورکولر آنلاديرلار. بعضن ده تورکولو اويون هاوالاري چالاراق آيري مکانلاردا بولونان کیشی‌لرین و قادينلارين اوينامالاريني ساغلارلار. توي/دویون آچيق هاوادا ياپيلديغيندا بالابانين يئرينی ساز دئديکلري زورنا، دايره نين يئريني ده داوول آلير. بؤيله‌ جه ” ساز ” (زورنا) و ” داوول ” ايکيليسي ایله يوروتولور.
بو موحیطده يايغين اولاراق قوللانيلان بير موسيقي آلتي ده آنادولو تورکلرينين و فارسلارين نئي دئديکلري، اونلارين ايسه “چاوير” دئديکلري نئي’دير.

عايیله توپلانتيلاريندا، ادبی صؤحبتلرده، يايلالاردا يايغين اولاراق ” چاوير ” چالينير و چاوير ائشلي‌یينده تورکو اوخونور.

بو عاشیق موحیطينده‌ قوللانيلان موسيقي آلتلري و اؤزه ‌ل‌ليکلري بئله‌ دير:

چؤگور (ساز) : بيچيم اولاراق تبريز، سولدوز، زنجان و اورمو سازلارينا بنزه ‌مکده‌دير. آنجاق بعضی اؤزه ‌ل‌لیک‌لري فرقليدير. چؤگورلر گئنل‌لیک‌له 9 قولاقلي، 7 و یا 8 تئللي (سيملي) اولورلار. بعضن دوققوز تئل ده تاخیلابيلير.

چؤگورلرده يئددي آنا پرده‌، دؤرت ده آرا پرده‌ اولماق اوزره 11 پرده‌ واردير (7 + 4 = 11). آنجاق، دؤرت آنا ايکي آرا پرده‌ داها علاوه ائديله بيلير (4 + 2 = 6). بؤيله ‌جه 11 + 6 = 17 پرده ‌يه چيخاريلابيلير.
پروف. در. بهاءالدین اؤگه ‌ل، ” تورک کولتور تاريخينه گيريش “آدلي اثرينده” ايران تورکلرينده “چؤگور” باشليغي آلتيندا بونلاري يازماقدادیر: چؤگور، ايران تورکلرينده ده گؤرولمکده ‌دير. يوخاريدا، چاغاتاي تورک کولتور چئوره‌ سينه عایید سؤزلوکلرده ده چوگور آدلي بير سازين بولوندویونو بیلدیرمیشدیک. “فارمه‌ ر”ه گؤره، ایندیکي تورک چؤگورو، آلتي تئللي و آلتي پرده ‌لی‌دير. ايران چوگور’و ايسه ، ايري قارينلي و اولدوقچا قیسا ساپليدير.”
چؤگورون پرده ‌لري نين آدلاري بئله‌ دير:
1. باش پرده‌
2. کؤراوغلو و یا کرم،
3. شاه پرده‌،
4. زرگری،
5. کئچمه‌،
6. کلله،
7. آياق.

چؤگورلر گيلاس (کيراز) آغاجينين قابیغیندان ياپيلان ” تازيانا ” ایله چالينماقدادیر.
بالابان: نفسله چالينان تورک موسيقي آلتي. فينديق، توت، جئويز و یا اريک آغاجيندان ياپيلير. سيليندير شکلينده ‌کي گؤوده ‌سينين (اوزونلوغو 310-330 مم) اوزه ‌رينده يئدديسي اؤنده بيريسي آرخادا 8 دلیک واردير. عاشیغين سسينين قالینليق و اينجه لي‌یينه گؤره بالابانلارين دا اوزونو و یا قیساسي ترجیح ائديلير. چؤگورون پرده‌ ساييسينا گؤره بالابانين اوزونو قیساسي قوللانيلير. چؤگورون پرده‌ ساييسي آز اولونجا قیساسي، آرتیق اولونجا اوزونو قوللانيلير. بالابانين ايچ گئنيشلي‌یي ده فرقليدير. ايچي گئنيش اولونجا قالین، دار اولونجا اينجه سس چيخارير. گؤوده‌ سينين باش طرفينه قامیشدان ايکي قات ديلجيکلي ياسسي آغيزليک تاخیلير. آغيزليغين اورتاسينداکي پارچاجيق واسيطه ‌سيله چالغينين آکورتو دئییشدیریلیر. بالابانين يوموشاق و حزين سسي واردير. خالق چالغي آلت‌لري توپلولوغوندا قوللانيلديغي كيمي سولو آلت اولاراق دا قوللانيلير. قافقاز و اورتا آسيا خالقلاري آراسيندا چوخ يايغيندير.

دايره / دف: اوزه‌ رینه‌ دري چکيله ‌ن دايره وی قاسناقدان (چاپي: 340-450 مم، ائني: 40-60 مم) عيبارتدير. اؤزه ل سس ائفئکتي اولوشدورماق ايچين قاسناغين ايچ طرفينه مئدال حالقالار آسيلير. گئنه ل‌لیک‌له قاسناغين اوزو صدفله بزه‌ نير. دايره /دف ، بارماقلار دري‌يه وورولاراق چالينير. سولو و ائشليک چالغي آلتي اولاراق قوللانيلير. آنادولو، قافقازلار و اورتا آسيا خالقلاري آراسيندا يايغيندير. ساوه-قوم عاشیق موحیطينده‌ “دف” يئرينه ” دايرا” کلمه‌سيني قوللانيرلار.

چاوير (نئي)
چاوير (نئي): قدیم نفسلي چالغيلارداندير. تورک سويلو خالقلار آراسيندا چوخ يايغيندير. شاهسئون، تورکمن، آوشار (افشار)، خلج، قاراپاپاق كيمي اورتا ايرانداکي تورک بويلاري چاوير دئییرلر. آنادولو و باشقا تورک بويلاري نئي آديني قوللانيرلار. فارس و عرب‌لر آراسيندا دا چوخ يايغيندير.
چاوير، گئنه ل‌لیک‌له 60-70 س‌م اوزونلوغوندا دوققوز بوغوملو قامیشدان ياپيلير. اؤن يوزونده 5-7 اولماق اوزه‌ ره 6-8 دلی‌یي بولونور. هر ايکي اوجونا چاويرين چاتلاماماسي ايچين معدنی اوزوک تاخیلير. سس آلاني اوچ اوکتاوا یاخیندير. ديياتونيک سس سيراسي واردير. هروموتيک سسلر ده چيخاريلا بيلير. چئشيدلي بويدا چاويرلار واردير. قوم- ساوه موحیطينده‌ گئنه ل‌لیک‌له بيري اوزون دیگري قیسا ايکي چئشيت چاوير (نئي) قوللانيلماقدادیر. بيريسي اوزون او بیریسی ایسه قیسا. اوزون چاويرلاري مسکون ماحال‌لاردا. قیسا چاويرلاري ايسه داشینماسی قولای (راحات) اولدوغوندان، گئنه ل‌لیک‌له کؤچ يوللاريندا يايلالاردا قوللانيرلار. تورک حنجره ‌سينه اويقون سسلر چيخارماق ايچين دلیک‌لر ياريم آي و یا هيلال شکلينده ده آچيلابيلير.

زورنا بالابانلار


ساز (زورنا): قوم-ساوه موحیطينده‌ زورنايا ساز دئیيلمکده‌دير. اوفله ‌مه‌لي تورک موسيقي آلتلریند‌ن بيريسيدير. گئنه ل‌لیک‌له جئويز و یا اريک آغاجيندان ياپيلير. سيلينديريک گؤوده ‌سينين اوزونلوغو 370-380 مم؛ اوست طرفينده يئددي، آلت طرفينده بير دلی‌یي واردير. ميل دئديکلري قیسمين اوزه‌رینه‌ قامیش تاخیلاراق ياپيلير. بو قامیشلي آغيزدان اوفله ‌نه ‌ره‌ ک چالينير. سسين اينجه ‌لي‌یي و قالینليغي ميلين اوزون و یا قیساليغي ایله آيارلانير. بوغازي و آغزي گئنيش اولانا ” آچيق ساز ” ، بوغازي و آغزي دار اولانا ايسه ” کئشيده ساز ” دئییلير. ديياپازونو کیچیک اوکتاوينين سي بئمول سسيندئن اوچونجو اوکتاوينين دو سسينه قده ردير. گوچلو و تيز بير سسه صاحیب‌دير.

ياسسي داوول

داوول: چام و یا کؤکنار آغاجيندان ياپيلميش چاپي 60-90، ائني 50-60 س‌م اولان سيليندير بيچيملي بير قاسناغين هر ايکي يانينا، دانا و یا کئچي دريسي گئريله‌ ره‌ ک ياپيلان بير چالغي آلتي‌دير.
آرديچ و یا قیزيلجيق آغاجيندان ياپيلميش 30-40 س‌م اوزونلوغوندا اينجه بير چوبوق و يئنه 30-40 س‌م اوزونلوغوندا اوجو توپوزلو قالین ساپلي بير دوکماق (دؤیمک) چالینیر. دونيانين هر يئرينده بنزه ‌رينه راستلانير. آنجاق داوول ان اسکي تورک چالغيلارينداندير. آيريجا تورک ميتولوژيسينده داوولون قودسييئتي واردير.

5.5. قوم/ساوه عاشیق موحیطين‌ده موسيقي آلتلري نين چالينما شکلي:
عاشیقلار، بالابان و دايره ائشلي‌یينده و یا ساده ‌حه بالابان ائشلي‌یينده چالينجا، اؤزلری سول باشدا، بالابانچي اورتادا و دايره چالان ساغ باشدا بولونور. گئنه ل‌ليک‌له آياقدا چالارلار، اوتوراراق چالدیقلاري دا اولويور. سالونلاردا و یا بؤيوک ائولرده و اودالاردا پروگرام یاپدیقلاريندا، سالونون اورتا يئرينده و یا آرا بوشلوقلاردا دولاشاراق چاليپ سؤيله رلر. عاشیق هم چؤگور چالار هم اوخور هم ده يوروم ياپار. دايره چالان ايسه زامان زامان عاشیق تورکو اوخورکن، اونا ائشليک ائده ‌ر، ياني اونونلا بيرلیکده اوخور.

عاشیقلار، گئنه ل‌لیک‌له پروگراملارينا آشاغيداکي شئعری اوخویاراق باشلار:23

خوش گونلرده توي بايرامدا،
اوخور سازين، چالار عاشیق.
سازينان مجليسه گيره ‌ر،
بير خوشلوغي سالار عاشیق.

عاشیق سؤيله ر شریعتدن،
طریقت و معرفتد‌ن،
آيري دوشمه ز حقیقت‌د‌ن،
دوغرو يولدا قالار عاشیق.

عاشیق مرد اوغلاندان سؤيله ‌ر،
نامردين باغريني تئيله ر،
حاققين سؤزون بيان ائيله ر،
حاقدان ايلهام آلار عاشیق

عاشیق مردلرینه ‌ن گزه‌ ر
اورکده غملري ازه‌ ر
خونچا-يي شادلیغي بزه ‌ر،
خوش گونو آرزولار عاشیق.

عاشیقدا اولور محببت،
ائل ايچينه سالار وحدت،
سؤزلرینه توتار ديققت،
ائل ايچينده قالار عاشیق



قوم - ساوه عاشیق موحیطي (1)

و کیتاب تانیتیمی

دوکتور علی قافقازیالی

کؤچورند‌ن:

کئچه‌ ن اون ایلده گئجه گوندوز اؤزونون و عائیله‌ سی‌نین و اؤیره نجی‌لری‌نین امه ‌یینی ایران تورک ادبییاتی و کولتورونه صرف ائده‌ ‌ن دوکتور علی قافقازیالی‌نین نئچه آی بوندان اؤنجه “ایران تورک عاشیق موحیطلری” آدلی کیتابی تورکییه ‌ده یاییملاندی. دوکتور قافقازیالی بابالاریمیز، زمخشری و کاشغارلی ماحمودون عرب و تورک اؤلکه ‌لرین قاریش قاریش گزدیکلری کیمی، ایران تورک شهه‌ ر، کندلرین قاریش قاریش گزیب، عاشیقلارلار(aşıqlarla) یاخیندان گؤروشوب دانیشارکن بو کیتابی توپلاییب‌دیر. دئمه‌ لی ایندی ایران یازارلاری‌نین ایچینده “قوم ـ ساوه” ماحالی‌نین یئرلی تورک توپلومو بیر “تانینمامیش آدا” کیمی اولاراق، دوکتور قاقفازیالی بو آدانی کشف ائدیب‌دیر. البت ایکی یازاریمیز، رحمتلی علی کمالی و مهران بهاری‌نین امک‌لرین ‌ده اونوتمامالی‌ییق.

من اؤزوم دوکتور به ‌یین چابالارینا بو ساحه‌ ده یاخیندان تانیق اولوب، و اونا اؤره کدن ساغ اول دئمیشه‌ م. او گون‌لر دوکتور به ‌ی بیر هفته ‌یه یاخین قومدا “تورک ادبییات اوتاغی”نا قوناق اولوب، و اوتاقدا اویه اولان نئچه گنج اونو دستکله ‌ییردیلر. آمما دوغروسو دوکتور به ‌یین سارسیلماز و هر گون 18 -19 ساعاتا قده‌ ر چالیشدیغی هامینی یوروب نهایت اؤز آرامیزدا بؤلوشوب و هر کیمسه معین ساعاتلاردا دوکتور به ‌یین خیدمتینده اولماق قرارینا گلمیشدیک. و اؤِز ایچیمیزده اونا “دمیر حوجا” لقبی وئرمیشدیک.

سونرالار دوکتور به ‌یین اوغلو یاووز سلیم به ‌یله گؤروشدوکده بو ماجرانی اونا نقل ائتدیم، یاووز به‌ ی “آتام ائله بوردا دا بئله دیر، گئجه گؤندوز تانیماز” دئدی.

دوکتور قافقازیالی، تکجه گونئی یوخ، بلکه قوزئی‌ عاشیق موحیط‌لرینی تانیتدیرماقدا، و حتی اورتا آسیادا اولان اوزان صنعتی اوزره چوخلو زحمت چکیب و بو ساحه‌ ده دئمه ‌لی ان زنگین و تایسیز معلوماتا مالیک اولان بیر اینسان‌دیر.

دوکتور قافقازیالی‌نین اثرلریند‌ن:

ایران تورک ادبییاتی آنتولوژیسی 6 ج” (دؤرد مین صحیفه‌ یه یاخین بیر دائره المعارف)
میکائیل آزافلی‌نین دیوانی‌
قیرخ ایل‌لیک قارا گونلر (نمایشنامه)
ائرمنی مظالمی

و… آد آپارماق اولار.

“ایران تورکلری عاشیق موحیطلری” آدلی کیتاب بو ایل (2006) 313 صحیفه ‌ده ارزروم شهه‌ ری‌نین افسئت اثر یاییم ائوینده یاییملانیدیر.

بو کیتاب 8 بؤلومدن عیبارت‌دیر:

تبریز قاراداغ عاشیق موحیطی
اورمو عاشیق موحیطی
سولدوز قاراپاپاق عاشیق موحیطی
زنجان (زنگان) عاشیق موحیطی
قوم- ساوه عاشیق موحیطی
خوراسان – تورکمن‌صحرا عاشیق موحیطی
قاشقای عاشیق موحیطی
عاشیق موحیطلری‌نین موقاییسه‌سی

هر بؤلومده بحث‌لر بئله دوام تاپیر، اؤرنه‌ ک اولاراق تبریز قاراداغ عاشیق موحیطینده باشلیق‌لار بئله ‌دیر:

تبریز قاراداغ عاشیق موحیطی‌نین دئموگرافیک یاپیسی
تبریز قاراداغ عاشیق موحیطینه منسوب قدیم عاشیقلار
تبریز قاراداغ عاشیق موحیطینده قوللانیلان چالغی آلت‌لری و آؤزه ‌للیک‌لری
تبریز قاراداغ عاشیق موحیطینده بولونان عاشیق – اوزان ادبییات اوجاقلار
تبریز قاراداغ عاشیق موحیطی خالق حیکایه لری و دستانلاری
تبریز قاراداغ عاشیق موحیطی عاشیق هاوالار
تبریز قاراداغ عاشیق موحیطینی بسله ‌یه ‌ن قایناقلار
تبریز قاراداغ عاشیق موحیطینه منسوب چاغداش عاشیقلار
تبریز قاراداغ عاشیق موحیطینه منسوب بالابانچی‌لار
تبریز قاراداغ عاشیق موحیطینه منسوب قاوالچیلار
تبریز قاراداغ عاشیق موحیطینین قدیم اوستاد عاشیقلاریندان بعضی‌لری


کیتابدا هر موحیطین چالغی آلت‌لری، و عاشیق بالابانچی‌لار و ها بئله عاشیق ادبییاتین آراشدیران یازیجلارین شکیل‌لری ده بول بول گتیریلمیشدیر.

کیتابین تصحیحینده یازارین ایکی اؤیره‌ نجیسی: دوکتور بهادر گوجو یئته ‌ر، و حمزه قولو قیسا دا یاردیمچی اولوبلار.

طبیعی‌دیر کی ایندی ‌یه کیمی تبریز، اورمو و زنگان عاشیقلاری‌نین اوزه‌ رینده گونئی درگی‌لرینده آز چوخ آراشدیرمالار و یازی، مقاله و کیتابلار یاییلیب‌دیر. آمما قوم، قاشقای و خوراسان تورک عاشیق موحیط‌لری حاقدا بیلگی‌لریمیز یوخ کیمی‌ایمیش. اونا گؤره ‌ده چالیشاجاییق، کیتابین اوچ سون بؤلومونو، یانی قوم – ساوه، قاشقای، و خوراسان ـ تورکمنصحرا عاشیق موحیط‌لری بؤلوملرینی کؤچوروب، اینترنیت صحیفه‌ لرینده اوخوجولاریمیزین قوللوغونا چاتدیراق. اومورام بو یازیلارا تنقیدی یا باشقا بیر باخیشی و آچیقلاماسی اولان اوخوجولار آشاغیدا گله ن ایمیل آدرسینه مکتوب یازیب، اؤز گؤروشلری بیلدیرسین‌لر. طبیعی‌دیر کی بو گؤروشلر کیتابین گله ‌جک یاییملاریندا یاردیمجی اولا بیله‌ ر.

[1] akafkasyali@ho…
[2] heydarbayat@ya…

درین سایقیلارلا

قوم – سید حیدر بیات



























قوم ساوه عاشیق موحیطی (1)

1. قوم-ساوه عاشیق موحیطي’نين دئموگرافيک ياپيسي:

تورک عاشیق‌لیق گله‌ نه ‌یی نين چوخ جانلي اولاراق ياشاديغي موحیطلردن بيريسي ده‌ قوم-ساوه عاشیق موحیطيدير. بو موحیطي، کرج، قزوین، ابهر، قیدار، بيجار، اسداباد، نهاوند، عراق، کاشان، قوم و تهران شهه‌ رلري احاطه ائتمکده ‌دير. قوم-ساوه عاشیق موحیطي داخیلينده بو اؤ‌نمه‌لي يئرله‌ شيم يئرلري بولونماقدادیر: آبگرم، آوج، باهار، بويون زهرا، جعفرآباد، ابهر، عراق، فراهان، اسداباد، اشتهارد، قاراقان، همدان، هشتگرد، کازيران، قزوین، کبودر آهنگ، کرج، قیدار، کومیجان، قوم، ملاير، مزليقان، مرداباد، نهاوند، نووبران، رباط کریم، رزن، رودبار، تفرش، ساوه، ساوج بولاغ، شهریار، تهران، تويسرکان، اورودرگزين، ورامين، زرند.1

قوم-ساوه عاشیق موحیطينين عاشیقلاري زنجان، شیراز، فيروزاباد، مشهد كيمي چوخ اوزاق تورک موحیطلرینه ده دعوت ائديلمکده ‌ديرلر.

“قوم-ساوه عاشیق موحیطينده مسکون بولونان تورک بويلاري (طایفالاری‌) نين باشليجالاري بونلاردير: آجيرلو، آفشار، امله، باهارلي، بايات، بیگدلی، جلاللي، دئل‌لر، گئلباغی، خلج، حاللاچ، خدابنده ‌لو، قاجار، قارا-گؤزلو، قاراپاپاق، کلون، کنگرلو، کؤسه‌ لر، کورد-بئگلو، لک، محمدلي، موغانلي، موسولو، سولدوز، شاه سئون، تورکاشوئد، تورکمن، يارجانلي، زه ‌غل، زرگر، ذوالقدر.

بو بؤلگه‌ ده ياشايان تورکلرين بير قیسمي هله يايلا حاياتيني داوام ائتتيرمکده‌ دير. حئیوان سورولري ایله بيرلیکده يازلاري یایلاقلارا گئتمکده‌ ديرلر. بير چوخ تورک بويو كيمي بونلار دا ياز مئوسمینه ” ياي ” دئیه ‌رلر. بونون ايچين ده يازين بارينديقلاري و قوناقلاديقلاري يئرلره “یایلاق” و یا ” يايلا” آدي وئريلير. قیشين قوناقلاديقلاري يئرلره ايسه ” قیشلاق ” دئییلير. همدان ايله قیدار آراسينداکي قاراقان داغلاري یایلاقلاريدير. ساوه، قوم و تهران اوچگئنينده قالان بؤلگه‌ ايسه قیشلاقلاريدير. بو موحیطه شاهسئون حوزه‌ سی ده دئییلیر.

قدیم تورک يوردو اولان بو بؤلگه ‌ده، چوخ اونلو تورک عالیملری يئتيشمیشدیر. اوستاد شاعير تئلیم ‌خان، اوستاد شاعير خوندابلي مهجور، رشیدالدين فضل‌الله، عین القضات همدانی، شاعير بسته‌کار ابولقاسیم عاريف، شاعير تورکمن ماحمود (تئلیم‌خانين تورونو)، فيلوسوف قيرچي قايخان خلجلي، شاعير رضاعلی، همدانلي غیب علی، بويوک تورک دوشونورو جمال الدين آفغانی اسدآبادی، آراشديرماجي يازار علی کمالی بونلارداندير.

5.2. قوم-ساوه عاشیق موحیطي’نه منسوب اوستاد عاشیقلار:

بو بؤلگه‌ خالقينين یاخین زامانا قده‌ ر کؤچه‌ به حاليندا ياشامالاري و عاشیقلارين دا اونلارلا بيرلیکده داغلاردا، يايلالاردا ثابت اولمايان مکانلاردا صنتلريني ايجرا ائتمه ‌لري، اثرلرينين قئیده گئچمه ‌سينه ايمکان وئرمه ‌میشدیر. سون يوز ييل بويونجا قاشقای تورکلري ایله بيرلیکده بونلارين دا سوره‌ کلي حکومت گوچلري طرفيندن تعقیب و تادیب ائديلمه ‌لري ده عاشیقلارين اثرلرينين توپلانماسيني انگل‌له‌ یه‌ ن بير دیگر گوچ اولموشدور.

ایندیليک بو بؤلگه‌ ده سون يوز ایلده ياشاميش بير میقدار عاشیقين وارليغيني تثبیت ائده بيلديک. اومود ائدیریک کي آراشديرمالاريميزي سوردوردویوموزده باشقا عاشیقلارين و اونلارين اثرلرينين ايزينه راستلاياجاییق.

“قوم-ساوه عاشیق موحیطينده حتی زنجان، سولدوز، خوراسان كيمي دیگر ايران تورک عاشیق موحیطلرینده اوستاد تئلیم‌خان3 آدلي تورک اوزاني عاشیقلارين پيري، اوستادي قبول ائديلمکده‌ دير. بوتون عاشیقلار اونون شئعرلریني ازبر بيليرلر. اوستاد تئلیم ‌خانين (تئليم خان، 1742 - 1829) ايکي شئعري:

محمد

ازل حاق نوروندان قدرت قلمین
یازدی عرش- موعللایا محمد
کوفرون گونو يانديريردي عالمی
شوکور آللاه سالدي سايه محمد.

منع ائديب باطيلي حاققی بويوران،
حلالی حرامدان سئچيب آييران،
بوتلاري سينيديريب منبر قئييران،
قدم باسان موصللایا محمد.

بو تخته بو تاجا تبارک اللاه،
ايبراهيم ده سالدي کعبه بئيت ‌اللاه،
موسا تور’دا، کيليسادا روح ‌الله،
ميندي گئتدي او سمايا محمد.

عرشدين بوئيانيندا کلام-ي رواج
ملکلر باشیندا نور دورور تاج
دؤردونجو آسماندا گئتدي وئردي باج،
انگشترین یدواللاها محمد.

عاريف بيله‌ ر بو کلامي بو ديني،
اوخورلار حق کيتابيندا ياسيني،
يارب اولور باخا قييامت گونو،
تئليم کيمي بینوايا محمد.

شئیخ صنعان

شئیخ ـ ی صنعان کيمي ترسا سئوميشه‌ م،
راستا يوللاريمي کئج ائیله‌ میشه‌ م.
بير ناخلف کسه دوچار اولموشام،
باشیمنان عاقليمي نئجه ائیله‌میشه‌ م.

ضرر اولوب، ائله‌ديیيم ائتديیيم،
کاساد اولوب بازارلاردا ساتدیغیم،
الدن چيخيب تور آتديغيم توتدوغوم،
قوودوغوم جئيراني نئجه ائیله‌میشه‌ م.

بير وفا گؤرمه‌ديم سولطاندان خاندان،
بير تيکان چيخاردان اولمادي جاندان،
قونشولاريم کؤچوب اويان باياندان،
آراليق ائويمي اوج ائیله ‌میشم.

آللاه بيلير نه قده ر پاکام آري‌يام،
نئجه بخت -ی قارا شوم سيتاره ‌یه م،
محنت املاکينين د